۳ پاسخ

خدایی ترسناکه 😆😆

منم ترسیدم🤣

منظورم از جملات خنده دار و خندیدن این بود که اون چیزی که ازش میترسه رو نقاشی کنید و تبدیلش کنید به یه چیز خنده دار و به نقاشیه بخندید

سوال های مرتبط

مامان هیما💕 مامان هیما💕 ۲ سالگی
امروز دوتا صحنه اتفاق افتاد که دلم برا بچم کباب شد؛البته بازم پیش اومده بود این شکلی
این بود که من داشتم کتاب میخوندم بعد به هیما گفتم میای نقاشی بکشیم؟! گفت عه تو نمیخوای کتاب بخونی؟میخوای با من نقاشی بکشی؟😍😭
یه صحنه دیگه هم داشت گریه میکرد گفتم بیا بازی کنیم بعد با همون حالت گریه گفت مامان حوصله داری بازی کنیم ینی؟😭
هیما اینجوریه که همش میخواد با یکی بازی کنه، جایی مهمونی بریم اگه بچه داشته باشن ما اصلا هیما رو نمیبینیم همش بازی میکنه؛یا تو خانه بازی و بیرون فقط دنبال بچها میکرده باهاشون دوست شه و بازی کنه
حالا با توجه به اخلاق این بچه منی که تصمیم قطعی داشتم برا تک فرزندی الان دارم میلغزم😭میگم این بچه گناه داره تنها باشه تو خونه…
از طرفی میگم نکنه بیارم باهم نسازن بدتر دعوا شه🙁🤣من شاغلم بچمو مامانم باید نگهداره و خیلی سختمه خونه داری و بچه داری و کار ولی خب از نظر مالی و‌کمک داشتن خدایی میتونم بچه دوم بیارم،ینی تصمیم قطعیم بخاطر گشادیم و فرار از سختی های بارداری و بچه داریه حقیقتا
حالا کلا نظرتونو‌ بگین😭شوهرمم خیلی اصرار داره اقدام کنیم
مامان دلبر کوچک من🩵 مامان دلبر کوچک من🩵 ۲ سالگی
مامانا پسرم ۲ سال و ۵ ماهشه.
مدتیه بیش از حد جیغ میزنه، مثلا میگه فلان چیزو بده، میگم نه مامان خطر داره نفسشو جمع میکنه و جیغ میزنه، بعد رومو میکنم اونور میگه مامان نگام کن نگاش میکنم دوباره جیغ میزنه. در طول روز خیلی جیغ میزنه و گریه میکنه، بخصوص وقتی بریم جایی یا کسی بیاد خونمون شروع میکنه لج کردن و جیغ کشیدن، مثلا دوروز پیش دخترخاله همسرم اومد ( قبلا باهم بازی میکردن و پسرم خوشحال میشد از اومدن کسی) اون روز فقط اسباب بازیارو ازش میگرفت و اصلا بازی نکرد، هرچی من نشستم که یاد بگیره بشینه باهم بازی کنیم فقط سر پا بود و چیزی میخواست با جیغ ، یا امروز خواهرزادم اومد( خیلی دوسش داره و اسمش از زبونش نمیفتاد) اصلا بازی نکرد و اینقد اذیت کرد و جیغ زد، منم بغلش کردم گفتم چیزی میخوای به مامان بگو حرف بزنیم باهم، یا گفتم مهمون اومده خونمون جیغ زدن کار خوبی نیست انگار نه انگار، فقط تکرار کرده، دیگه کلافه شدم این روزا هم کلا عصبیم ولی سعی میکنم رو پسرم عصبی نشم و باهاش بازی کنم، اخر کاری میکنه از کنترل خارج میشم و داد میزنم سرش که بس کن.
دیگه خستم بخدا، هرجا برم هرکسی بیاد این فقط جیغ میزنه و بهونه میگیره.
( اینم بگم از پوشک گرفتمش ) جایی نمیریم همش تو خونه اییم، شوهرمم از سرمار میاد میگه خستم کلا عادت نداریم شب موقعی که میاد بریم شب نشینی یا دوری بزنیم جایی. همش تو خونه اییم.
اگه ممکنه راهنماییم کنید چیکار کنم؟ مشاور کودکی چیزی می‌شناسید شماره بدید بهم، یا خودتون تجربه دارید بهم بگید