۷ پاسخ

نزنشون وقتی اینکارو میکنه خیلی جدی تهدید کن اگه ادامه بدی به کارت میندازمت تو اتاق در رو میبندم،پسرم منم اینجوری بود قبلا چندبار انداختمش تو اتاق در رو بستم گفتم گریه ت تموم شد صدام کن بیارمت بیرون من تاثیر این نوع تنبیه رو دیدم و جواب گرفتم

چندبار نزنید هرکاری هم کرد...سخته اما باید انجام بدید...
همقدش بشید دستش بگیرید وبگید بهش آروم کن خودتو حرف بزنیم باهم...شما زهاش کنید برید...
بذارید حسابی خودشو بزنه گریه کنه یکم ک گذشت اگه آروم شد ک خوب نشد برید بغلش بگیرید محکم سرشو بذاریذ بغلتون و درگوشش پچ پچ کنید محبت کنی و اینا
بعد ارومش کنید اما خواسته شو انجام ندید تحت هیو شرایطی...
چندبار اینکارو بکنید اوکی میشه

کاملاااا درکتون می کنم 😢با ذره ذره وجودم حسش می کنم ...نمیدونم چرا دوقلو ها اینطور میشن ...به خدا ما هم هیچی براشون کم نمیذاریم هر روز میبریم پارک و بیرون و خونه بازی ...تو حیاط تا ظهر آب بازی و... اما بازم لجبازی رو دارن و به نظرم علتش اینه خیلی سربه سر هم میذارن...هر کسی باشه عصبانی میشه عزیزم میدونم دست خودتون نیست اما از این به بعد دیگه تصمیم بگیرین نزنین تا انشاءالله این دوره بگذره ...منم بارها شده خودم رو زدم همه ی موهامو کندم شوهرم به زور دستم رو گرفت اما چاره ای نیست 😇
چند قلویی مساوی هست با افسرده شدن مادر🥲

حتما ببرش آزمایش شاید کم خونی داره اینجوری پرخاشگری می‌کنه

عزیزم خیلی سخته گریه شون قابل تحمله اینکه چنگ و کتک میزنن خیلی بده سعی کنید نزنید با همسرت

منم اول اینجوری نبودم الان گاهی ک میره رواعصابم میزنم

درکت‌میکمم شدیدا

سوال های مرتبط

مامان باران و بهار مامان باران و بهار ۴ سالگی
بچه ها میشه راهنماییم کنید،من سر باران واسه لباس پوشوندن و دارو دادن اصلا مشکل نداشتم همیشه باهاش حرف میزدم همکاری میکرد ،وقتی نوزاد هم بود مشکلی نداشتم اما سر بهار واقعا از تعجب دارم شاخ در میارم ،به شدت حساسه واسه کوچکترین چیزی که بشه گریه می‌کنه ،دیگه هر بار می‌خوام لباسش رو عوض کنم استرس میگیرم ،دارو هر وقت بهش میدم با بدبختی میدم هر چی بازی میکنم هر چی میخندونم فایده نداره آخر سر انقد جیغ میزنه و گریه میکنه صداش میگیره و به سرفه میفته ،حتی واسه آزمایش هم طرف اصلا آمپول رو بالا نیاورده بود که بزنه فقط دنبال رگ میگشت انقد گریه کرد که سیاه شد ،باران یه صدا میداد و تمام،واکسن که میزنم براش نور علی نوره ،از وقتی که سوزنو میزنن تا یکساعت بعد گریه میکنه و هق هق میزنه ولی باران انقد آروم بود بهداشتیا میگفتن خوشبحالتون چه بچه ی ارومی،تو پنج روزگی که تست خون ازشون میگیرن بهار انقد ترسیده بود اصلا خون در نمی اومد بمیرم براش بیست بار یارو رو زدن به پاهاش،اصلا خیلی خیلی بچه ی حساسیه ،بچه های شمام همینن؟راهکار دارید واسه عوض کردن لباس و دارو دادن؟