۸ پاسخ

برا من برا خوابیدن اذیتم نمیکنه حوصلش که سر میره اذیتم میکنه میره دقیقا رو اعصابم منم سرش دادمیزنم بعدم میگم خدایی نکرده بزرگ شد ردش اثر گذاشت چی چیکار کنم 😪مادر بودن چقدر سخته

اوه اوه خبر از بچه های من نداری اونقد شلوغ کارن اذیت میکنن منم تو طول روز یه سره موندم دادو بیداد‌کنم

با اینکه من کلا دست تنهام و حتی شوهرمم بهم کمک نمیکنه تو بچه داری و جفت زانوهام مشکل شدید داره و به زور میشینم پا میشم ولی بازم همه چیشو به جون میخرم چون نمیخوام به خاطر مشکلات من اون کوچولو آسیب ببینه و روحیش خراب بشه ، باید تو بچه داری خیلی خیلی صبور بود این روزا هم میگذره عزیزم

بچه ها همشون همینن ، دارن دنیا رو کشف میکنن واسه اونا همه چیز جذابیت داره چون اولین باره دارن میبینن حتی هیچ درک درستی از دعوا کردن ما هم ندارن ، ما اونا رو وارد این دنیا کردیم و در قبالشون مسئولیم ،منم از کارای خطرناکش ناراحت میشم و سرش شاید داد بزنم ولی یکم بعدش بقلش میکنم و کلی بوسش میکنم و ازش عذرخواهی میکنم ، من همیشه به این فک میکنم روزی که پیر بشم هم اونا بخوان از ما نگهداری کنن آیا حاضرم اینو بپذیرم که سر ناتوانیم اونا سر ما داد بزنن ...

منم تازه خوابید یعنی واقعا امونم بریده امروزمنم عصبی شدم هولش دادم یکم کوچولو ها رو پتوش رف دیگ چی کنم عذاب وجدانم ندارم والا ماهم آدمیم دیگ نزاشتن برامون عصاب بمون که فقط بفکر بزرگ کردن بچه ها نیستیم که

برای خوابیدن بچه ی نظم‌ و روتینی میتونی در نظر بگیری مثلا چرت عصرش رو بکشی جلوتر و یا تایمش رو کم کنی توی طول روز هم حسابی فعالیت داشته باشه که خودش آخر شب رسید خسته باشه و خوابالود

داد بزن بابا ماهم ادمیم خوب کاری کردی من امشب رفتم بریم یعنی پاره شدم اینقدر اذیتم کرد که نگو

دختر من۵میخوابه ب زور
منم دگ کم میارم داد میزنم

سوال های مرتبط