خانما شوهر من خیلی به حرف پدر مادر و برادر بزرگشه چیکار کنم خسته شدم دیگه ، هر شب وقتی از سرکار میاد خونه قبل اینکه بیاد خونه میره خونه ننش اول میره اونجا بعد میاد خونه ، اینش به جهنم خیلی به حرف پدر مادرشه دکتر به من گفت ۱۰ روزگی بخیه هام رو بکشم من ۱۴ روزگی کشیدم ی شب با شوهرم رفتیم که بکشیم چون دیر وقت بود دکتر ها بسته بودن فردا شبش شوهرم به باباش زنگ زد باباش گفت نمیخاد ببری دکتر ببرش بیمارستان میکشه خرجشم کمتره ، موقعی که باردار بودم هربار میرفتم دکتر هم به باباش میگفت هم به برادرش یعنی قبل اینکه من برم اونا خبردار میشدن ، ی دست مبل میخاستیم بخریم باباش اجازه نمیداد چون خوشس نمیومد از مبل نمیزاشت مام بخریم شوهرم انقد گفت تا راضی شد شوهرم رفت خرید ی چی برای خونه میخایم بخریم از باباش اجازه میگیره تا باباش اجازه نده برای من وسیله خونه نمیخره، باباشم اینجوریه که سر شوهرم و برادر شوهرم خونه ساخت همه وسایل خونشو عوض کرد همه چی گرفت برا خودش اون موقع ما هرچی میخایم بخریم میگه ن لازم نیست و اجازه نمیده تو انتخاب اسم بچه هام دخالت کرد و اسم گذاشت تو ختنه پسرمم داره دخالت میکنه و به شوهرم میگه تا دوسالگی ختنه نکن دو ساله شد ختنه کن هرچی میگم اون موقع دیره بچه اذیت میشه میگه ن و قبول نمیکنه چون باباش بهش گفته

۱۶ پاسخ

خوب این آدما نباید داماد بشن بمونم ور دل ننه باباشون

من جای توبودم خودم بچمومیبردم ختنه میکردم تایاد بگیرن توی کارام دخالت نکنن مخصوصا بچه ب پدرشوهرت چ ربطی داره دوسالگی بجه راه میره خیلی اذیت میشه بهترین موقع همین بیست روزگی ک پاهاشوتکون نمیده

شوهر من ب ننش گوش میده😒💔

يواشكي بچه رو ببر ختنش كن بيارش

من باشم میگم تو؛که اختیارت دست باباته؛چرا بچه میخوای؟؟؟

شوهر منم تاحدودی مثل شوهر تو بود به حرف مادرش بود ، تو دوران نامزدی بابام نشوندش سرجاش🤣🤣

شما اگه حرف خودتون روی شوهرتون تاثیر نداره یا باید بری پیش مشاور و مشاور با شوهرتون حرف بزنه و سر عقل بیارتش یا اگه خانوادت پشتت هستن برگرد پیش خونوادت و بهش بگو هروقت تونستی مستقل زندگی کنی بیا دنبالم

وای نه حرف گوش ندی بچت اینقدر اذیت میشه که نگو من هفت روزگی بردم ختنه کردم مگه هنوز از این ادما داریم 🥲

من که فشارم بالا رفت 😂چه جور تحمل میکنی من باشم‌میرینم به پدر شوهر و برادر شوهر هر غلطی هم میخوان بکنن

خب چرا انقد تحمل میکنی بزن به سیم اخر ،خودتو بزن مریضی بگو خسته شدم کم اوردم ،بریم مشاوره هرچی اون بگه،اونوقت شوهرت میاد دستش ک یه من ماست چقد کره میده

ازاین مرد دهن بین چرابچه دارشدی؟؟
تازه ۱۸سالته قحطی شوهربودمگه بااین مرد تواوج جوونی زودپیرمیشی ازبس حرص وجوش میخوری

وای...یا خدا.... من بودم قهر میکردم میرفتم میگفتم با بابات و برادرت ازدواج کن، تو زن نیاز نداری

بعد با بی‌قراری های بچه نصف شب واقعا کمکی نداشته باشی سخته

وای وای چقدر سخت!!!! خوب تحمل میکنی خواهر!
اینجور پدرشوهرا رو باید اتیش گرفت خدایی

الهی سخته تحمل اینجور مردها 💔🥹مردی که چیزی نمیفهمه سخته کنارش بودن

پشمام😐😐😐😐😐😐😐

سوال های مرتبط

مامان کنجد مامان کنجد ۴ ماهگی
خانوما دارم دیوونه میشم دیگه
اون از شوهرم که قرار بود اسم بچه رو امیرعلی بزاریم سرخود رفته به اسم علی گرفته( بعدا ازم معذرت خواهی کرد گفت به همه میگیم امیرعلی گرفتیم شناسنامه رو و امیرعلی صداش کنن)
اینم از خانواده شوهرم که هرچقد من و شوهرم میگیم امیرعلی هست اسم پسرمون باز علی صداش میکنن
امروز با مادرشوهرم رفتیم مهمونی اونجا همه به پسرم امیرعلی میگفتن این عمدا شروع کرد به علی صدا زدن، میدونه من ناراحت میشم چقد حرص و جوش خوردم اون اوایل زایمانم سر اسم، باز عمدا علی صدا میزنه
تو ماشین هم پیش شوهرم بهش گفتم مامان اسم پسر ما امیرعلی هست چرا هی اونجا علی صداش میزدین؟ عمدا جواب نداد و خودشو زد به کری
میخواست بگه که ینی تو رو آدم حساب نمیکنیم
چون اون اوایل یه بار از شوهرم پرسیده بود شوهرم می‌گفت از اسم علی خوشم میاد (به گفته شوهرم) ولی اینم بگم از اول ازدواجمون شوهرم میگفت پسردار بشم امیرعلی میزارم، یکی دو ماه مونده به زایمان نظرش عوض شده بود یکم ، می‌گفت علی. نذر کردم و....
روز زایمان هم که اومد ملاقات گفت چرا به همه گفتی امیرعلی (اون شب مونده بود خونه مامانش) برا همین میگم نکنه مامانش رو مخش کار کرده
مامان زارع کوچولو مامان زارع کوچولو ۱۰ ماهگی