قسمت دوم پارگی کیسه اب
مامانای باردار ک حساسن نخونن عزیزان🌹
من زیر نظر دوتا دکتر بودم کاملیا همیری و فاطمه حاجی باقری.
وقتی زنگ زدم گفتم کیسه ابم پارست گفتن اصلا نیا بیمارستانای ما همون حافظ بمون دیگه جواب تلفنمو ندادن گفت زیر ۳۲ هفته فقط حافظ قبول میکنه…
خلاصه من برگه هارو امضا کردمو فرستادنم از زایشگاه بخش مادران پر خطر… خییییلی بهتر از زایشگاه بود . دکتر یکبار ساعت هفتونیم صبح میومد دستوراتو میداد برای هرمریض و میرفت . من هرچی التماس میکردم توروخدا بگید شرایطم چیه میگفتن هیچی تو انتی بیوتیک گرفتی باید صبر کنی میگفتم صبر برای چی جواب نمیدادن…. امپول بتا زدن انتی بیوتیک زدن قرص دادن میگفتم توروخدا ببرینم سونو ببینم بچم تو خشکی نباشه میگفتن نه تا بک هفته نشه حق نداری بری سونو… چندروز اول فقط گریه میکردم دعا میکردم نمیدونستم چرا نگهم داشتن فک میکردم چون برگه هارو امضا کردم نگهم داشتن تا زمانی که درد زایمان بگیرتم یا بچه خدایی نکرده قلبش وایسه… کم کم طبق تجربه کسایی ک بستری بودن قبل از من فهمیدم اصلا مشکی نداره ک کیسه اب پاره باشه بعضیا با آب دور بچه صفر دوماه بستری بودن و تا جایی ک درد زایمان نگیری یا اتفاقی برای بچه نیوفته باید بستری باشی کاش این حرفو حداقل
ادامه داخل عکس

تصویر
۱۳ پاسخ

منم مامانم دیروز اومد بیمارستان شروع کرده خدمه باید فلان کنه وظیفه اشونه
بگو بیان فلان کنن... اینقدر غر زد شکم درد گرفتم
راضی نیستم هیچکس بیاد

سلام عزیزم خوبی ؟ الان نی نی حالش خوبه ؟ خودت خوبی ؟؟؟؟

چقد بعضی بیمارستانا و کادرش آشغالن اه اه

انگار پادگان بوده💔

ای داد و بی داد ، متاسفم برای همچین پرسنلی ، بجای آرامش ......... ، من بیمارستان نمازی بودم خیلی افتضاح بود

خدا خودش کمک کنه به همه واقعا شرایط بدی داشتی

خدا جوابشون بده چقدر بدم میاد از این مدل آدما 🫤

خداازشون نگذره

وای خدا چقدر سختتت🤦🏻‍♀️💔

چقد سخت بوده واقعا

بمیرم برات چه عذابی کشیدی
خدا لعنتشون کنه
منم بارداری اولمه و از همین چیزا میترسم
شهرمون هم یه دونه بیمارستان بیشتر نداره میترسم رسیدگی نداشته باشن و سرم داد بزنن 🥺🥲

وای بمیرم برات چه روزای سختی گذروندی خدا کنه آخرش خوب باشه

خب عزیزم آخرش و بگو ترخدا بچت موند ؟ چند وقت بیمارستان بودی از استرس مردم

سوال های مرتبط

مامان فندق مامان فندق هفته سی‌وسوم بارداری
عزیزان انقد رفتم وسط دردودل باهاتون یادم رفت میخاستم تجربه هامو بگم چون کمتر کسی دیدم اینو تو برنامه بنویسه….
اگر کیسه ابتون زودتر پاره شد اصلا نترسید من حتی کسایی رو دیدم ک مادرزادی اب دوربچشون صفر بود ولی دوماه بود بستری بودن تحت کنترل بودن .
فقط خیلی مهمه ک کنترل کنید عفونت نگیرید( حتما تحت نظر و بستری باشید)

من از اول ۲۵ هفتگی تا اول ۲۸ هفتگی با پارگی کیسه اب( نشتی نبود پارگی بود) بستری بودم.

حتما از دکترتون بپرسید اگر خدایی نکرده دچار زایمان زودرس شدین براتون چکار میکنه؟ ایا تو بیمارستانی ک خودش هست بستریتون میکنه
چون من خودم دوتا دکتر داشتم هرکدوم تو دوتا بیمارستان بودن گفتن اصلا نیا قبولت نمیکنن.

من دهانه رحمم کلا کوتاه بود اگر دهانه رحمتون کوتاه هست اصلا نترسید شیافتون سرموقع استفاده کنید. چون دهانه رحم من تا اخرین لحظه ای ک دردام شدید شده بود اصلا باز نشد

اگر درد ندارید هفتتون کمه اصلا اجازه معاینه ندید نهایت اگر اصرار کردن ک باید بررسی کنیم ک باز شده یا نه اول برین سونو واژینال ایمنه
ان شا الله به سلامتی زایمان کنید🌹

