سلام رفته بودم بیرون 🥹یک خانومه یک بچه همسن دختر من داشت پسر بود طفلک خواروبار فروشی بودم بچه میرفت مثلا پفک برمی‌داشت من داشتم نگاه میکردم میگفت مامان این میخام چنگ میزد از دست بچه که انگار جنایت انجام داده 😟یا میگفت وحشی بتمرگ خفه شو حرف نزن میزد پشت دستش 😟دست بچرو مثل یابو می‌کشید 😤میزد پشت سرش که اصلا حق نداری به چیزی دست بزنی بخدا دختر من به تمام خوراکی ها اونجا دست میزد برمی‌داشت واسش توضیح میدادم که اینا واست خوب نیست حالا اون طفلک بچه یک پفک وکیک برداشت بیا وببین زنیکه اعصاب نداشت نمیخام قضاوت کنم ولی خدایی اعصاب ضعیفه بچه نیارن خوب اونا چه متوجه میشن گناه دارن بخدا پسره اومد سمت دختر من یهو اومد دستش وکشید😔که گاوی نمیفهمی میگم یکجا واستا منم بهش گفتم عزیزم میدونم بچه بزرک کردن سخته وهمه مسعولیتش رو دوش ما خانوماس ولی توروخدا بزار بچت بچگی کنه بزار شیطونی کنه جلوش ونگیر گناه داره اون هیچ درکی از حال تو نداره تو بهترین سایه امن هستی واسه بچت خداروشکر کن که سالمه وداره فضولی میکنه میگه خستم کرده گفتم مگه چیکار میکنه کاری میکنه که همه بچها انحام میدن تورو خدا نزار بچه عصبی وعقده ای بار بیاد آرومش کردم

۵ پاسخ

از وقتی مادر شدم هیچ مادری رو قضاوت نکردم
نمی‌خوام طرفداری کنم میدونم خیلیییی سخته حال روحی و روانی بدتو کنترل کنی و روی بچه خالی نکنی....ولی زندگی همه مثه هم نیس....ممکنه خیانت دیده ممکنه شوهرش دست بزن داره ممکنه معتاد یا بیکار باشه که زنه رو عاصی کرده وگرنه هیچ مادری دلش نمیاد با بچش چنین رفتاری کنه 💔

