سلام مامانا اومدم براتون از تجربه زایمان طبیعی بگم
اول اینکه حتما کلاسای آمادگی زایمان رو ثبت نام کنید من به عنوان شخصی که آستانه درد خیلی ضعیفی دارم اگه بازم برگردم عقب باز طبیعی زایمان میکنم
تنفس و زور دادن درست رو یاد بگیرین حتما
۲۸ ام روز تولدم کیسه آبم سوراخ شد ولی پاره نشده بود
رفتم بیمارستان گفتن ۲ سانتم و کیسه آب شدیدا نشت داره
بردنم اتاق زایمان چون شهر دیگه مهمون بودم ماما همراهم نتونست بیاد
شروع کردم تنفس شکمی برام آمپول فشار زدن دردام که شروع شد با تنفس شکمی کنترل کردم
رسیدم ۶ سانت گفتن نیم ساعت دوش بگیر و زیر دوش ورزش های لگنی که یاد گرفتی انجام بده
بعد نیم ساعت اومدم آرایشمو تمدید کردم😅
رفتم رو تخت گفتن ۷ سانت مفید رو به ۸ سانت دیگه دردا خیلی شدید شد ولی بازم کنترل کردم ۹ سانت که شدم ماما گفت باهام همکاری کن با معاینه زود فول شی دردش وحشتناک بود ولی روند زایمانو خیلی سریع تر کرد باهاش همکاری کردم فول شدم
برش اندازه یه بند انگشت زدن ( بی حس کردن و اصلا هیچ دردی حس نکردم نه موقع بیحسی برش و بخیه اصلا درد نداشت)
بعد با ۳ زور درست که کلاس رفته بودم بچه به دنیا اومد و کل دردا رفتن
من اگه برگردم عقب بازم طبیعی انتخاب میکنم الان خیلی راحتم چند ساعت تحمل درد بهتر از تحمل چند هفته درده
و درد اصلی زایمان طبیعی ۴۵ دقیقه آخره
اینم بگم همکاری خیلی مهمه اگه همکاری نکنین خودتون اذیت میشین چون یکی قبل من اومده بود بعد من زایمان کرد و از ۶ جا حتی لبیا برش خورد ولی من یه برش جزعی از پرینه زدن

۷ پاسخ

عزیزم شما خوش زایمان بودی وگرنه من از ماه هفتم ورزش هامو شروع کردم مداوم نه اینکه قطع کنم بعد کلی کلاس و فیلم آموزشی ولی و مدیریت دردم عالی بود ولی بچم اصلا همکاری نکرد و من بعدش مردمو زنده شدم و با وکیوم کشیدنش بیرون

والا من زابمان طبیعی کردم که هیچ کدوم ازاین تعریفا برامن اتفاق نیفتاد بقولا شما خوش زایمان بودی من تنها خود زایمان بلکه بعد زایمانم بدی هم داشتم بخیم پاره شد من زایمان طبیعی به کسی پیشنهاد نمیدم چون واقعااا بده پایینت خونیه،بخیه داری،یبوستم میگیری…

عزیزم تو تو ۶سانت آرایش میکردی من داشتم پاره میشدم 🥴

عزیزم من دوسانت باز بودم عین شما ابریزش وکیسه اب سوراخ.....باامپول فشار دردامو شروع کردن ولی تا رسیدم سه سانت رفتم اون دنیاو برگشتم چطور ارایش کردی🤕

سلام عزیزم تنفش شکمی تو چجور می‌کردی توضیح میدی

ممنون خیلی خیالم راحت شد

به سلامتی عزیزدلم خیلی برات خوشحالم که تجربه ی خوبی داشتی😍🩷

سوال های مرتبط

مامان خان بالابرره😁 مامان خان بالابرره😁 ۱۰ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی پارت سوم

