سلام خانما خوبین.من واسه این سونوی رشد ک دیروز دادم از یک هفته پیش ذوق داشتم ک کی برم و بچمو ببینم .و وزنشو بفهمم. بعد دیروز مادرشوهر گوهم بامن آمد من هرچی بهونه آوردم گفتم اذیت میشی نیا و ولش و فلان گف ن میام ک برم عابر بانک کاردارم گفتم باشه.. بعد آمده میبینم نرفت عابر. چسبیده ب دم من و آمد تو مطب.بعدم آمده اینا ب کنار کاری ندارم ک آمده خوب کرده اصن ک آمده . ولی چرا نزاشت برم جای سونوی خوبی و هی میگف فلان جا گرونه همین جا برو. اونجا فلان قدر هست. یکی نیس بگه بتووووچه خب از جیب تو مگ می‌ره؟ آقام پنج تومن بم شیرینی داد گل گفت هرکار دوس داری بکن خودمم یک و خورده داشتم. بعد با پولای شوهرم شد شش وخورده . میتونسم بهترین جا برم ولی نزاشت مادرشوهر عنم ..ک چیی خود دکتر هشتصد میگیره فلان جا یک و هفتصد. گفتم این دستگاهش قدیمیه نشون نمی‌ده بدرد نمیخوره . ورداشته میگه اولا ک نباید و لازم نکرده سونو بری چون قدیما سونو نبود ما بریم. دوما همینجا خوبه مناسب تره. و فلان خلاصه ک نزاشت برم. جا دکتر ک سونو رفتم با اکراااه رفتم. بعدم دکتر نه کاغذی برداشت ک بنویسه حجم آب دور بچه رو دور ران پاشو دور سر و همه جاش. وزنشم ک پرسیدم نگفت چند فقط گف خوبه. بعد گفتم خب چنده گف یک و هشتاد وزنش بعد از بس گفتم خانم دکتر عکسی چیزی نمی‌دی از بچه گف نه عکس نمی‌گیرم . کاغذم بخاطر اینکه قانع بشم داد... ینی اینقدر گریه کردم از دیشب تا الان . ب شوهرم گفتم گف بیخود کرده باهات آمده من پول دادم ک بری همونجا ک می‌رفتی همش . چرا باخودت بردی مامانمو. گفتم خب خودش آمد گیر داد ب بهونه بانک خلاصه ک الان اینقدر حرصی ام‌ . خودم صرع هم دارم .از بس گریه کردم امروز دوبار میخاسم تشنج کنم و افتادم بشدت زمین خوردم.😭 زار میزدم .

تصویر
۲۹ پاسخ

تو چرا قبول کردی؟! یه کلام میگفتی من همون جای همیشگی میرم، دیگه اصلن دهن به دهنش نمیزاشتی، میزاشتی هر چقدر خواست زر زر کنه واسه خودش

اگر بشه دوباره میرم سونو. انشالله ک بشه. ینی هر خرجی میخاسم کنم میگف نکن نخر فلان. .دلم گرفته بخدا خیلی. بعد دختر خودشو که شوهر هم نداره امروز برده بدنشو لیزر کرده یک میلیون. پول داده ولی واس ما اخ و پیفه و مکروه

از این به بعد هر چقت خواستی بری نگو بپیچون

چقدر شلوغش میکنی عزیز خب فردا برو همونجا که خودت میخواستی این همه خود زنی نداره

دوباره فردا پاشو برو سونو حای همون قبلیا ۱.۷۰۰
بهشونم نگو تموم انقدم خدت حرص نده

عزیزم صبوری کن و خیلی محترمانه جوابشونو بده و اینکه قرار نیس هر سونو یا چیزی میری بقیه خبر داشته باشن

کرمچک دارن ب دل نگیر

به جهنم که برده ، تعطیلات که تموم شد برو همون سونوگرافی که دوست داری میگی پولش هم داری دیگه بذار شوهرت ببینه و به گوششون برسونه که وقتی فضولی می کنن نه تنها هزینه کم نمیشه بلکه بیشتر هم میشه

همونجا میگفتی مامان ( اسم همسرتون ) گفته یه جای معتبر برم شمام بهتره دخالت نکنی احترامتو حفظ کنی .
همونجا میزاشتیش و می‌رفتی

