۹ پاسخ

عزیزم واقعااا سخته حق داری ، یه روزایی بیخیال کار خونه شو، به خودت استراحت بده.
روزی ده دقیقه برای خودت کتاب بخون، یه روز آرایش کن، بعضی روزا فیلم ببین، سعی کن روزای تعطیل خانوادگی برید بیرون.کلا روزی ده دقیقه یه ربع بذار برای کار مورد علاقت، اینطور انرژی میگیری
اگه بخوایم فقط و فقط کارای خونه و بچه رو انجام بدیم واقعا بعد از مدتی دور از جونت روانی میشیم

❤️❤️❤️💋

به من همه میگن دومی بیار باهم همبازی میشن خوبه ولی من اصلا نمیارم چون به شدت دخترم شیطونه واذیت می‌کنه گذاشتم وقتی بزرگتر شد بیارم

من با یدونه م دارم تیمارستانی میشم با دوتا فک کنم روحم به ملکوت بپیونده 🙃🙃😵‍💫

چقدره فاصله سنی شون؟

خدا صبرت بده عزیزم
من دقیقا به همین دلیل بچه هامو با فاصله سنی زیااااااد آوردم.
اولی کامل مستقل سد،بعد به فکر دومی افتادم

عزیزم خدا بهت توانایی بده ولی زیبایی ها 😜❣️

الهی خدا توانایتو هزار برابر کنه عزیزم
واقعااا سخته

بعد هرکی منو یا یه بچه ۴ ساله میبینه میگه یکی دیگم بیار منم دقیقا برا همین نمیارم نمیتونم مسئولیت یه بچه دیگ رو قبول کنم و مث شما بگم دارم از پا درمیام

سوال های مرتبط

مامان رایبد💙 مامان رایبد💙 ۴ سالگی
خوشگلاااا ازتون به راهنمایی میخوام، لطفا همراهی کنید☺️
من دلم میخواست برای عروسی که پیش رو داریم واسه رایبد کت و شلوار بخرم و با توجه به اینکه کمتر از سه ماه دیگه عید، هر لباسی بخرم برای عید و تولدش که همزمان هستن هم محسوب میشه، حالا موندم کت شلوار بخرم یا لباس اسپرت!
خب قطعا کت شلوار کمتر استفاده میشه مثلا همین عروسی و نهایتا چندتا دید و بازدید عید و اینم یه عکس تولدش، اما لباس اسپرت پرکاربردتره ولی خب برای عروسی خیلی جذاب نیست، واقعا موندم چیکار کنم، اینجا بالاخره همه مادریم و به نیازهای پوشاکی بچه ها آگاهیم از طرفی شرایط اقتصادی هم که ماشاالله روز ب روز گل و بلبل تر از قبل میشه باید تو انتخاب لباس در نظر بگیریم.
از طرفی میگم بچه تو عروسی خیلی تو چشم نیست، از اون طرف میگم چرا مهم که چی تنش باشه، واقعا نمی‌دونم چی انتخاب کنم....
اگر کت و شلوار بخوام مزون باید نهایت تا همین امشب هماهنگ کنم تا عروسی به دستم برسونه، خیییییلی دودلم😬
مامان نفس و تو دلی مامان نفس و تو دلی هفته بیست‌وسوم بارداری
خانم ها میشه اگه تجربه ای دارید کمکم کنید
دخترم وقتی دو سال و یک ماهش کلاس مادر و کودک میبردمش برای اینکه زده نشه و تازه داره کلاس میره به جای هفته ای سه بار هفته ای یک بار میبردمش ولی برای ترم جدید شوهرم به خاطر یه اتفاقی گفت نمیخواد بره خود دخترم هم خیلی همکاری نمی‌کرد که گفتم اقتضای سنشه دیگه کلاس نبردمش چون خودش هم مایل نبود تا پارسال که تازه اومدیم توی این خونه جایی رو بلد نبودم.نزدیک خونمون یه مهد کودک هست بهش گفتم دوست داری بری گفت آره تا سه جلسه رفت و دیگه نرفت و چیزی هم بهش نگفتم گفتم بزارم هر موقع خودش خواست میبرمش.از توی حرفایی که زد متوجه شدم مهدکودک رو فقط لحظه های بازی کردن و تغذیه خوردنش رو دوست داشته بقیش رو نه به خاطر همین نرفت دبگه.گفتم خوب ببرمش کلاس بازی و ورزش وقتی بردمش هم نموند چون توپی که می‌خواست برداره رو یه پسری اومد زودتر برداشت دیگه گریه کرد و گفت نمیخوام.بعد از اون روز خانه بازی میبردمش خودش هم میگفت بریم مهدکودک میگفتم گفتی نمیخوای بری دیگه.وقتی بچه های فامیل رو دید کلاس و باشگاه میرن گفت بریم بهش گفتم میری گفت آره.گشتم دنبال کلاس تا کلاس بازی و ورزش پیدا کردم خیلی خوب همکاری می‌کرد و دوست داشت تا چهارشنبه یکی از بچه ها بهش خورد افتاد زمین و دوباره گریه کرد و گفت نمیخوام برم
از راه همدلی و همکاری هم وارد شدم ولی خیلی تاثیر نداشته
حالا موندم چیکار کنم دارم دیگه روانی میشم