خلااااااصه بعد از تلاش های فراوان و تحمل بسیار😮‍💨 معاینه شدم ۸ سانت بودم و اومدن کیسه ابمو پاره کردن. اصلا اصلا درد نداشت یا شایدم من درد خودم زیاد بود متوجه نشدم. بهرحال یه عااااالمه اب ریخت بیرون و انقباض بعدی گرفت. حین انقباض ماما گف چند تا زور محکم بزن. زدم و بلافاصله گفتن فول شدی منو بردن رو تخت زایمان. حدودا یک ربع روی تخت زایمان بودم که با هر انقباض زور میزدم. دیگه به اون صورت درد نداشتم فقط بهم فشار میومد. ساعت ۱:۴۵ بامداد پسرم بدنیا اومد. حدودا ۳-۴ سانتم بخیه خوردم. موقع برش زدن اصصصصلا متوجه نشدم. گفتن قبلش به همونجای برش بی حسی تزریق کردن ولی من اونم نفهمیدم🥴 در کل از زایمان طبیعی راضی بودم فقط این چند روز که اومدم خونه جای بخیه ها اذیتم کرد وگرنه من هیچ درد و مشکلی نداشتم. اگه دوباره برگردم عقب بازم طبیعی رو انتخاب میکنم ولی از این دیرتر میرم بستری میشم چون فک میکنم بیشتر دردایی که کشیدم بخاطر سرم و امپول فشار بود اگه خودم تو خونه پیشروی میکردم شدت دردا کمتر بود
همین❤️
مامان رضا مامان رضا روزهای ابتدایی تولد
تجربم از زایمان طبیعی
سلام مامانای گل امروز میخام از تجربم از زایمان طبیعی بگم
من به شخصه اگه برگردم عقب بازم طبیعی رو انتخاب می کنم
من ساعت ۹شب بدون درد رفتم بیمارستان بستری شدم و آمپول فشار زدن برام گرفتم روی توپ ورزش کردم که دو سانت شدم آمپول فشار دوم رو زدن برام دیگه دردام شروع شد بشدت زیاد بود مثل درد پریودی ولی خوب قابل تحمل بود برام من چون کلاس آمادگی زایمان رفتم و آموزش دیدم جیغ نمی زدم فقط درد تحمل می کردم
با آمپول فشار دوم شدم ۷سانت باز ورزش کردم رو توپ شدم ۸ولی دهانه رحمم نرم نبود همین هین چند باری معاینه کردن که درد داشت ولی خوب قابل تحمل بود بعدش رفتم حموم دوش گرفتم دیگه ۱۰شدم دهانه رحمم هم با آمپول زدن برام نرم شد گرفتیم برا زایمان پسرم دنیا اومد بهترین حس بود بخدا بعدش همه دردام رفت فقط بقیه برام درد داشت یکم وگرنه بقیش درد داشت نمی گم نداشت ولی قابل تحمل بود
ولی درد بقیه خیلی برا من بعد بود
درکل بخوام بگم بازم برگردم عقب انتخابم طبیعی
مامانای که قراره طبیعی زایمان کنید اصلا نترسید همش قابل تحمل♥️🥲
مامان هامین مامان هامین ۱ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی
من امروز که بستری شدم چهل هفته بودم
دردنداشتم‌‌
با القای زایمان(سرم فشار)زایمان کردم
از اولم دوست داشتم طبیعی زایمان کنم و خداروشکر زایمانم تقریبا خوب بود

