وقتی زیادی دلم میگیره و واقعا واقعا کسی و ندارم دردل کنم یا اینجا تایپ میکنم یا نوت گوشی
خسته شدم کلافم
چرا این بچه ها انقد لج میکنن که مجبور میشیم دعواشون کنیم
اوایل سر اینکه نمیزاشت پوشکش کنم
شروع شد که دعوا کنم و گاهی خستم کنه و داد بزنم
بعد شرتی گرفتم . راحت شدم بعد باز سر پوشک گرفتن انقد پسرفت کرد و جیش کرد انقد بارها مجبور شدم دعواش کنم حتی یکبار زدمش از پشتش
که هنوز یادشه و میگه دوس ندارم منوبزنی
بعد بخودم قول دادم دیگ سرش داد نزنم حتی اگه کل خونمو شاشید
یه هفته ای درس شده امروز اومدم خونه خواهرم
اینم خیلی حساسه انقد تند تند دخترمو از ترس میبرم دسشویی اینم گریه کرد ندارم منم دعواش کردم عصبی شدم
آخ که بمیرم برات مادر
غلط کردم
خدایا منو ببخش
انقد ازش معذرت خواهی کردم ببخشید دخترم ،،ببخشید داد زدم
الان دارم دق میکنم
قسم خوردم دیگ تا یاد نگرفته جیششو کامل نرم خونه کسی که مجبور شم دعواش کننم
الآنم مجبورم بیام چون خونه م بازسازی دارم در گچ و خاک


شما هم بچه هاتون دعوا کردین

تصویر
۷ پاسخ

همیشه به خاطر نفهمی بعضیا و ترس از حرفاشون زورمون به بچه هامون‌میرسه

دخترمن تقریبا الان دو دوماه که دیگه پوشکش نمیکنم نه شب نه روز وقتی خونه خودمون باشیم خودش شلوارکشو در میاره میره میشینه رو قصریش ولی خونه کسی بریم خودم باید تند تند ببرمش و‌شرت اموزشی پاش میکنم چون همش تنهاست تو خونه نمیشه هم جایی نبرد و خونه کسی نرفت به هرحال باید این دوره رو بگذرونیم ... منم یه موقع هایی دعواش میکنم بعدش به شدت عذاب وجدان میگیرم الان رفتم تو اتاق اومدم رو مبل جبش کرد یکی دوبار از مدتی که گرفتمش خطا داده ولی دقیقا رو مبل جیش کرد نتونستم جلو خودمو بگیرم گفتم یه بار دیگه جیش کنی گوش تو میگیرم 😭😭 الان که خوابیده مثه س... گ. پشیمونم همه ماها این اشتباهات رو داریم ولی ادم یه موقع هایی رد میده دخترمنم رو خیلی از کاراش لج میکنه و باید خودش انجام بده مثلا خودش باید کفشاشو بپوشه و برعکسم میپوشه بهشم بگی مامان برعکس پوشیده میگه نه مامان زهرا تو بلدی نیست اسم خودش روکه لیانا هستش میگه نانا بلده تو دست نزن خیلیم گیر بدی سرو صدا میکنه تو راه پله منم باهمونا میبرمش بیرون 😂

من برای اینکه داد نزنم سر بچم رفتم از روانپزشک دارو گرفتم ! یه هفته ست بهترم

من بخاطر اینکه مامانم وسواسه اصلا خونش نمیرم زنگم نزدم 🫤🫤

منکه تا ابد درد از پوشک گرفتن تو سینه م حس میکنم اون قد خانوادم تو روی بچه گفتن پوشک نکن بزرگ شده خیلی دخالت کردن دخترمم شنید آخرش گفت بزرگ شدم پوشک نمیپوشم مجبور شدم بدون امادگی کامل شروع کنم واقعا بار روانی سنگینی رو تحمل کردم آخرش هم کم آوردم و دعواش کردم خوب اگر میخواستم با زور و دعوا بگیرمش همون دوسالگی میگرفتم چرا تا الان صبر کرده بودم من به قدری از دست مادر نفهمم ناراحتم از پاییز عین کنه چسبیده بود ولم نمیکرد ای کاش زودتر حذفش کرده بودم ولی الان دیگه دلم نمیخواد ببینمشون مردم از مادر شوهر میخورن من از ماد خودم سوختم بدم سوختم الان بقدری افسردگیم شدید شده که جز مرگ چیزی ارومم نمیکنه که چرا وای رسته گلم سگ بودم چرا گذاشتم بقیه گند بزنن به هیکلم لعنت به همشون 😭😭😭😭😢😭

