گاهی چنان رد میدم از دست پسرم که توان انجام کاری ندارم؛ دیروز با پسرم بیرون بودم بعد همش تو خیابون شیطونی میکرد منم فقط وایمیستادم و حواسم بهش بود که به خودش آسیب نزنه ولی هیچی نمی گفتم ...مثلاً از پله های بانک هی می‌رفت بالا پایین ... اون سکوهای توی پیاده رو هست...رو اونا می‌رفت و می‌پرید....خلاصه هر کاری دلش میخواست میکرد... ظاهراً یه آقایی توی پیاده رو حواسش به منو پسرم بود و داشت مارو رصد میکرد... یهویی دیدم اومد پیشم گفت خانوم آفرین به این بچه داریتون چقدر صبر و حوصله دارین خانم من اصلا حوصله بچه ندارن همش دعوا می‌کنه طفلکو .... تا اومدم جواب بدم رفت ... چنان عصبانی بودم از حرفش که حد نداره...خوب بزغاله وایمیستادی جوابتو میدادم من اونقدر که نشون میدم آروم نیستم یه دیو سه سریم که بیا و ببین ....اه حالم بد شد این چه مقایسه مسخره ییه آخه ....دلم برا خانمش سوخت با این شوهر بی درک 😒


فرزند پروری شیرخشک کودک پوشک

۵ پاسخ

سلام ب مادران دختر من سه ماه دیگه‌میشه سه سالش

تقریبا دوماهِه ک بشدت لجباز شده و گریه میکنه یسری حرکاتا از خودش نشون‌ میده ک‌فک میکنی اصلا حالیش نیس در صورتیکه‌ب موقع حرفای بزرگونه‌میزنه و‌عقل همه چیو داره

خونه هستم اخم میکنم و توجهی بهش ندارم اگه گریه یا لج کنه خودش اروم میشه

ولی مهمونی میریم اونقد لج و گریه میکنه سرِ هرچیزی که اصلا اخم میکمم فایده نداره و نمیتونم بی توجه باشم تو جمع چون گریه ولجبازیش بشدت رو اعصاب دیگران میره مجبورم ب سختی ارومش کنم


روزی ده باز لباس عوض میکنه بی دلیل



ماادری هستم ک از اول خیلی باهاش اروم بودم و اصلا کار زشت و حرف زشت جلوش نزدم


یا مثلا لوسش نکردم


دارم دیوونه میشم راهنماییم کنید

واقعا نباید خانوما رو مقایسه کنن
خب خودشون هم باید کمک بدن نه اینکه فقط نگاه کنن

اره دیگه ادم وقتی بیرون از خونه هست خویشتندار تر میشه،معلومه که خونه قابل مقایسه با بیرون نیست