ساعت ۹بستری شدم معاینه شدم دوسانت بودم ،ده سرم تزریق کردن ،ساعت یازده که معاینه شدم گفتن چارسانتی و کیسه آبمو پاره کرد
بنظرمن درد معاینه ها خیلی کلافه کنندس
درخواست اپیدورال کردم که دوازده برام زدن و خیلی خوب بود تقریبا هفتاددرصد دردا از بین رفت
ماماهمراهم بهم چندتا ورزش گفت و کمرمو ماساژ میداد ؛که هشت سانت شدم
میتونم بگم تااینجا هیچ دردی نداشتم اینم بگم من هیچ کلاس امادگی زایمانی شرکت نکرده بودم
از اینجا به بعد انقباضا خیلی سریع بود و یه درد قابل تحمل که باید دیگه باهاشون همکاری کنید تو انقباضا زور بزنید ،که بردنم رو تخت زایمان دکترمم اومد و ساعت یک و نیم زایمان کردم
یکساعتم بخیه هام طول کشید
پسرمم وقتی بدنیا اومد سریع بردنش واسه اکسیژن چون بند ناف پیچیده بود دور گردنش
بعد سه ساعت آوردنش
من از زایمانم راضیم واسه من طبیعی خیلی خوب جواب داد
مامان آیهانم✨☁️ مامان آیهانم✨☁️ ۱۵ ماهگی
تجربه زایمان
من ۱۶ ام رفتم دکتر بهم گفت ۲ سانت بازی برو پله بالا پایین کن رفتم ساختمان پزشکان ۱۰ طبقه رو بالا پایین کردم اومدم ولی دردی نداشتم مامانم گفت نرو اذیتت میکنن منم خلاصه نرفتم اومدم پیاده روی کردم و ورزشهای لگنی کردم ۱۷ ام هم رفتم ورزش لگنی خصوصی انجام دادم شب دردام شروع شد کمر درد داشتم منتظر موندم تا صبح رفتم ساعت ۶ بیمارستان معاینه شدم ۵ سانت بودم بستری شدم تا ماما همراهم اومد ساعت ۸ بود هنوز ۵ سانت بودم ورزشارو شروع کردم کیسه آب و زدن ساعت ۱۰ دوباره ۵ سانت بودم دیگه تا امید شده بودم کامل که یهو بالا اوردم حس دفع پیدا کردم دردام زیاد شد اومد معاینه کردن ۸ سانت بودم آماده شدن برا زایمان ساعت ۱۱ و نیم با دردای زیاد زایمان کردم تا ۲ ریکاوری موندم بعد اومدم تو بخش ۶ تا بخیه بیرون خوردم داخلی هارو نمی‌دونم خلاصه خیلی سخت بود ولی گذشت
حتما حتما ماما همراه بگیرین خیلی خوبه خیلی
من ماسک بی دردی گرفتم اصلا تاثیری روم نداشت استفاده نکردم
مامان دایار🐣🩵 مامان دایار🐣🩵 ۱ ماهگی
تجربه زایمان
۳۹ هفته و ۵‌روز بودم که رفتم بیمارستان با آمپول فشار زایمان کنم دو سانت بودم ماما همراهم معاینه کرد گفت سر بچه تو‌لگن نیست یکم کجه ولی نگران نباش من درستش می‌کنم از ساعت ۸ آمپول فشار گرفتم و ورزش شروع کردم دردا شروع شد ولی خوب پیشرفتم و‌تحمل کردم با تنفس دردمو کنترل کردم هفت سانت بودم مه اپیدورال گرفتم توصیه می‌کنم اگر طبیعی هستین حتما بگیرین عالیه یکم بین دردا حالتون بهتر میشه ساعت ۱۲ فول شدم برای زایمان ولی هرچی زور میزدم‌نمیومد درد داشت دیوونم می‌کرد ولی بازم تلاش میکردم‌وای بچه نمیومد تا جایی که پنج نفری روس سرم بودن تا بچه بیاد ولی نمیومد منم از درد زیاد داغون بودم و دیگه تحمل نداشتم دکترم که دید نمیشه تیغ زد شاید بچه بیاد ولی فایده نداشت دیگه دکترم و ماماها همه استرس گرفتن زنگ‌زدن‌ اتاق عمل آماده کنن برای سزارین ولی بیمارستان گفت دکترم‌حق سزارین نداره جوناین‌ ماه زایمان طبیعی نداشت با اینکه بیمارستان خصوصی بود این مسخره بازی درآوردن...
مامان جوجه. مامان جوجه. ۴ ماهگی
پارت پنجم
نگرانیم بیشتر شد چرا اینقدر فاصله اش کم شد به این زودی.. دیگه نتونستم تحمل کنم ساعت ۱۱ رفتم گفتم دردام خیلی فاصله اش کمه. معاینه ام کنین.. ماما معاینه کرد گفت ۷ سانتی .. اینقدر خوشحال شدم به این زودی ۷ سانت رسیدم . کیسه ابمو پاره کرد و زنگ زدن ماما همراهم .. کیسه اب پاره شد دیگه دردام شدتش خیلی زیاد شد ولی بازم سعی میکردم با یاد خدا و صلوات و تنفس خودمو کنترل کنم .. اصن جیغ نمیزدم .. دردا خیلی نزدیک به هم شد هر یک دقیقه.. ۱۱ و ربع حس زور داشتم سریع گفتم چون از قبل میدونستم باید بگی و یعنی زایمان نزدیکه. اومد دوباره معاینه کرد گفت فولی. زور برن سر بچه دیده بشه بریم اتاق زایمان بعدم ماما رفت..ماما همراهم رسید. گفتم من فولم خیلی منتظرتون بودم .. خیلی تعجب کردد گفت به من همین الان گفتن ۷ سانتی چقدر زود شدی فول .. تو یه ربع از ۷ به ۱۰ رسیدی..با اینکه دیر اومد ولی واقعا خوشحال بودم چون. کنارم بود. ماساژم میداد دستمو میگرفت کاملا برعکس مامای زایشگاه که خودم میرفتم به زور میاوردمش منو معاینه کنه
مامان هلنا مامان هلنا ۸ ماهگی
پارت دوم تجربه زایمان طبیعی
ساعت ۱ شدت درد هام زیاد بود و داد میزدم که توروخدا منو سزارین کنید تحمل ندارم بعد اومدن معاینه کردن گفتن ۵ سانت شدی و اصلا سزارین نمی‌کنیم. ساعت نزدیک ۲ بود که دیگه تحمل درد نداشتم و همش میخواستم از بیمارستان و آمپول فشار فرار کنم. نمیذاشتن از تخت حتی بیام پایین ورزش کنم. من ماما همراه نگرفتم و مادرم پیشم بود ‌
اصلا هم پشیمون نیستم که ماما همراه نداشتم. ساعت ۲ اومدن معاینه کردن گفتن ۶ سانت شدی و گفتم گاز انتونکس رو میخوام گفتن باشه ولی زیاد استفاده نکنی. موقع درد فقط ازش استفاده می‌کردم. برای من تاثیر خوبی داشت.
ساعت ۳ بود که مادرم رو بیرون کردن و گفتن نزدیک زایمان هست.
درد اصلی اون موقع شروع شد و همش داد میزدم و درجه آمپول فشار رو برام زیاد کردن ولی بچه چون درشت بود به دنیا نمیومد. تا ساعت ۴ من زور کردم و گریه کردم و داد زدم
دیدن بچه به دنیا نمیاد یه ماما صدا زدن اومد روی تختم و گفت من میشمارم بعد زور بزن و همزمان شکمم رو فشار می‌داد.
یک ربع طول کشید و ساعت ۴ و ربع دقیق هلنا رو دادن بغلم .
مامان جوجه مامان جوجه ۹ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی من
سه شنبه صبح ساعت ۶ از خواب بیدار شدم دیدم یه کم آب اومد ازم بعدش رفته رفته بیشتر شد زود آماده شدم رفتیم بیمارستان گفتن باید بستری شی من قبول نمیکردم گفتم درد ندارم بزارین برم هر موقع دردام شروع شد میام گفتن نه کیسه آبت پاره شده ساعت ۷بستری شدم معاینه کردن ۱سانت دهانه رحمم باز بود بعد بردن زایشگاه دیگه آمپول فشار زدن و درد هام کم کم شروع شد ساعت ۱۰ شد باز معاینه کردن ۳ سانت بود گفتن تا شب ساعت ۱۰ زایمان میکنی ، رفته رفته دردهام بیشتر شد دیگه تحملش سخت بود برام گفتم بی دردی تزریق کنین گفتن باید بالای ۴سانت باشی تزریق کنیم. موقع انقباض ها با تکنیک تنفس دردهامو کنترل میکردم بعد از تخت اومدم پایین یه کم پیاده روی و ورزش های لگنی انجام دادم سعی می‌کردم جیغ و داد نزنم. جیغ و داد فقط انرژی تونو از بین میبره و روند زایمان سخت میشه. دیگه موند ساعت ۱ دوباره معاینه کردن ۹سانت بودم گفتن بچه داره میاد دیگه موقع انقباض ها زور بزن تمام زورمو زدم بعد چند بار زور زدن به دنیا اومد. خیلی سخت بود واقعا ولی هرکسی آستانه تحمل دردش بالا باشه میتونه تحمل کنه
متاسفانه من بخیه زیاد خوردم خیلی اذیتم بابت بخیه ها😢
مامان Yazdan👶🏻 مامان Yazdan👶🏻 ۱۴ ماهگی
پارت سه😅