#زایمان_زودرس #پارگی_کیسه_آب پارگی کیسه آب
مامان فندق مامان فندق هفته سی‌وسوم بارداری
قسمت پنجم.
یادم رفت بگم روزی ک برای سروم mg رفتم زایشگاه با اون معاینه وحشیانه خونریزی هم پیدا کردم ک پد زیرپام شده بود پر از خون ولی فرداش ک بخش بودم دیگه خون نیومد… دکتر هم ک اومد گفتم دکتر بتا ۲۳ روز پیش زدین من ترشحاتم زیاد شده شکمم داغه یه دوز دیگه رو نمیزنید چون شنیدم اثرش بعد از دو هفته از بین میره اخم کرد نه خانم من تشخیص میدم کی بزنی .
درصورتی که به تخت بغلیم دوز سوم زدن…. ما موش ازمایشگاهی بودیم ک رو هرکس یجوری به دانشجوها درس میدادن. خلاصه هفته ای دوبار ازمایش خون بابت عفونت میگرفتن من گفتم امروز موقع نیست ازمایش بگیرید یادشون اومد ازمایش دارم امروز خلاصه ازمایش گرفتن عفونت خون من از هفته پیش شده بودکه یک بود شده بود ده . گفتن یکم عفونت داری عادیه گفتم شکمم داغه میگفتن نه تو تب نداری عادیه زیر پتو بودی داغه . خلاصه از ما اصرار دکتر بیارید بالاخره یک نفر اومد. (دکتر اصلی نه) گفت باید معاینت کنم گفتم وای توروخدا نه گفت من قول میدم درد نگیره انجام داد و واقعا اصلا نفهمیدم دستشو وارد کرد نگاه کرد گفت ترشحاتت عادیه عفونی نیست ولی داغه بیا بریم زایشگاه باز گفتم نمیام گفت نه بیا نگران نباش چون یه دوره اول ک اومده بودی انتی بیوتیک گرفتی باید تحت نظر باشی ک باز بهت انتی بیوتیک بودن… تو همشون خوب بود و قشنگ توضیح میداد … من باز رفتم زایشگاه برای بار سوم. بین بار دوم و سوم کلا دوروز فاصله بود ک من سونو هم رفتم گفتن بچه بریچه زایمان سزارینه. ادامه داخل عکس
مامان فندق مامان فندق هفته سی‌وسوم بارداری
قسمت سوم
یک هفته ده روز ک گذشت کم کم هر روز ک صدای قلب بچه رو میشنیدم خیالم راحت تر میشد دیگه به اونجا عادت کرده بودم چون خیالم راحت بود هر روز فشار و صدای قلب بچه چک میشه روزا اصلا برام دور نمیگذشت هرروزش یه امید بود چون میگفتن یه روز بیشتر ک بچه تو شکم باشه اندازه ده روز تو nicu هست هر روز امید میگرفتم شده بود بیست روز ک رنگ افتاب رو ندیده بودم همسرم تو ماشین میخوابید خونه نمیرفت سرکار نمیرفت مامانم بیست روز رو نخوابید رو یه صندلی نشسته بودولی به امید بچم همش میگذشت کناریمم یک نفر بود دقیقا هم هفته من دقیقا پارگی کیسه اب اون قند و فشار خون و تپش قلب و عفونت هم داشت من اینارو نداشتم…. یه روز کناریم صبح ک دکتر اومد بهش گفت یکم لکه بینی و درد دارم دکتر بهمون گفت اگر بازم درد و لکه بینی داشتید بگید بیارنتون زایشگاه امپول مگ mg بزنید برای جلوگیری زایمان زود رس
این دختر خانمه درد و خونریزی گرفت بردنش زایشگاه ک طبق نظر دکتر بهش این سروم مگ رو بزنن منم دوتا رگه خونی دیدم به پرستارا گفتم گفتن زود باش ببریمت زایشگاه . گفتم زایشگاه چرااا من درد ندارم گفتن نه دکتر گفته کناریتو ببریم تو هم باید بری گفتم بابا اون خونریزی زیاد داشت درد داشت گفتن نه باید بیای . دکتر هم ک شکر خدا یکبار فقط ساعت ۷/۵ میومد بقیش خودتم میکشتی فقط بعد چندیاعت دانشجو میفرستادن بالا سرت…. گفتن نه باید بری زایشگاه….
مامان دوتا وروجک👼👼 مامان دوتا وروجک👼👼 هفته بیست‌ونهم بارداری
خانما من پسرم پریشب یهو از ساعت ۱۱ شب حالمون بد شد تا خود صبح بالا میاوردیم بعد صب رفتیم بیمارستان پسرم یه سرم امپول زد تهوع زدن بهتر شد منو فرسادن زایشگاه بعد شیف دکتر هم دکتر خودم بود علائمام ک گفتم گف بستری منم خب نمیخاسم بستری بشم چون منو چند ساعت نگه گذاشتن سرم امپول زدن حالم خوب شد گفتم نمیخام بستری باشم حالم خوب شد این امپول زدین اینا گفتن ن باید باشی بعد من گفتم پس با رضایت شخصی میرم بعد دکتر گف ینی چی از نظر من باید بمونی اگرم رفتی دیگ پیش من نیا من قبولت نمیکنم منم فقط میخاسم برم چیزی نگفتم رضایت دادم اومدم حالا الان دارم میسوزم ک چرا حوابش ندادمممم اخه مگه قراره هر دکتری ک بستریت میکنه با رضایت بری بعد بگه دیگ پیش من نیا چ ربطی داره قبل ک بستری هم بشم یه سنوهم رفتم بخاطر ک فک میکردم نشتی دارم رفتم اب دور جنین نگا کنن بعد موقع ک بستری میخاسن کنن سنومو نگا کردن دکتر میگ تو چرا رفتی سنو خو ب تو چه اصن میخاسم برم بچم ببینم😐😐😐