تجربه زایمان
۳۹ هفته و ۵‌روز بودم که رفتم بیمارستان با آمپول فشار زایمان کنم دو سانت بودم ماما همراهم معاینه کرد گفت سر بچه تو‌لگن نیست یکم کجه ولی نگران نباش من درستش می‌کنم از ساعت ۸ آمپول فشار گرفتم و ورزش شروع کردم دردا شروع شد ولی خوب پیشرفتم و‌تحمل کردم با تنفس دردمو کنترل کردم هفت سانت بودم مه اپیدورال گرفتم توصیه می‌کنم اگر طبیعی هستین حتما بگیرین عالیه یکم بین دردا حالتون بهتر میشه ساعت ۱۲ فول شدم برای زایمان ولی هرچی زور میزدم‌نمیومد درد داشت دیوونم می‌کرد ولی بازم تلاش میکردم‌وای بچه نمیومد تا جایی که پنج نفری روس سرم بودن تا بچه بیاد ولی نمیومد منم از درد زیاد داغون بودم و دیگه تحمل نداشتم دکترم که دید نمیشه تیغ زد شاید بچه بیاد ولی فایده نداشت دیگه دکترم و ماماها همه استرس گرفتن زنگ‌زدن‌ اتاق عمل آماده کنن برای سزارین ولی بیمارستان گفت دکترم‌حق سزارین نداره جوناین‌ ماه زایمان طبیعی نداشت با اینکه بیمارستان خصوصی بود این مسخره بازی درآوردن...

۵ پاسخ

وا چ ربطی داره☹️

عزیزم دکترت کی بود و کدوم بیمارستان بودی؟؟؟

وای چقدر سخت... ببخشید میپرسم کدوم بیمارستان بودی که اینقدر نامرد و عوضی بودن اتاق نمیدادن؟
حیلی سختی کشیدی ولی خدا رو هزار بار شکر که بچه ت سالم به دنیا اومد واقعا

باورم نمیشه😐😑

وای الهییییی چقد وحشتناک🥲🥲 خداروشکر ک بخیر گذشت عزیزم من با هر خطی ک نوشتی مو به تنم سیخ شد🙁 چه استرسی کشیدی واقعا معجزه بوده ک هم خودت هم بچت سالمید❤️ خدارو هزارمرتبه شکررررررررر

سوال های مرتبط

مامان آیهانم✨☁️ مامان آیهانم✨☁️ ۱۵ ماهگی
تجربه زایمان
من ۱۶ ام رفتم دکتر بهم گفت ۲ سانت بازی برو پله بالا پایین کن رفتم ساختمان پزشکان ۱۰ طبقه رو بالا پایین کردم اومدم ولی دردی نداشتم مامانم گفت نرو اذیتت میکنن منم خلاصه نرفتم اومدم پیاده روی کردم و ورزشهای لگنی کردم ۱۷ ام هم رفتم ورزش لگنی خصوصی انجام دادم شب دردام شروع شد کمر درد داشتم منتظر موندم تا صبح رفتم ساعت ۶ بیمارستان معاینه شدم ۵ سانت بودم بستری شدم تا ماما همراهم اومد ساعت ۸ بود هنوز ۵ سانت بودم ورزشارو شروع کردم کیسه آب و زدن ساعت ۱۰ دوباره ۵ سانت بودم دیگه تا امید شده بودم کامل که یهو بالا اوردم حس دفع پیدا کردم دردام زیاد شد اومد معاینه کردن ۸ سانت بودم آماده شدن برا زایمان ساعت ۱۱ و نیم با دردای زیاد زایمان کردم تا ۲ ریکاوری موندم بعد اومدم تو بخش ۶ تا بخیه بیرون خوردم داخلی هارو نمی‌دونم خلاصه خیلی سخت بود ولی گذشت
حتما حتما ماما همراه بگیرین خیلی خوبه خیلی
من ماسک بی دردی گرفتم اصلا تاثیری روم نداشت استفاده نکردم
مامان حانیه و علی مامان حانیه و علی ۱۲ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی

سلام مامانا. من ۶/۵/۴زایمان کردم.
۳۹هفته و ۶روز و چون دردای خودم شروع نشد روز قبلش دکتر معاینه تحریکی کرد. یکم درد داشتم ولی هر چی به شب نزدیک میشد دردا کم میشد.
دیگه صبح ساعت نه و نیم بستری شدم و با آمپول فشار دردا شروع شد.
من زایمان دوم بود اولی هفت ساعت درد کشیدم تا بدنیا اومد ولی سر پسرم نه و نیم که سرم رو وصل کردن یواش یواش دردا شروع شد. ولی تقریبا همون ساعت اول کیسه آبم پاره شد. روند دردا خیلی خوب بود و چندتا آمپول زدن که متفاوت از زایمان اولم بود. خلاثه در کمال تعجب نزدیک دوازده دیدم احساس دفع دارم و ماما گفت که بچه داره میاد و دکترم رو صدا کرد.

