۶ پاسخ

من بعد از زایمان استغفرالله خدام شده بود همسرم التماسش میکردم مرخصی بگیره بیشتر پیشم بمونه فقط با اون حالم خوب میشد (سه روز مرخصی گرف)،،،ولی بهم توجه نکرد و گفت نمیتونم مرخصی بگیرم از یه جایی به بعد فهمیدم نباید زیاد وابستش باشم چون برای یه زن اصلا خوب نیست که آویزون شوهرش بشه، چون شوهر ازش فراری میشه،،، روز به روزم دخترم شیرین تر میشه و شده عشق زندگیم

من هم‌همینطور بودم از شروع ۳ ماهگی دخترم ، بهتر شدم
الان دیگه وقت واسه افسردگی ندارم

منم همینطور بودم رفته رفته حالت بهتر میشه اصلا نگران نباش

سلام عزیزم منم بعد زایمان همین بودم به شدت عاشق همسرم شده بودم تا یکی دو ماه همین حس وابستگی بود و دو طرفه هم بود بعدا که فکر کردم دیدم چون بچه تازه به دنیا اومده و منو شوهرم همزمان مادر و پدر شدیم زیاد وابسته به بچه نبودیم چون یه موجود جدید هست و مارو نمیشناسه ما هم عادت به بودنش نداشتیم با اینکه دوسش داشتیم ولی کم کم وابستگی با بچه به وجود میاد مخصوصا که شیرین میشن و پدر و مادر رو میشناسن الان دیگه مثلا شوهرم و من عاشق بچه هستیم و عادت به سه نفره بودنمون داریم من حتی به شوهرم اوایل میگفتم من تورو از بچه بیشتر دوس دارم چون تو بارداری خیلی همراهم بود و توجه زیاد بهم می‌کرد دلم میخواست برگردم به همون زمان اما الان واقعا وابسته به بچم شدم

منم اینجوری شده بودم الان خوب شدم درس میشه

بله عزیزم همه همینطورن چند ماه بگذره بهتر میشید🥲

سوال های مرتبط