۹ پاسخ

دیگ بچه نیار

چقد منی🫠تاحالا یادم‌نمیاد شیر بچمو بده یا نگه دارع من پاشم کار کنم حالا خوابیدن بع کنار کلی هم انتظار دارع از من

شوهر من نگه میداره ولی نهایت یه ربع بیست دیقه زود میاره بهم میده

وای عزیزم درکت میکنم ولی شوهر من نصف شب خ
هم بگم پاشو بچه رو نگه دار انجام میده

واسه مردای مزرخرفمون متاسفم فقط حیف

ای وای فک کردم فقط من اینجوریم مال من دوقلو هست یدونه پسر ۷ساله هم دارم ماشین زده پاش شکسته الان باید ۳تا بچه مای بی بی بزنم اصلا کمکم نمیکنه هیچی هی میگه نهار بزار شام بزار لباس اتوکن خونه رو تمیز کن منم تو ی شهر غربتم هیچ کس خودم نیس واقعا دیگه خسته شدم

بهش گفتم نلین صبح ساعت نه بیدار شده تو تا یازده خوابیدی من هم خوابم میاد هم پریود شدم خوابید حواست بهش باشه من برم یه ساعت بخوابم گفت اوکی،بیست دقیقه بعدش دخترم بیدار شد از صداش پاشدم میبینم باباش زودتر از ما خوابش برده🫤🫤🫤🫤

چقد بد 😓خيلي سخته. من شوهرم بنده خدا ازخودم بيشتر بچه داري ميكنه

شوهر منم همینطور حسرت به دلم مونده یکساعت بگیره بچه رو با خیال راحت بخوابم

سوال های مرتبط

مامان دونه کوچولو مامان دونه کوچولو ۱۰ ماهگی
سلام از یه مامان خسته که دیشب ساعت دوازده با بدبختی و کلی ترفند بچه رو خوابوند و با عطسه باباش ساعت دوازده و نیم سرحال بیدار شد و تا ساعت سه شب بیدار موند و بازی کرد
روزش هم دوتا امتحان داشتم درس خوندم شام رو هم گذاشتم خونه هم کمک مامانم کردم مهمان هم اومد پذیرایی هم کردم تازه شب قبلش یه مهمان ناخوانده اومد و تا ساعت سه شب نشست و نرفت و تا من بخوابم و یکم درس بخونم ساعت چهار صبح شده بود و ساعت شیش صبح دخترم بیدارم کرد و من دیگه نخوابیدم چون امتحان داشتم و باید درس می‌خواندم فقط یک ساعت صبح خوابیدم تقریبا
دیشب از فرط خستگی تا تونستم گریه کرد
هیچیم که برا خودم نیست وقت که نمیکنم به خودم برسم یا مقداری برا خودم باشم تازه همسرم بچه رو بیدار کرده اما گردن نمیگیره و همش شیشه شیر بدست چشمش به دره که ببینه من کی چایی رو درست میکنم که بعدش بیام بچه رو بخوابونم
خیلی گریه کردم خیلیی
خیلی دلم به حال خودم میسوزه چقد من مظلومم
تازه تو همه چیز هم مامانم منو مقصر می‌دونه
دیشب مهمون داشتیم منم قبلش امتحان داشتم بچه پیش مامانم بود پذیرایی و تمیز کاری خونه که کلا با خودم بود دخترم ناهار و میان وعده میوه و این چیزا هم چند بار خورد مامانم باهام دعوا میکرد که بردی اونجا بچه رو بیدار می‌کنی شام بخوره بهش میگم بچه رو ساعت دوازده شب بیدارش کنم که شام بخوره؟تازه تا ببینم میخوره یا نمیخوره ؟که بعدش تا چهار صبح منو بیدار نگه داره؟
خیلی خسته ام خیلی
هنوزم از همسرم دلگیرم بابت رفتار دیشبش بهشم میگم می‌تونستی یکم آروم تر عطسه کنی ناراحت میشه😔