برام جالب بود چون دردا نسبت به زایمان اولم بهتر بود و تا لحظه زایمان تایم بدون درد هم داشتم ولی زایمان اولم دیگه اون آخرا همش درد بود.
خلاصه روند دردا ها خوب و قابل تحمل بود و سعی کردم ورزش هم انجام بدم. ولی خوب چون سر بچه یکم بزرگ بود اون لحظه تولد خیلی سختم شد و خدا روشکر بچه سالم بدنیا اومد.
ان شاالله همگی به سلامتی زایمان کنید.
مامان آرن🩵 مامان آرن🩵 ۱ ماهگی
سلام مامانا اومدم براتون از تجربه زایمان طبیعی بگم
اول اینکه حتما کلاسای آمادگی زایمان رو ثبت نام کنید من به عنوان شخصی که آستانه درد خیلی ضعیفی دارم اگه بازم برگردم عقب باز طبیعی زایمان میکنم
تنفس و زور دادن درست رو یاد بگیرین حتما
۲۸ ام روز تولدم کیسه آبم سوراخ شد ولی پاره نشده بود
رفتم بیمارستان گفتن ۲ سانتم و کیسه آب شدیدا نشت داره
بردنم اتاق زایمان چون شهر دیگه مهمون بودم ماما همراهم نتونست بیاد
شروع کردم تنفس شکمی برام آمپول فشار زدن دردام که شروع شد با تنفس شکمی کنترل کردم
رسیدم ۶ سانت گفتن نیم ساعت دوش بگیر و زیر دوش ورزش های لگنی که یاد گرفتی انجام بده
بعد نیم ساعت اومدم آرایشمو تمدید کردم😅
رفتم رو تخت گفتن ۷ سانت مفید رو به ۸ سانت دیگه دردا خیلی شدید شد ولی بازم کنترل کردم ۹ سانت که شدم ماما گفت باهام همکاری کن با معاینه زود فول شی دردش وحشتناک بود ولی روند زایمانو خیلی سریع تر کرد باهاش همکاری کردم فول شدم
برش اندازه یه بند انگشت زدن ( بی حس کردن و اصلا هیچ دردی حس نکردم نه موقع بیحسی برش و بخیه اصلا درد نداشت)
بعد با ۳ زور درست که کلاس رفته بودم بچه به دنیا اومد و کل دردا رفتن
من اگه برگردم عقب بازم طبیعی انتخاب میکنم الان خیلی راحتم چند ساعت تحمل درد بهتر از تحمل چند هفته درده
و درد اصلی زایمان طبیعی ۴۵ دقیقه آخره
اینم بگم همکاری خیلی مهمه اگه همکاری نکنین خودتون اذیت میشین چون یکی قبل من اومده بود بعد من زایمان کرد و از ۶ جا حتی لبیا برش خورد ولی من یه برش جزعی از پرینه زدن
مامان گل دخترام❤️ مامان گل دخترام❤️ ۶ ماهگی
من هیچ دردی نداشتم تا صبح سه شنبه که دکترم بهم ختم بارداری داده بود39هفته و 4روز
من بچه اولمم با آمپول فشار زایمان کردم
همون صب ترشح خونی دیدم برای ساعت هفت باید می‌رفتیم بیمارستان برا بستری شدن
دیگه رفتیم معاینه کردن دو سانت بودم تقریبا با دردای خیلی ریز و نا منظم
آمپول فشار رو شروع کردن و دکترمم اومد
یه ساعت بعد با دردای تا مرتب و خیلی ریز شدم چهار و نیم سانت دکترم تعجب کرد گفت خیلی خوبه همینطوری پیش بری بزودی زایمان می‌کنی
منم خوشحال و خندان دیگه دردام شروع شدن کم و بیش هی میومدن معاینه میکردن میگفتن همون4سانتی
پنج ساعت رو چهار پنج سانت موندم😢ینی پوستم کندن شد خداوکیلی
سه تا سرم فشار خوردم بازم دردام مرتب نمی‌شدم یه عالمه آمپول زایمان و آمپول هیوسین و ....زدن دکترم متعجب بودمیگفت چطوری دردت نمیگیره درست حسابی
هشت سانت بودم دردام پر زور نبود
