۷ پاسخ

ماشاالله چقد رو دادین به نامادری
ما که سلام هم میترسن بکنن
چقد هم شما عادی برخورد کردین من که پای بچه ام وسط باشه سرش جنگ راه میندازم

خودت داری میگی نامادری چه توقعی داری ازش
ولی کلاشمابه بجه نبایدبگی میزنمت میذاشتی مسرت خودش توپشوبگیره کلاواسه اعتنادبنفسش خوبه

حداقل دعوا میگرفتی بعد میرفتی

خب اینا چ ربطی ب نامادریت داشته ک دخالت کرده ؟وکیل وصی بقیه بوده؟عجیبه

بابام ناراحت شد کلی حرف زد ولی دیگه شوهرم گفت بریم خونه تا بدترحرف نزده

سلام بد ذات نامادریت هست خودش بره گم‌ شه بابات هم بود بابات چی بهش نگفت

میزنمت که نامادریم برگشته میگه گمشو برو خونه خودتون منم آژانس گرفتم اومدم

سوال های مرتبط

مامان 🩷پرنســـا🩷 مامان 🩷پرنســـا🩷 ۳ سالگی
سلام خوبید خانما
لطفا میشه قضاوت کنید من پری روز سبزی قرمه گرفته بودم پایین داخل حیاط مادر شوهرم سرخ میکردم بعد دختر خواهر شوهرم اومد وایساد کنارم گفت زندایی هنوز خیلی مونده گفتم آره کمرم هم انقدررر درد میکنه گفت چرا گفتم پریو بعد حرفم قطع کردم گفتم کلاس چندمی گفت هفتم گفتم پریود شدی گفت آره گفتم منم به اون دلیل کمرم خیلی درد میکنه
این برا من شد داستان😕.خواهر شوهرم گفت دخترم
بدش اومده گفته زندایی به حریم خصوصی من وارد شده خوشش نیومده از حرفت حتی زن عموش هم گفته من برای دخترم سوتین میبندم تو هم میبندی دخترم گفته زن عمو خجالت بکش این چه سواله
منم گفتم والا نمیدونم من وقتی پریود شدم هم سن دخترت بودم وقتی سوتین بستم هم سن دخترت بودم زنداییم برای سوتین کادو آورد خیلیم خوش حال شدم کلی هم راجب مراقبت های پریودی صحبت کرد باهام من هنوز مدیونشم بعد خواهرشوهرم گفت خودم این چیزارو به دخترم گفتم چرا تو بگی من گفتم نه این که من بگم من یه سوال پرسیدم ولی خودم تو شرایط دخترت بودم هنوز اون کارا زنداییم تو ذهنم مونده حتی سر جریان حاملگیم هم زنداییم کلی راهنماییم کرد گفت بدت نمیاد گفتم نه گفت خب نه این دخترم مثل خودمه منم گفتم آرع شما اینجورید خودت به دخترت یاد دادی بدش بیاد نوع تربیتت من نوع تربیتم اینجور نبود