آدما تو روزای سختی خودشون رو نشون میدن❤️🩹
عزیزم حتما باید ی نفر باشه کنارت نمیتونی تنهایی. مخصوصا اگه سزارین باشی
من زایمان اولم همین کار رو کردم
دقیقااا منم داشتم ب همی فک میکردم 🙂💔!!
من عمدا به فامیلای مادری و پدری نگفتم بستری ام که زنگ نزنن حالمو بپرسن حوصله تلفن جواب دادن ندارم
مثل منی🥺🥺😢 خیلی دلم گرفته الان داشتم رازونیاز میکردم
گفتم خدایا ازخودت دستِ یاری میخوام کمکم کن براحتی زایمان کنم و بچه رو بزرگ کنم
هیچکسی نه زنگ میزنه نه حالی🥲نمیخام بهشون روززایمانمو بگم که با منت بیان تازه اگر بیان … از خدا میخام خودش قدرت بده بتونم یک ماه اول بعدزایمان که سخت ترین ماهه ،نوزادداری کنم🥲
ما که از خانواده خودمونم خیر نمی بینیم.
اخی عزیزم نااراحت نباش دقیقامنم مثل توام تنهانیستم خدای ماهمیشه هوای ماراداره
نمیشه اگر وضع مالیتون اوکیه ب ی پرستار بگی بیاد پیشت ی چند روز . چون بعد زایمان نیاز ب کمک داری
عزیزم منم مادرم فوت کرده خواهرشوهرم حامله شده ی ماه از من جلوتره همش مادرشوهرم میگه تو ک خواهرات هستن من دیگ فقط دخترمو جمع میکنم انگار سر پسرم اومده منو جمع کرده سر پسرم خواهرام ۸ صبح ب ۸ صبح تعویض شیفت میکردن ک مراقب ما باشن ولی شوهرم حتی اجازه نداد خونمو جارو بزنن کمکی گرفته بود همه کارای خونمو میکرد خود همسرم لباسامو میشست میگفت همین ک خواهرات اومدن مراقب تو پسرمون باشن خونه زندگیشونو ول کردن دستشون درد نکنه تا یک ماه خواهرام میامدن میرفتن تا من عادت کنم بچم الان خواهرامو خیلی بیشتر دوست داره برا این یکی هم همیخوان همین کار کنن ب خانواده شوهر دل نبند فقط خانواده خودت و همسرت
زیادی اینجوری چیزا مهم نباشه برات الان همه درگیر مشکلات زندگی خودشونن هرکی با مشکل خودش درگیرع
دقیقا... منم خیلی تنهام مخصوصا تو شهر غریب نه پدر و مادر نه خاله و عمه و دایی و عمو هیچکس زنگ نزده تا به حال :)
توازکی انتظارداری ازیه غریبه معلوم ک دلش براتونمیسوزه هیچ وقت.اصلا محلشون نده
عزیزدلم منم مثل شماهستم
مگه کی باید بفهمه منم جز خونوادم قرار نیست بفهمه
آی گفتی ...منم به خواهر شوهرام نمیگم اصلا چون بارداریم یه تبریک نگفتن چرا چون من تا ۵ ماهگی بارداریمو به کسی نگفته بودم اونم علت خودمو داشتماااا از بس همه جا جار میزنن چون من یه سقط داشتم و سر اون سقط کلی اذیت شدم از بس همه فهمیدن ...منم بارداری هامو نمیگم ..خانوما ناراحت شدن که چرا پنهون کردی هماهنگ شده زنگ هم نزدن بهم ...منم میخوام برم زایمان بهشون نمیگم چون سری قبل ۳۸ روزگی بچمم اومدن پیشم عیادتم دلم پره ازشون ...بیخیال کاری که صلاحته رو بکن
منم خیلی دوست دارم به کسی نگم مادرندارم😔چهار تا خاهر دارم کل بارداری فقط تعااارف خوب من که روم نمیشه بگم بیاین خودتون بیاین دورمو تمیز کنین تا اخر عمر که نمیخاین بیاین
بعد زایمان کنم میخان بیان با یه ایل بچه دورمو شلوغ کنن دوست دارم با اینگه دیگه کسی رو ندارم ولی بعد ده روز همه بفهمن
عزیزم تصمیمخوب نیست .
الان هر چی باشه هرچی باشه خودت هستی و خودت . اون موقع ی بچه هم کنارته که علاوه بر دردهایی که خودت داری باید سرپا نگه داری خودتو تا بتونی از اون هم مراقبت کنی .
به خاطر بچت خیییییییلی چیزا را باید ندید بگیری .
البته اینو دارم میگم ولی دخترم تا به دنیا اومد تا یک هفته بستری شد و هیچ کس را جز من اجازه نمیدادند پیشش باشم.
زایمان کرده بودم سزارین . بچه اولم بود. فشار عصبی این اتفاق همه و همه داغونم داشت میکرد . که یهو دیدم مادرم با عوامل بحث کرده بود و گذاشته بودند که بیایند وارد اتاق استراحت مادرها بشن .
وقتی مادرم و دیدم اول ناراحت شدم که چرا باید منو تو اون وضعیت ببینه . ولی اونجا من فقط نبودم . خیلی ها مثل من بودند که بچشون اونجا بود و مادر اولی و سزارین.
با اینکه یکی دو ساعت گذاشته بودند بمونه .
ولی مداوم حال همممون را خوب کرد .
بخیه های منو که داشت میسوخت و ازشون فارغ شده بودم را سشوار گرفت .
به اون یکی قرص میداد.
برامون دمنوش و غذا درست کرد .
کمر اون یکی را ماساژ میداد.
الان چند سال میگذره ولی با اون مادرها در ارتباطم و هنوز از اون شبی که مادرم و گذاشتند بیان داخل و حالمونو عوض کرد یاد میکنند ...
فامیل های همسرم هم تو اون مدت حتی یک زنگ هم نزدند و برای من جای سوال داشت این همه بی مهریشون . با اینکه یک جا با هم زندگی میکردیم ...
عزیزم به این چیزا فک نکن، خدا همراه هممونه❤️، آدما بی محبت شدن، گریه نی نیت ناراحت می کنه، آروم باش، همه چیز بسپار به خدا❤️❤️❤️❤️
عزیزممممم
عزیزم
به این چیزا فکر نکن الان
کسی نباشه خدا هست
الهی عزیزم 🥺
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.