دکترم می‌گفت زور بزن میگفتم اصلا ااونقدری نقباض و فشار بهم نمیاد که بخوام زور بزنم
درد داشتم ولی زور نداشتم
ینی مردم بخدا
بچه دوم بود تازه
خلاصه ساعت ده صبح آمپول فشار زدن بهم سه تا سرم فشار گرفتم یه عالمه آمپول و....ساعت 6عصر زایمان کردم‌‌....بخیه هم خوردن ولی نمی‌دونم چندتا
انشالله هرکسی که میخواد زایمان کنه بسلامتی زایمان کنه و فارغ بشه
مامان زینب مامان زینب ۸ ماهگی
#زایمان ۱
سلام اومدم از روند زایمانم بگم شاید به درد کسی خورد من ۲۷ آذر در ۴۱ هفته و ۷ روز زایمان کردم از اول میخواستم طبیعی زایمان کنم اما مشکل اینجا بود که هیچ درد و ترشح و علامتی از شروع روند زایمان نداشتم از هفت ماهگی تحت نظر پزشک متخصص زنان و زایمان و ماما ورزش و پیاده روی کردم از ۳۰ هفته بچه ام سفالیک بود و پوزیشنش برای زایمان طبیعی خوب بود و طبق گفته دکتر و ماما لگنم و بدنم توانایی زایمان طبیعی داشت ولی بچه توی لگن نیومد و به اصطلاح شکمم همچنان بالا بود و علامتی از زایمان نداشتم ۲۷ م آذر به دستور پزشک بستری شدم برای القای زایمان طبیعی با آمپول و سرم فشار ، بیمارستانم خصوصی بود با دکترم هماهنگ کرده بودم سرزایمانم بیاد ماما همراه ام داشتم از ۳۷ هفته دهانه رحمم ۱ سانت باز شده بود ساعت ۸ صبح بستری شدم و کیسه آبم رو پاره کردن و آمپول فشار توی سرم برام زدن و دردام شروع شد تا ساعت ۱۴ که سرم تموم شد و دردای منم تموم شد و معاینه که کردن گفتند شدی ۲ سانت
مامان علی جــ❤ــانم مامان علی جــ❤ــانم ۱۵ ماهگی
#پارت ۲
#زایمان طبیعی
ایپدورال که زدم حدود ۵ سانت بود دهانه رحمم، و به طرز عجیبی تا ۹ سانت دیگه هیچی دردی نداشتم، خیلی خوشحال بودم که بدون درد نهایتا حدود یکی دوساعت بعد زایمان میکنم ولی نگو تقدیر برای من طوری دیگه رقم میخوره، وقتی ۱۰ سانت شدم تقریبا داشت اثر بیحسی میرفت و ماماها ازم میخواستن زور بزنم هر چی زور میزدم نمیشد دیگه واقعا حالم بد شد و هیچ انرژی برام باقی نمونده و من از حال میرفتم زمانی که دکتر معاینه کرد گفت بچه سرش نمیاد وارد کانال بشه، موهاشو میدین ولی سرش کرول نمیشد، و ماما و دکترم وقتی معاینه میکردن سری تکون میدادن و میگفتن نمیشه و من حالم بدتر میشد تا بعد ۲ ساعت زور زدن دکتر تصمیم گرفت ببرنم اتا عمل سزارین کنن، من شروع کردم جیغ زدن که من درد طبیعی را تحمل میکنم ولی سزارین نمیشم، نمی تونم دوتا درد تحمل کنم و فقط قصدم اینه زایمان طبیعی داشته باشم ولی دکتر با من صحبت کرد که موافقت کنم، بعد کلی گریه من و فرستادن اتاق عمل....
مامان نــــورا🦋 مامان نــــورا🦋 ۸ ماهگی
سلام مامانا میخام از تجربه زایمان طبیعیم بگم شاید بدردتون بخوره
اول این که برای زایمان طبیعی به بدنتون نگاه کنید باید خیلی بدن قوی و آماده ایی داشته باشین
