خدا ب داد من برسه با مادرشوهر
میاد خودش میندازه باید آب غذاش بزاری جلوش بعد هرجا میرسه میگه عروسم نگهدار کردم
دنبال اینم چجوری ب شوهرم بگم ناراحت نشه
من با مادرم دعوام شد حتی برای سزارینم بهش زنگ نزدم روی سرم تو بیمارستان میخواستم پرستار بگیرم همسایه طبقه بالا نزاشت اومد رو سرم خونه رسیدم نیم ساعت دراز کشیدم پاشدم جدا برای خودم وبرای بچه ها و شوهرم اشپزی کردم من یه دختر ۳سال و خورده یه پسر ۲سال وخورده یکی هم که به دنیا اومده بود غذا اینا خودم درست میکردم سفره هم پهن میکردم اما بقیه کارا مثل جارو وشستن ظرف شوهرم انجام داد ...
دختر چرا با مادرت بد رفتار کردی دلشوشکوندی میتونست مواظب بچه ات باشه خودت کارتو بکنی من حسرت یه ساعت اینو دارم مادرم بیاد بشینه هیچ کاری نکنه فقط نگاش کنم تا دل سیر....
نه عزیزم من تا 10روز دوتا کمک داشتم روز 12روز گذشته بود رفتم بخیه هامو کشیدم یکم راحت شدم
البته اینو بگم بچه اولم از روز دوم کار کردم بلند شدم ولی این دفعه اذیت شدم
بدن با بدن هم فرق داره
غذا هم میخوای درست کنی صبر کن شوهرت بیاد حواسش به بچه باشه اندازه دوروز خورشت درست کن برنجم زیاد درست کن تو دوتا دیگ جداگانه بزار آبکش کن بعد بریز تو قابلمه بزارشون یخچال موقع ناهار یکم آب و روغن روش بریز بزار دم بکشه فقط خورشت قورمه قیمه فسنجون اینا چندروز میمونه راحتتری یه ماکارونی هم درست کن دو وعده کن بزار یخچال برای شام حالا یه شبم ساده بخورید شام زیاد مهم نیست
نگران نباش گلم خدا بهت نیرو بده خودت بتونب کاراتو بکنی
من که دخترم ۳۴هفته دنیا اومد از همون بیمارستان با شکم پاره زخم وبخیه اونجا سرپا بودم بچم ۶روز nicuبود دیگه بیمارستانم جز پدرومادر کسیو راه نمیدادن من یپام خونه بود یپام بیمارستان دیگه مجبور بودم سرپا بشم وقتی هم اومدم خونه خودم غذادرست میکردم فقط بهت دروغ نگم روز ترخیص دخترم همون روز مادرم غذا درست کرد برای ناهار بهم داد که تا فرداشم خوردیم بعدش خودمم وخودم بودم نه خونه کسی رفتم نه کسی خونم اومد شوهرمم کارای سنگین وسخت وانجام میداد منم بچه داری وکارای شخصیم وغذا درست کردن
سخته اما میتونی از پسش بربیای ما مامانا خیلی قوی هستیم،منمامانم تا یک ماهگی پسرم و سه ماهگی دخترم پیم بود البته من اونجا بودم،همیشه مامانم صفرتاصد کارامو میکرد،حتی غذا دهنم میذاشت با یه دست غذا درست میکرد با یه دست داروهامو خوراکی بهم میداد با یه دست پوشک بچه رو عوض میکرد یا دختر ۵ساله مو میبرد دستشویی و غذا بهش میداد،خلاصه صدتا دست داشت مدام سرپا شبا هم ساعت ۳و۴صبح میومد تو اتاق میگفتی تو برو تو اونیکی اتاق بخواب تا بچه رو بگیرم،یکسره دنبالمون میدوه ،باورکن دیروز خرید داشتم زنگ زدم ۴تا جای مختلف تو گرما رفته،از خرید گوشت و مرغ و برنج و خودش تنها کول گرفته خریده،همش میگفتم خدایا بدون مامانم چطور برم خونه،اما تونستم و از پسش برومدم پس توم میتونی
میتونی عزیزم،مامان منم دو روز دیگه میره، دیگه همه کارا با خودمه بخیه ام دارم ولی باید از پس خودمون بربیایم،نگران نباش خدا کمک میکنه تا اینجا اورده بعد اینم همرامونه
اره عزیزم میتونی چرا نتونی یکم سخته
عزیزم🥲
انشالله بتونی از پسش بر بیای
من سر اولی خیلی خوب بودم از روز اول کاراما میکردم
این نه درد دارم خیلی
سر اولی اصلا درد نداشتم
مطمنن سخت هست ولی میتونی از پسش برمیای
بعد زایمان واقعا ادم عصاب نداره من یکی تنهایی و ترجیح میدادم دلم میخاست سریع همه برن خونشون برام بودنشدن سخت بود
بچه ک تو دستگاهه دیگ کاری نمیتونی بکنی براش،هردوساعت ک درش میاری شیرمیدی بازمیزاری تو دستگاه تواون تایم به کارات برس،غذاتو زیادتردرست کن دووعده بخورین و شب بزار روز ک بچه میخوابه توام بتونی بخوابی،درکل میتونی انجام بدی کاراتو یکم سخت میگذره فقط بهت
اینکه یکی باشه کنارت قطعا بهتره چون هنوز تازه زایمان کردی،شاید بخیه های بیرون جوش خورده باشن،اما بخیه های تو هنوز زخمه،ولی منم هیچکسی نبود سه چهاروز اول عمه ام بنده خدا اومد بعدش رفت خودم پاشدم دیگ کارخاصی نمیکردم ی غذای راحت میزاشتم و ظرفارو میشستم بعد یکماه خونمو جاروبرقی کشیدم،پسرمم ک۲سالونیمشه یاخونه پادرشوهرم بود یام باباش نگهش میداش،اما خب هنوزم ازداخل شکمم درد میکنه وقت نشستن پاشدن،
من هنوز مامانم کنارمه تنهایی نمیشه سخته بابا
منم مامان بابام فوت شدن ولی خب خونه بابام هنوز پابرجاس و خواهرام بودن. ۹ روز اونجا موندم و اومدم خونه خودم و کارامم کم کم خودم انجام دادم دیگه. البته خونه بابامم از روز پنجم دیگه راه میرفتم و به بچه میرسیدم ولی کارای دیگه رو نمیذاشتن انجام بدم.
پس مادرت اصلا برا چی اومده بود
ایشالا خدا بهت قوت بده 🤲
تایمایی که نی نی تو دستگاهه به کارات برس
همدردیم خواهرجان، منو یه پسر ۱۸ماهه ودختر ۵ساله و نی نی توراهم
ازالان گریه م گرفته
دختر هموز بخیه هات تازه هستن میزاشتی ۲۰روز میموند ☹️
منم شرایطم مثل شماست...بعد یک هفته از خونه مادرشوهرم اومدم...مادرم فوت شده
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.