۹ پاسخ

پسر منم مامانیه😍
بغل باباش ک باشه بهونه میگیره
من که میگیرمش لب میچینه برام خودشو لوس میکنه
بعد اروم میسه سرشو میزاره روی شونه‌م

اره دقیقااا وقتی کولیک داشت گریه میکرد بغل من آروم نمیشد تا میرفت بغل باباش جیکش در نمیومد

ای ننه جانم 🥰🥺

دخترمن از همین حالابابایی

پسر منم بابایی بغل باباش آرومه

دقیقا هم سن دختر من بشه یه هوو درست و حسابی میشه😁
اونوقت شوهرت فقط برا اونه😄

وای یک داستان شیرین و خنده دار برات بگم .

هفته 36 بودم بچم از صبحش تکون نمی خورد هرکار کردم کم کم می خواستم برم نوار قلب بکیرم .
تا باباش امد از سر کار تا قربون صدقش شد شروع کرد به تکون خوردن لگد زدن انقدر تعحب کردم خندیدم ولی شوهرم لذت می برن می کفت نکاه دخترم از الان بابایی هست

والا دخترم از وقتی تو شکمم بود بابایی بود، تا الان که پنج سالشه

دختر من از الان به باباش میخنده بعد تا بغل منه فقط گریه میکنه

سوال های مرتبط

مامان دو تا جوجه🐣❤️ مامان دو تا جوجه🐣❤️ ۷ ماهگی
خانما شوهر من خیلی به حرف پدر مادر و برادر بزرگشه چیکار کنم خسته شدم دیگه ، هر شب وقتی از سرکار میاد خونه قبل اینکه بیاد خونه میره خونه ننش اول میره اونجا بعد میاد خونه ، اینش به جهنم خیلی به حرف پدر مادرشه دکتر به من گفت ۱۰ روزگی بخیه هام رو بکشم من ۱۴ روزگی کشیدم ی شب با شوهرم رفتیم که بکشیم چون دیر وقت بود دکتر ها بسته بودن فردا شبش شوهرم به باباش زنگ زد باباش گفت نمیخاد ببری دکتر ببرش بیمارستان میکشه خرجشم کمتره ، موقعی که باردار بودم هربار میرفتم دکتر هم به باباش میگفت هم به برادرش یعنی قبل اینکه من برم اونا خبردار میشدن ، ی دست مبل میخاستیم بخریم باباش اجازه نمیداد چون خوشس نمیومد از مبل نمیزاشت مام بخریم شوهرم انقد گفت تا راضی شد شوهرم رفت خرید ی چی برای خونه میخایم بخریم از باباش اجازه میگیره تا باباش اجازه نده برای من وسیله خونه نمیخره، باباشم اینجوریه که سر شوهرم و برادر شوهرم خونه ساخت همه وسایل خونشو عوض کرد همه چی گرفت برا خودش اون موقع ما هرچی میخایم بخریم میگه ن لازم نیست و اجازه نمیده تو انتخاب اسم بچه هام دخالت کرد و اسم گذاشت تو ختنه پسرمم داره دخالت میکنه و به شوهرم میگه تا دوسالگی ختنه نکن دو ساله شد ختنه کن هرچی میگم اون موقع دیره بچه اذیت میشه میگه ن و قبول نمیکنه چون باباش بهش گفته