من روز زایمانم ساعت ۷ صبح بیدار شدم خیلی ترشح های زرد داشتم همراه کمر درد تا ساعت ۱۲ ظهر ترشحات خیلی زیاد شد و غیر قابل کنترل بود و همچنان تنها دردم کمر درد بود رفتم مطب پیش دکترم گفت کیسه آبت پاره شده و چهار سانت دهانه رحمت بازه فوری برو بیمارستان و بستری شو منم الان میرم بیمارستان ساعت ۵ رفتم بیمارستان هفت سانت شدم و دردام قابل تحمل بود تو بیمارستان کلی ورزش انجام دادم پوزیشن های مختلف وقتی نه سانت شدم همه چی آماده کردن برا زایمان برام گاز انتونوکس وصل کردن با این که شنیده بودم خیلی کمک میکنه برای زایمان ولی هیچ تاثییری نداشت برا من امپول ایپیدورال خوب بود وقتی بخیه زدن اصن هیچی حس نکردم ولی با این همه چیز میزا خیلی خیلی زایمان ترسناکی بود ولی تنها خوبی زایمان طبیعی این که بعد عمل سرپایی ولی بازم به کسی پیشنهاد طبیعی نمیکنم چون خودم خیلی اذیت شدم 🥲💔
مامان نی نی مامان نی نی ۱۴ ماهگی
سلام خانما #تجربه‌ی زایمان
۳۹ هفته بودم شب توی خونه کیسه ابم ترکید و ۱۲ شب رفتیم بیمارستان متوجه شدیم پسرم مدفوع کرد بهم امپول فشار زدن تا دردام شروع بسه از ۱۲ شب تا ۷ صبح درد کشیدم ماما همراهم اومد شروع کردیم به انجام ورزش هام خداراشکر تا ۱۰ سانت پیش رفتم و فول شدم برای زایمان ماماعامل زایمان اومد بالا سرم و هر چقدر من تلاش کردم نمیتونستم درست زور بزنم بچه بیاد بیرون شاید دوساعت توی ۱۰ سانت موندم بطوری که هیچ جونی نداشتم پزشک اومد بالا سرم گفت سر بچه پایین نمیشه بریم سزارین با این حال بچه داشت خفه میشد و منم نمیتونستم دیگه زور بزنم در نهایت پزشک گفت دستگاه بیارن برای کمک ب زایمان یه دستگاهی بود مثل مکش شیر دوش برقی با کمک داستگاه به سختی زیاد زایمان کردم و دستگاه سر پسرمو زخمی کرد خودمم بالای ۲۰ تا بخیه خوردم خیلی سخت و دردناک بود ولی خداراشکر تموم شد ۸ روزمم بخاطر زروی پسرم بیمارستان بستری بودم
خداراشکر که پسرم بدنیا اومد چون پزشک میگفت بچه خفه داره میشه و چنددقیقه کلا فرصت داریم سخت بود ولی گذشت
امیدوارم که شما به راحتی زایمان کنید
مامان رضا مامان رضا روزهای ابتدایی تولد
تجربم از زایمان طبیعی
سلام مامانای گل امروز میخام از تجربم از زایمان طبیعی بگم
من به شخصه اگه برگردم عقب بازم طبیعی رو انتخاب می کنم
من ساعت ۹شب بدون درد رفتم بیمارستان بستری شدم و آمپول فشار زدن برام گرفتم روی توپ ورزش کردم که دو سانت شدم آمپول فشار دوم رو زدن برام دیگه دردام شروع شد بشدت زیاد بود مثل درد پریودی ولی خوب قابل تحمل بود برام من چون کلاس آمادگی زایمان رفتم و آموزش دیدم جیغ نمی زدم فقط درد تحمل می کردم
با آمپول فشار دوم شدم ۷سانت باز ورزش کردم رو توپ شدم ۸ولی دهانه رحمم نرم نبود همین هین چند باری معاینه کردن که درد داشت ولی خوب قابل تحمل بود بعدش رفتم حموم دوش گرفتم دیگه ۱۰شدم دهانه رحمم هم با آمپول زدن برام نرم شد گرفتیم برا زایمان پسرم دنیا اومد بهترین حس بود بخدا بعدش همه دردام رفت فقط بقیه برام درد داشت یکم وگرنه بقیش درد داشت نمی گم نداشت ولی قابل تحمل بود
ولی درد بقیه خیلی برا من بعد بود
درکل بخوام بگم بازم برگردم عقب انتخابم طبیعی
مامانای که قراره طبیعی زایمان کنید اصلا نترسید همش قابل تحمل♥️🥲