دیگه چون درد نداشتم با ماما همراهم ورزش کردیم و برام طب فشاری و ماساژ و انجام داد
واقعا راضی بودم چون از ۵/۳۰ که ماما اومد سر یک ساعت من فول شدم و دکتر اومد معاینه کرد و گفت فول شده یکم رو تخت با کمک ماما همراهم زور زدم که سر بچه کامل دیده بشه و نهایت ساعت ۷ بردنم اتاق زایمان
و ۷/۱۵ دقیقه فقط با دوتا زور محکم و قوی پسرم به دنیا اومد😍

واقعا پیشنهاد میکنم بجای جیغ و داد کردن با نفس دردارو رد کنید ..ماما همراه حتما بگیرید که خیلی کمک کننده است ...و در نهایت با کادر پزشکی همکاری کنید چون به نفع خودتونه
من خیلی همکاری کردم اصلا جیغ و داد نکردم هرچی گفتن انجام دادم و... و لحظه ای که دکتر بچمو دراورد گفت واقعا دوس دارم سه بار دیگه جلوم زایمان کنی از بس که همکاری خیلی خوبی داشتی کیف کردم از همکاریت❤️

خلاصه اینم از تجربه من
درکل از انتخاب زایمان طبیعی راضی بودم و خوب بود
از کادر بیمارستان و ماما همراه و اپیدورال هم واقعا راضی بودم خیلی خوب بود