آفرین به شما مامان اگاه

چ مامان بیشعوری🥲

چه مامان بیشعوری بوده طفلک بچه😔😔

😔😔😔😔😔

سوال های مرتبط

مامان بهارزندگیم😍 مامان بهارزندگیم😍 ۳ سالگی
سلام یعنی خدا واسه کسی نیاره دیروز نوبت دکتر داشتم واسه دخترم😂😂😂ساعت ۶ رفتم بخدا ۹نوبتم شد فکر شو بکنین با بهار اونجا بودم 😂یعنی آبرو که برام نزاشت بنظرم ۵۰ نفر اونجا بودن بچهاشون از کوچیک به بزرگ آورده بودن😂😂یعنی با تمام خانوم‌های اونجا دوست شد 😂میرفت میگفت خاله بچتون چکاره بنده خدا توضیح می‌داد باز میرفت سر وقت یکی دیگه 😂😂میگفت شما بچتون چکاره چرا گریه میکنه خاله چرا بچتون اعصاب نداره🤣🤣🤣اینا میخندیدن مگه یعنی بقران فقط همین اینطوری با همه دوست میشد هاااا 😂بعد خانومه میگه توکچرا اومدی دختر خوشکلم دکتر 🙈🙈میگه من اومدم کونم میسوزه 🤣🤣🤣دکتر آمپول بزنه 🤣🤣🤣زنه انقدر خندید میگه وای گفتم خارش مقعدی داره 😂😂😂واسه همون میگه کونم میسوزه😂وای خدا ۳ساعت آبرو و اعتبار واسم نزاشت 😂ماشالله هر کار مکردم بخدا مگه مینشست😂😂میگفت مامان نکن یک بچه ۳ماهه به مامانش میگه خاله خوب گوشیت قط کن 😂😂😂نی نی داره گریه میکنه جی جی میخاد 🤣🤣🤣🤣شیشه شیرش داده خانومه میگه تو بیا بهش بده باز رفته شیشه گرفته تا بچه شیرش خورده😂اصلا یک وعضی از دکتر اومدیم بیرون هر کی رد میشه میگه خاله خدافظ عمو کار نداری 😂خدافظ
مامان ساره مامان ساره ۲ سالگی
سلام مامانا امروز دخترم اینقد رو اعصابم راه رفت و بهونه گرفت چیپس میخوام چیپس میخوام و هیچ جوری نشد منصرفش کنم و حسابی خسته بودم و کلافه از دست بچه های مدرسه دیگه تو راه برگشت بلاجبار این چی پلت رو واسش خریدم اومدیم خونه حواسش رو پرت کردم که مثلا بسته رو باز کردم کمتر واسش بریزم تو ظرف تا بسته رو باز کردم و خالی کردم تو ظرف یک عنکبوت بزرگ با بچه هاش پریدن بیرون دخترم فقط جیغ میزد منم سریع تمام ظرف رو تو سطل آشغال خالی کردم و اسپری حشره کش رو تو سطل خالی کردم و دربش رو بستم🤢
یعنی اینقد خوشحالم که دخترم این صحنه رو دید! انشاءا... که درس عبرتی بشه واسش دیگه نگه آت و آشغال میخوام! هرچند وجود یک همچین چیزی هیچ جوره توجیه نمیشه
مثلا اگر یک بچه اینو خریده بود و تو راه مدرسه میخورد چی؟!
تاریخشم نگاه کردم واسه بیست مرداد بود از اون موقع تا حالا از محتویات بسته خوردن زاد و ولد هم کردن!
اینم دست گل عمه جونشه! من اصلا اینجور چیزا به بچه هام نمیدم ولی عمه ش هروقت اینو میبینه شکلات و چیپس و پفک و اینجور آت و آشغالا بهش میده آخه من یکبار بگم نده دوبار اخم کنم سه بار دعوا کنم دیگه چیکار کنم بعضیا چرا نمیفهمن تو تربیت و اصول تربیتی بقیه نباید دخالت کنن😐
پسرم اصلا علاقه ای به اینجور چیزا نداره چون از بچگی ندادمش ولی دخترم متأسفانه بهش دادن و به دهنش مزه کرده و میدونه من نمیدم تا عمه شو میبینه میگه پفک میخوام!
خدا کنه با چیری که امروز دید از سرش بیوفته و عمه شم به راه راست هدایت بشه
تو رو خدا ازین جور چیزا به بچه ها ندین 🫠
مامان رادوین مامان رادوین ۳ سالگی
اونروز با پسرک طبق معمول رفتیم پارک سرخیابون
وتا رسیدیم انگار که هزاااارساله پارک نیومده یه هوراااااییییی سرداد
منم از خجالت اینور و اونور رو نگاه کردم و مثل مامانای قدیمی لبمو گزیدم که اِ وا بچه چرا همچین میکنی اخه جلو مردم زشته🫦
(شوخی میکنم)
خلاصه مث پرنده ای که از قفس رهاشده پرید سمت سرسره ها
بعداز یکمی بازی چشمش به یه دختر که همسن و سال خودش بود افتاد اول ایستاد روبروش نگاش کرد بعد دلش میخاست بغلش کنه ولی در اخر یه لپی ازش کشید و ختم بخیر شد ماجرا🙃
بچه ها اومدن سمت سرسره من و مامان اون دختره سمت هم اومدیم و یکمی مشغول صحبت شدیم ازم پرسید به بچت زدن یاد دادی؟ منم زدم پشت دستم و با یه لحن متعجبی گفتم اِ وا بمن میاد به بچه از این چیزا یاد بدم ؟ (شوخی میکنم) بهش گفتم من برخلاف نظر روانشناسا به بچم گفتم هر کی زدت بزنش و اگه حس کردی کسی داره اذیتت میکنه از حقت دفاع کن
گفت منم همینطور ولی به بچت میاد بزنه و از پس خودش بربیاد
خندیدیم 😊
گرم صحبت بودیم و از بازی بچه ها کیف میکردیم نمیدونم چیشد بچه من تمام بچه های پارک رو بیخیال شد اَد رفت اون دختره رو زد
من و مامان اون دختر هر۲ این صحنه رو دیدیم و رفتیم سمت بچه ها
به بچم گفتم مادر چرا زدی گفت بچه ها هُل دادن(یه بچه نوبت بالا رفتن از سرسره بچه من رو گرفته و بچه من حرصی شده بود و به اولین نفری که رسیده تلافی دراورده)
خلاصه تو دلم گفتم مادر توکه از این کارا نمیکردی این دفعه هم آبروداری میکردی بچه🤣
خانمه برگشت بهم گفت دیدی گفتم 🫡🙃
خلاصه که فهمیدم نباید پشت بچه دراومد و بگی نه اهل هیچی نیس
چون واکنش بچه ها غیرقابل پیش بینیه یهو دیدی همون لحظه شد😆
واسه شما هم افتاده از این اتفاقا؟
#فرزندپروری سونوگرافی انومالی غربالگری پوشک
مامان برسام مامان برسام ۳ سالگی
توروخدا همتون جواب بدین خیلی فکرم درگیره
بچهای شما که همسن پسر منن میتونن از خودشون دفاع کنن؟ بچه ای نزدیکشون میشه یا میخواد بزنه چیکار میکنن؟پسر من تا چندوقت پیش خیلی غلدری میکرد مثلا میرفتیم بیرون هرجا هرکی باهاش حرف میزد این سرش داد میکشید اما اینجور هم نرود که هرکیو میبینه بره بزنش ولی چندوقت پیش بردمش خانه بازی یه دختری که فک کنم دوسال از پسرم بزرگتر بود نمیذاشت پسرم با لگوها بازی کنه مامانشم اصلا اهمیت نمیداد پسر منم گریه میکرد که حتما میخوام لگو بازی کنم اونم لج کرده بودنه نباید دست بزنی منم به دختره گفتم عزیزم دوتاتون بازی کنین وقتی گوش نکرد پسرمو بردم جلو گفتم نصفش برا پسر منه نصفش برا تو بعد گریه کرد رفت پیش مامانش پسر من از گریه اون ترسید دیگه هرکار کردم بازی نکرد حتی دختره از پارک هم رفت باز پسرم بازی نکرد و انگار کلا دل و دماغشو از دست داد از اونموقع تا میریم خانه بازی میخواد دست به لگوها بزنه میمونه منتظر نگاه آقاعه صاحب اونجا میکنه تا بهش اجازه بده اگرم کسی بهش بگه دست نزن زود میترسه میاد عقب دوست ندارم اینجور باشه قبلا اینجور نبود اصلا حرف کسیو گوش نمیداد سا مثلا یه بچه میاد سمتش یکم میترسه میاد پیش من ولی مثلا با پسرعموهاش بازی میکنه بعضی وقتا میزنشون چجوری یادش بدم بتونه از خودش دفاع کنه؟ میخوام ببینم اقتضای سنشونه؟ شوهدم میگه شاید سرش داد میکشیم اینجور شده آخه خیلی بچه بدقلق و لجیه بعصی وقتا مجبور میشم داد بکشم سرش
مامان برسام مامان برسام ۳ سالگی