اکثرا مادرشوهرا همینن ٫ من خونم تک خوابه ٫ مادرشوهرم اون روز فهمیده شوهرم سیسمونیرو میگیره ٫ میگه کمد اینا میخوای چیکار انقده خرج کنی ٫ یه دست دومشو از دیوار بگرد پیدا کن بردار ٫ اومدم به شوهرم کفتم ٫ گفت ینی من بعد ۱۰ سال که گذاشتم بچم بشه عرضه ندارم یه کمد برا بچم بگیرم ؟؟؟ حالا اینو به مادرشوهرم گفتم میکه ٫ به من چه اصلا شاید پولداااارین دیگه ٫ برین خرج کنین به من چچچچهههه ٫ کلا اکثرا عن تشریف دارن

یبار دیگه برو جایی که دوست داری به همین راحتی

پیش‌کی رفتی؟؟

من جات باشم بعدا ک دیدی یا زنگ زد بگو دوباره رفتم سونو اونجا درست حسابی بهم جواب نداده بود منم ب دلم ننشست

نکنه دکتر زنان (رضایی)خودش تو مطبش سونو کرده؟
چون منم میرم میگه بکش ۸۰۰سونو کنم ببینم در چه وضعیتیه بچه من میگم نه بنویس بیرون میرم
چون یه بارم خودش سونو کرد همون اوایل بارداری دیدم فقط یه کاغذ میده که دستی نوشته مگه رادیولوژیسته ! دیگه سونو نمی‌دم مطب میرم بیرون یه بارم باهام لج کرده بود ثبت نکرده بود سونو رو آزاد شد منشی میگه بیرون بیشتر میشه که گفتم بزار بشه من بیمه تکمیلی دارم🥲

یه کلام میگفتی میخوام برم اونجایی که همیشه میرم
تمام
الانم حرص خوردن برات سم

و اینکه من ۲۴ هفته رفتم بهترین سونوگرافی برای دیدن بچم
بهم عکس نداد گفت بچه بزرگ شده دیگه نمیتونیم ازش عکس بگیریم

بعد انتظار داری توی ۲۸ هفته بهت عکس بدن!!

عکس همون سونو روبفرست ببینم

عزیزم اشکال نداره واسه این چیزا خودتو اذیت نکن میگفتی دکترم گفته حتما فلان جا برو یا ک حالا دیگ رفتی ی چن روز دیگ برو جای بهتر

تا 32هفته وقت داری میخوای بذار یکی دو هفته دیگه برو.
نگران اب دور جنین و... این چیزا نباش. انشالله همه چیز خوبه

شوهرت باید بهش بگه دخالت نکن
بعدم من اگر بودم میرفتم و حتما هم بگوشش میرسوندم ک این دکتره ریده با نظرش و سنوش
و من مجبور شدم ی بار دیگ برم سنو
مقصر جلوه بده چون مقصره

عزیزم گریه نکن
چقد همسرت دوست داره و همراهته خداروشکر
اخرش باید دوباره ماهای اخر ی سونو دیگ بری
منم هفته های تو رفتم سونو
ولی الان دوباره باید برم ی هفته دیگ
اون موقع یجا خوب برو،اخرا چون نزدیکتری ب زایمان ذوقتم بیشتره😁

ناراحت نباش برای خودتو بچه ضرر دار داره
دوباره برو و هیچ وقت نذار اون باهات بیاد و اگر اومد محترمانه ازش بخواه که دخالت نکنه

کجا مگه رفتی

آخی عزیزم برا آروم شدن دلت برو جای دیگه سونو یا با بقیه پولی که باقی مونده برا خودت یه چیز بخر حرصت خالی شه نزار بمونه رو دلت دیگه الکی هم گریه نکن نی نی گناه داره اصلا تو بارداری ناراحتی خوب نیست فقط خودتو دل بده

داخل سونو می نویسه وزن رو.مگر عکس سونوبچه رو نداده روهمون وزن مشخصه

اصلا ب مادر شوهرت نگو‌خوب میخوای کجا بری من همش با مامانم وشوهرم میرم

ببخشیدعزیزم صرع داری ،تاالانم تشنج کردی توباداری؟

چه سمج،اگ من فهمیده بودم ک میخواد بیاد کلا اون روز رو کنسل میکردم و نمی رفنم
اشتباه کردی رفتی
گفته بودی مطب تعطیله یا فلان یا روز دیگ میرم