آره منم همینم

من خیلی مامان بدیم وقتی عصبی میشم نمیدونم چیکارمیکنم و داد میزنم😞

سوال های مرتبط

مامان هانا🧚🏻‍♀️ مامان هانا🧚🏻‍♀️ ۳ سالگی
الان که تاپیکا رو میخوندم دلم خواست یه چیز از تجربه خودم بگم به مامانایی که دارن بچشون رو از پوشک میگیرن.
من خیلی خوب دخترم رو از پوشک گرفتم در کمتر از یک هفته کاملا همکاری کرد. اما نکته اش این بود که اصلا دعواش نکردم. اصلا استرس بهش ندادم. حتی وقتی خونه رو چند بار کثیف کرد و می‌خواست گریه کنه آرومش کردم گفتم اشکال نداره عزیزم الان تمیزش میکنیم و با ارامش بهش گفتم خونه جای جیش نیست جیش باید بره توی دسشویی.
آنقدر خوب یاد گرفت که حتی شبا هم خودش بیدارم میکنه میگه خیلی جیش دارم مامان.
اما.... چند روز پیش که قرص اورژانسی خورده بودم و خیلی عصبی بودم و غذام هم رو گاز بود وقتی هانا رو بردم دسشویی و هی بازی گوشی کرد و من با حرص گفتم نمیخواد دسشویی کنی بیا بریم و گریه کرد و محلش نذاشتم. و چون هورمونهام به ام ریخته بود چند روز بی حوصله بودم. بخاطر این قضیه دوبار پشت سر هم تو خونه جیش کرد. چون دیگه دلش نمی‌خواست بره دسشویی و نمی‌گفت. فقط بخاطر یه بار دعوا کردن و بی‌حوصلگیم بعد از اینکه کامل یاد گرفته بود.
اینهمه تایپ کردم که فقط بهتون برسونم که چقدر بچه حساسه و چقدر باید حواسمون باشه به رفتارمون.
مامان آنیل مامان آنیل ۳ سالگی
#فرزندپروری
#دورهمی
#کودک
#زایمان
#پوشک
#جیش
خانما نمیدونم چرا انقدر من عصبی و پرخاشگر شدم و هروی می‌خوام خودمو کنترل کنم و با هر روشی دوست ندارم اصلا با دخترم دعوا کنم صبح که بیدار میشم میگم امروز باید قول بدی مامان خوبی باشی و سرش داد نزنی،عصبی نشی،اگه پی پی کرد توی پوشک داد نزنی😔ولی وقتی از صبح که شروع میشه چندبار به دخترم میگه اگه دستشویی داشتی بگو ولی باید خودم به زور ببرمش،پی پی رو که به زور و اصلا انجام نمیده و برمیگرده داخل پوشک انجام میده،واقعا خیلی وقته دارم از پوشک میگیرمش ولی اصلا همکاری نمیکنه بعضی وقتا داد میزنم حتی میزنمش میشینم کلی هم گریه می‌کنم براش که چرا خودمو کنترل نکردم ولی اون لحظه حتی بهش میگم کاش نداشتمت ولی مثل چی پشیمون میگم خدایا منو ببخش😭
خیلی بخدا براش تلاش میکنم و نمی‌خوام بی ادب باشه ولی واسه پوشک گرفتن واقعا بریدم دیگه شما بگین چکار کنم 😔😔
دیشب هم آخروقت بود هم من هم باباش کلی دعواش کردیم که پی پی دوباره نکرد توی دستشویی و با کلی گریه پوشک کردمش،شوهرمم ازم ناراحت شد که دعواش کردم و با ناراحتی رفت سیگار کشید و گرفت خوابید میگه داریم بچه رو با این روش نابود میکنیم ،باور کنین همه روشارو امتحان کردم مهربونیت داد ملایمت ولی فایده نداشت...🥺🥺😔😔