۲ پاسخ

تحرک داشته باش پله بالا پایین کن برو زیر دوش آب گرم اسکات بزنم خونرو جارو دستی بکش حالت دسشویی ایرانی بشین

من پنج شبه بستریم یک سانت باز شده 😐

سوال های مرتبط

مامان آیلا و بردیا❤️ مامان آیلا و بردیا❤️ ۷ ماهگی
تجربه زایمان
۳۹ هفته ۵ روز بودم صب رفتم بهداشت ک نامه بده برم بیمارستان برای اینکه چرا زایمان نمیکنم
نامه داد رفتم بیمارستان معاینه کرد ی سانت باز بودم نوار قلب گرفت گرفت خوبه ولی برای هفته تو باید عالی باشه برو ناهار بخور باز بعد از ظهر بیا ک دوباره نوار قلب بگیریم از صبح هم احساس کمر درد خفیف داشتم اومدم خونه دردام یکم بیشتر شده بود عصر رفتم بیمارستان قبلش هم خونه کلی ورزش کردم تو ماشین احساس خیسی پیدا کردم رفتم بیمارستان گفت کیسه آبت سوراخ شده نوار قلب گرفت گفت خوبه ولی ترشحاتم زرد رنگ بود گفت برو بیمارستان (چون اون بیمارستان زایمان قبول نمیکنه) اومدم خونه ابریزشم بیشتر شده بود اصلا ب ذهنم نرسید از استرس ک چرا ترشحاتم مثل آب نیس چرا زرده
وسایل جمع کردم ی ساعت تا بیمارستان راه داشتم رسیدم تا بیمارستان تو ماشین دردام زیاد شده بود هر ۵ دقیقه ی بار می‌گرفت رسیدم بیمارستان پسرم رو سپردم ب‌ مادر شوهرم رفتم زایشگاه گفت چرا اومدی تخت خالی نداریم چون ۹ آذر بود گفتم آبریزش دارم گفت برو بخواب معاینه کنم تا معاینه کرد دیدم ترشحاتم سبزه گفت آمونیاک غلیظه مدفوع کرده دهانه رحمم هم ۳ سانت بود چون فعالیت زیاد داشتم دهانه رحمم اومده بود پایین اگه دوست داشتین بگین بقیه ش رو هم بنویسیم
مامان Liana_Alireza مامان Liana_Alireza ۱۳ ماهگی
زایمان طبیعی (۱)
من بچه دومم بود بچه اول ۳۷و۵روز به دنیا اومد این‌یکی چون چندروز گذشت رفتم معاینه ببینم اوضاعم چجوره گفتن ۱سانتی بچه هنوز بالاست دیگه اومدم خونه یکم خورده درد داشتم و ترشحات موکوسی همراه رگه خونی دوباره دو سه روز و گذروندم ۵شنبه رفتم معاینه گفت شدی ۲ونیم و سربچه هنوز بالاست یه هفته راه داره
ولی اومدم خونه ریز ریز درد داشتم دوش گرفتم دو سه دفعه کم میشد دوباره می‌گرفت
دیگه حدود ۱۲شب شدتش زیاد شده بود و تو خونه تا دردم آروم میگرفت ورزش‌ها رو کم و بیش انجام دادم دیگه به حد غیرقابل تحمل که رسیدحدود ۳نصف شب بود زنگ زدم ماماهمراه و رفتم بیمارستان انقد دردام شدید بود گفتم تو ماشین زایمان میکنم😅تا رفتم تو بلوک زایمان معاینه کرد گفتن ۵سانتی ساعت یه ربع به ۴بستری بودمو اولش با تنفس و ماساژفشاری ماما خوب گذشت ساعت یه ربع به ۵ دیگه باز بودم و با زور و تنفس ۵صبح بچم اومد 😍دردهای این نیم ساعت واقعا شدید بود ولی وقتی بچه اومد بیرون و گذاشتش رو شکمم کلا دردم تموم شد
ضمن اینکه من کلا بی‌دردی هیچی نگرفتم
یکم بخیه اذیتم کرد و سوخت اونم چون جای برش قبلی برش زده بود و دوخت و نازک بود گفت بخاطر اونه