چقدرررر پروووو.من یبار میخاست بیام باهام الکی گفتم کنسل شده افتاده پس فردا نوبتم بعدشم رفتم

فدای سرت

سوال های مرتبط

مامان دوتا وروجک👼👼 مامان دوتا وروجک👼👼 هفته بیست‌ونهم بارداری
خانما من پسرم پریشب یهو از ساعت ۱۱ شب حالمون بد شد تا خود صبح بالا میاوردیم بعد صب رفتیم بیمارستان پسرم یه سرم امپول زد تهوع زدن بهتر شد منو فرسادن زایشگاه بعد شیف دکتر هم دکتر خودم بود علائمام ک گفتم گف بستری منم خب نمیخاسم بستری بشم چون منو چند ساعت نگه گذاشتن سرم امپول زدن حالم خوب شد گفتم نمیخام بستری باشم حالم خوب شد این امپول زدین اینا گفتن ن باید باشی بعد من گفتم پس با رضایت شخصی میرم بعد دکتر گف ینی چی از نظر من باید بمونی اگرم رفتی دیگ پیش من نیا من قبولت نمیکنم منم فقط میخاسم برم چیزی نگفتم رضایت دادم اومدم حالا الان دارم میسوزم ک چرا حوابش ندادمممم اخه مگه قراره هر دکتری ک بستریت میکنه با رضایت بری بعد بگه دیگ پیش من نیا چ ربطی داره قبل ک بستری هم بشم یه سنوهم رفتم بخاطر ک فک میکردم نشتی دارم رفتم اب دور جنین نگا کنن بعد موقع ک بستری میخاسن کنن سنومو نگا کردن دکتر میگ تو چرا رفتی سنو خو ب تو چه اصن میخاسم برم بچم ببینم😐😐😐
مامان پسر طلا مامان پسر طلا ۱۰ ماهگی
سلام. مامانا خواستم تجربه مو باهاتون ب اشتراک بذارم . چیزی ک دغدغه خودم بود و خیلی از پیام های بقیه هم مربوط ب این قضیه بود... اینکه من شکمم کوچیکه. از ۱۹ هفته هم سونویی نرفتم چون ماما میگفت زیادیش خوب نیست منم واسه اینکه الکی استرس نگیرم و ب خودم عادت ندم ک هی برم سونو گفتم مقاومت کنم. تا زمانی ک خود دکتر بخواد. چون در زمینه بارداریم خیلی حساس و استرسی و زود نگران میشم. خلاصه ک این چند هفته اخر دیگه واقعا نمیشد از فکرش دربیام چون هرکی میدید میگفت وای توی ۷ ماهی و شکمت انقدع؟؟ مخصوصا سروار یا جایی ک لباس بیرونی تنم بود. دیگه واقعا دغدغه شد برام. میدونم میگن وزن بچه ربطی ب شکم نداره ولی بازم قانع نمیشدم. این هرجور حساب کنی الان باید یک کیلو باشه و چطور تونسته تو شکمم جا بشه در حالی ک من از قبل شکمم صاف نبود و یمقدار کم شکم داشتم. ولی هنوز اونطور بزرگ نیست. دیروز ک مطب بودم برای چکاپ ب دکتر گفتم سونو بگیره چون گفت ۳۰ هفته میگیرم. گفتم نگیرین مجبورا بیرون برم سونوی ازاد. دکترم سونوی وزن رو مطب انجام میده. خداروشکر وزن بچم خوب بود یک و صد بود..‌ خودمم ۵ کیلو تاحالا اضافه کردم...ک حتی دکتر بهم گفت ازین ب بعد کمتر بخور وزنت داره یهو میره بالا..خواستم بگم اینکه شنیدین وزن بچه و شکم شما یا وزن گیری شما ب هم ربط نداره درسته. اصلا نگران نباشین. من شکمم کوچیکه نسبت ب اونایی ک تو این برنامه عکس میذارن. تازه داره مشخص میشه. اگه تو هفته های منین و شرایطتون اینجوره اصلا بهش فکر نکنین چون وزن گیری تازه ازین ب بعده. ان شاءالله ک همچی برای همه مامانا و نی نی هاشون خوب پیش بره. آمین.