ادامه ماجرای تب کردن دخترم
خلاصه با کلی گریه و اشک و استرس که خدایی نکرده دخترمو عمل نکنن
جمع کردیم راهی تبریز شدیم اورژانس که رسیدیم برگه سونوگرافی که دادیم گفتن بستری.
باز ازمایش خون و ادرار گرفتن و سریع بردن سونوگرافی
دکتر سونوگراف حدود ۲۰ دقیقه شکم دخترمو بررسی کرد
و گفت هیچ اثری از پیچ خوردگی روده وجود نداره
یه نفس راحت کشیدیم بعدش دکتر جراح دخترمو دید گفت این بچه هیچیش نیست یکم عفونت ادراری داره ولی محض احتیاط باید مجدد سونو بشه پس بستری هستین
چند ساعتی تو اورژانس بودیم بعد بردن بخش جراحی بستری شدیم
بعد سه شب بی خوابی منو دخترم تو بیمارستان تخت خوابیدیم
اون شب هم تو مدفوع دخترم یکم خون بود و تب داشت
صبح که شد تب دخترم قطع شد
خون تو مدفوعش نبود ولی همچنان آبکی بود
دوباره رفتیم سونو و اثری از پیچ خوردگی نبود دکتر جراح مارو مرخص کرد
ولی منو همسرم ترسیدیم که دخترم دوباره تب کنه پس گفتیم ما نمی ریم خلاصه موندیم چون پنج شنبه بود جمعه دکتری نبود رزیدنت اومد گفتم ازمایشارو بخونه برام هیچی نبود خداروشکر بجز عفونت ادراری
خلاصه تا شنبه بشه کلی عذاب کشیدیم
شنبه دکتر عفونی اومد گفت تشخیص من عفونت ادراریه و باید بستری بشه چندتا دکتر دیگه هم اومدن همه گفتن این تو خونه خوب نمیشه باید بستری بشه به سنگ کلیه اش هم مربوطه ولی ما دیگه تحمل موندن تو بیمارستان نداشتیم مخصوصا بخش عفونی که دیوونه خونه بود و هم مثل بخش جراحی تمیز و خوب نبود خلاصه با کلی شک و تردید با رضایت شخصی مرخص شدیم برگشتیم خونه.

۳ پاسخ

اوف... چقدر استرس کشیدین... بلا دور باشه از کوچولو😘
من یکی فاصله ی بین خوی تا تبریز برام خیلی زیاده🤣

وااااای که واقعا بیشتر دکترها هیچی نمیفهمن پیچش روده و ...شر های دیگه

ادامه ماجرا:
خدارو شکر از اون روز نه تب برگشت نه خون دیدم مدفوع همچنان ابکی بود که با دادن غذا (آرد برنج و جودوسرپرک و سیب) برطرف شد. چون دکتر عفونی ازمایش مجدد نوشته بود دارویی برای عفونت ادراری تجویز نکرده بود پس ما تو خوی بردیمش پیش همون دکتر قبلی اون براش سفکسیم تجویز کرد فردا یعنی شنبه هم از دکتر کلیه اش وقت داریم ( دکتر قلعه گلاب بهبهانی) و امیدواریم که سنگ کلیه اش برطرف شده باشه و عفونتش فروکش کرده باشه.

سوال های مرتبط

مامان لیانا مامان لیانا ۹ ماهگی
سلام مامانا بیاین ماجرای تب کردن دخترمو تعریف کنم
تاپیک های قبل گفتم که دخترم تب می کنه و تبش پایین نمیاد روز اول رو با پاراکید بسر کردیم ساعت ۲ خوابید و صبح که بیدار شد یکم تب داشت ولی کلا خوب بود از شب ساعت ۸. باز تبش شروع شد. دیگه با تب سنج زیربغلی تبش ۳۸ به بالا اومد ساعت ۱ اینا بود با اینکه هر چهار ساعت پاراکید می دادیم فایده نداشت و بردیمش بیمارستان یه آمپول زدن اوردیم خونه تبش پایین اومد و خوابید.
فرداش بردیم دکتر. گفت از گوششه عفونت داره به دکتر گفتم دندوناشو هم یه نگا کن شاید از دندونه.... گفت نه لازم نیست از گوششه
اموکسی کلاو داد و ازمایش ادرار
عصری تبش پایین اومد دیگه گفتم خوب شده رفتیم کافه یه شیرموز بستنی زدیم بعد برگشتیم‌خونه.
شب از ساعتای ۹ اینا دوباره تبش برگشت این بار سریع شیاف گذاشتم و تبش پایین اومد و خوابید. منو همسرم هم هی بیدار می شدیم چک می کردیم تا ساعت ۳ نخوابیدیم...
روز سوم صبح که بیدار شد حالش خوب بود همسرم بستنی خریده بود گفت بدیم به بچه. دادیم یکم ظهر هم مامانم اومد طالبی براش اوردم یه قاشق اب طالبی دادیم به بچه. عصر خواهرام اومدن کلی با لیانا بازی کردن حالش خوب بود. بعد رفتن خواهرام بشدت گریه کرد بغل کردم گردوندنم خوب نشد دیدم باز داره بدنش داغ میشه.
شب شد جاریم اینا اومدن و بعدش مامانم اینا
بچه داغ داغ بود داشت می سوخت.عصری هم پوشک شو عوض کردنی دیدم چند تا لکه خون هست گفتم لابد بخاطر بستنیه