دقیقا خاستم بگم چه مرد چندشی
خودت اخر تاپیک از خجالتش دراومدی

چقد بدم میاد ازینجور اقایون ، خب تو کمکش میکنی ؟

سوال های مرتبط

مامان هانا🧚🏻‍♀️ مامان هانا🧚🏻‍♀️ ۳ سالگی
الان که تاپیکا رو میخوندم دلم خواست یه چیز از تجربه خودم بگم به مامانایی که دارن بچشون رو از پوشک میگیرن.
من خیلی خوب دخترم رو از پوشک گرفتم در کمتر از یک هفته کاملا همکاری کرد. اما نکته اش این بود که اصلا دعواش نکردم. اصلا استرس بهش ندادم. حتی وقتی خونه رو چند بار کثیف کرد و می‌خواست گریه کنه آرومش کردم گفتم اشکال نداره عزیزم الان تمیزش میکنیم و با ارامش بهش گفتم خونه جای جیش نیست جیش باید بره توی دسشویی.
آنقدر خوب یاد گرفت که حتی شبا هم خودش بیدارم میکنه میگه خیلی جیش دارم مامان.
اما.... چند روز پیش که قرص اورژانسی خورده بودم و خیلی عصبی بودم و غذام هم رو گاز بود وقتی هانا رو بردم دسشویی و هی بازی گوشی کرد و من با حرص گفتم نمیخواد دسشویی کنی بیا بریم و گریه کرد و محلش نذاشتم. و چون هورمونهام به ام ریخته بود چند روز بی حوصله بودم. بخاطر این قضیه دوبار پشت سر هم تو خونه جیش کرد. چون دیگه دلش نمی‌خواست بره دسشویی و نمی‌گفت. فقط بخاطر یه بار دعوا کردن و بی‌حوصلگیم بعد از اینکه کامل یاد گرفته بود.
اینهمه تایپ کردم که فقط بهتون برسونم که چقدر بچه حساسه و چقدر باید حواسمون باشه به رفتارمون.
مامان DelVin💕 مامان DelVin💕 ۳ سالگی
تجربه ازپوشک گرفتن
من حدودیکماه بازش گذاشته بودم اوایل که اگر خودم حواسم بودوتکرارمیکردم جیش داری یامیبردمش خب جیش نمیکردشلوارش ولی اگر حواسم نبود گاهی مبگفت گاهی جیش میکردشلوارش توی این مدت بیرون میرفتم مای بی بی میکردمش بعضی مامانا رو میشنوم وقتی بچه جیش میکنه کتک میزنن اینکار نه تنها باعث یادگیری بچه نمیشه بلکه اون ترس بوجوداومده باعث میشه که اینکار تکراربشه من این مدت که جیش میکرد هیچوقت دعواش نمیکردم چون قبل اینکه بچه خودش اراده کنه خودم خاستم یاد بگیره خلاصه یه مدتی اینجوری سپری شد شبها گاهی مای بی بی کردم گاهی نکردم بعضی شبها که اب زیاد میخورد پیش میومد جیش کنه تا بالاخره بعد از چندین روز موفق شدیم یه روز که خاستم مای بی کنم به هیچ عنوان اجازه نداد و برای اولین بار بدون مای بی بیرون رفتیم اینقد حواسم بهش بود که جیش نکنه و چندین بارم گفتم ماشین نگه داریم جیش کنی که مخالفت میکرد واخرسر گفت بچه بیرون میره جیش نمیکنه
خلاصه توی این پروسه باید صبور باشید تابچه به تکامل مغزی نرسه نمیشه به اجبار وادار به کاریش کرد دختر من خودش یهویی یاد گرفت الان دیگه کامل میگه شب ادراری هم نداره
مامان بچه‌ک مامان بچه‌ک ۳ سالگی
روز دوم ترک پوشک هم آسون نگذشت. از صبح تا عصر یه بار خطا و یه بار جیش توی پاتی داشتیم و خبری از پی‌پی نبود. واضح بود که بچه داره خودش رو نگه می‌داره و تحت فشاره. عصر به ناچار پوشکش کردم و رفتیم بیرون و شب رو هم با پوشک خوابید.
از اون عجیب‌تر و دردناک‌تر اما تجربه‌ی روز سوم (دیروز) بود. از ساعت هفت صبح تا ۵ بعدازظهر بچه‌ک خودش رو نگه داشت و حاضر نشد جیش یا پی‌پی کنه. به‌ش آب‌پرتقال دادم که عاشقشه اما لب نزد. انگورهایی رو که براش گذاشته بودم از بشقاب برمی‌داشت، برای این‌که طعمش رو حس کنه یه گاز می‌زد و زود تف می‌کرد و از دهنش می‌داد بیرون. واقعا حیرت کرده بودم. انتظار نداشتم بدونه خوردن باعث می‌شه دستشویی‌ش بگیره و بخواد تا این حد پا روی خواسته‌هاش بذاره و خودش رو کنترل کنه. ساعت پنج دیگه از شدت فشاری که روش بود به گریه افتاده بود و منم سریع پوشک رو پاش کردم. جیش و پی‌پی رو توی پوشک کرد و با خیال راحت آب‌پرتقال و انگورهاش رو خورد (ادامه در کامنت)