۱۰ پاسخ

والا من جرات نمیکنم بشینم همش بچه هایی هستن ک دس بزن دارن
ماهک اصلااا اهل زدن کسی نیست ینی نمیدونه ینی چی یهو یکی میاد میزنتش شوکه نگاهش میکنه
بخاطر همین مدام نزدیکشم

ولی مستقل بلده بازی کنه کامل

نه بابا منم باید باهاش برم بشینم بازی کنم چون همش الکی دور خودش میچرخه اصلا بازی نمیکنه البته خیلی کم میبرمش براش جالبع

من نبردم هنوز خانه بازی ولی پارک خودش بازی میکنه
کجا میبری خانه بازی

من کنارشم بچه های دیگه اگه دختر باشن مراقبش هستن بالای سرسره، اما پسرا خیلی بد بازی میکنن پسر منم کاراشون میبینه مثل اونا میخواد انجام بده یعنی از لبه سرسره میان پایین اینم ازهمونجا میخواد بیاد پایین یا برعکس میشینه

من جدیدا خودم میرم دورتر ک خودش بازی کنه گاهی میاد میگه توام بیا پیشم ولی خب چون بچه های دیگم هستن باید مراقب بود تا کم کم خودش بتونه مشکلشو حل کنه ک کسی نزنن هلش ندن زور نگن بهش

پارکی ک میبرم پسر دخترای تا کلاس پنجم هم میان نصف بچه ها بزرگن 😐 بعد پسرا میرن سرسره من میترسم میگم پسربچه شره نکنه بیفتن روش یا هولش بدن الانم بچن ان شالله سال بعد یکم این نزدیک بودنه رو کمتر میکنم

نه اصلا نمیگه بیا خودش همه بازی هارو میره
خونگرمه میره پیش بچه ها باهاشون دوست میشه حتی نمیزاره دستشو بگیرم موقع بالارفتن سرسره ولی خب من نمیتونم اعتماد کنم مثل بعضی مادرا بشینم رو صندلی کلا ایستاده کنارشم هرجا میره فقط نگاش میکنما میزارم خودش بازی رو کنه

بچه منم مستقله خودش دوست داره بره همه رو ولی من به جامعه و بچه های دیگه اعتماد ندارم کلا چسبیدم بهش

من کلا نزدیکشم چون همه سن بچه هست اومدو یه بچه سهوا بیفته روش یا خودش بیفته اصلا نمیتونم دور بمونم ازش چسبیدم بهش

سوال های مرتبط

مامان فاطی نور وتودلی مامان فاطی نور وتودلی هفته نوزدهم بارداری