۷ پاسخ

🥹🥹منم ی پسر بشدت وابسته دارم از الان دلم میسوزه چجوری بزارمش برم خدایا چرا اینقد دل مامانارو کوچیک کردی

وای خداااا منمممم
روزی که نامه بستری گرفتم و فهمیدم ۲ روز نیستم پیش دخترم کل روز بغض کردم یا گریه کردم چراااا مادر بودن اینقدر سخته عاخه😞😞

وااای منم همین درگیری رو دارم‌ اشک تو چشمام جمع شد🥲امیدوارم روز زایمان عمش بیاد شهرمون عمش رو خیلی دوست داره نگهش داره...پسرت چند سالشه

عزیزم پسر شما که ماشالا بزرگه ، من چیکار کنم ک باید پسر 3 سالمو بذارم و برم برا زایمان ... پسرمم شدیداً به من وابستس یک ساعت هم تحمل دوری منو نداره موندم دو سه روز چی میکشه بچم بدون من 🥹🥹🥹 باید هر روز بیارتش بیمارستان ببینمش وگرنه خودمم دیوونه میشم 😓

ای جاااانم
گلم ماشاالله بچه ات بزرگه و حتما قبلش باهاش صحبت کردی و آماده اش کردی واس روزی ک نیستی
بخودت امید بده گلم همش۱ـ۲روزه

من وقتی اومدم خونه ازبیمارستان پسرم اینقدرچشاش بغضی شد تامنو دید ولی نمیتونست گریه کنه منم‌حسابی بغل و بوسش کردم ولی دلتنگیمم رفع نمیشد بعدش که یکم گذشت و داداشش رو دید خیلی حالش عوض شد هنوزم خیلی بغلش میکنم و بوسش میکنم ولی حس همون روزی رو دارم که خیلی بغض داشت ولی اونوقورت میداد که قوی و خوشحال بنظر برسه🥺🥺

بگم اشکم در اومد با تاپیکت😥خودم تصور کردم ک چطور دخترم یه روز منو نبینه میخوان چطور سرگرمش کنن

سوال های مرتبط