۵ پاسخ

آرسامم همینع بخاطر همین ظهر میخابونشم یا کلا بیدار میمونه بعدش شب فیلم لالایی میبینع میخابه چون خسته میشه

من دراز میکشم رو تخت چراغا همه خاموش
دخترم انقد وول میخوره
میره و میاد تا کم کم بخوابه
میبینی یساعت در رفت و امده... و اسباب بازی میاره
یهو میگه رژ بده بهم
انجیر بده
اب میخوام
یعنی هزار و یک بهانه

منم بخدا عین شمام دیگه کشش ندارم خیلی عصبی شدم دخترم خیلی بیقراره شب و روزمون کلا قاطی شده

وایییی سس سالما دارم میمیرم دیگ از این بحراااا
کی قراره تموم بشه ایشالا الله اعلم

داستان صوتی پگاه یا کریم نشیبا رو بزن کم کم عادت میکنه

سوال های مرتبط