تجربه زایمان طبیعی
پارت یک
من درد زیادی نداشتم فقط کمردردای نا منظم و کم ۳۸ هفته و ۵ روز ک بودم احساس کاهش حرکت داشتم رفتم بیمارستان معاینه شدم ۲ سانت بودم
گفتم که میخوام برم یه بیمارستان دیگه زایمان کنم رضایت شخصی دادم و رفتم بیمارستان البرز کرج
اونجا معاینم کرد و گفت دو سانتی میتونستی درداتو تو خونه بکشی ولی چون راهت دوره دیگه بستریت میکنم
بستری شدم ۹ شب بهم دستگاه وصل کردن واسه ضربان قلب و انقباض بچه
هیچ دردی نداشتم
بهم سرمی که داخلش امپول فشار بود زدن که قطره هاش خیلی کند کند میومد
کم کم سرعتشو میبرد بالا
اینم بگم که من در هفته ۴/۵ بار پیاده روی یه ساعته داشتم این اخرا رابطه بدون جلوگیری ۳ شب اخر هم شیاف گل مغربی میذاشتم
خلاصه که هر نیم ساعت معاینه میشدم که تو همین معاینه ها وقتی۵ سانت بودم کیسه آبم پاره شد
تا ۶ سانت که بودم دردام قابل تحمل بود داد نمیزدم هر یه ساعت میرفتم سرویس پاهامو کمرمو با اب گرم میشستم بهم تسکین میداد

۳ پاسخ

میگن خونه درد بکشی بهتره

خببب😊

👏🏻👏🏻👏🏻

سوال های مرتبط

مامان مهیار🤍 مامان مهیار🤍 ۱۴ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی پارت 1
سلام بعد از 4 شب بی خوابی
خب من کلا ده روزی بود ورزش رو شروع کرده بودم اما کم روزی نیم ساعت پیاده روی فقط
این دو سه شب آخر دیگ کردم روزی دو ساعت پیاده روی 100تا اسکات و حموم آب گرم
و شیاف گل مغربی شب آخر دوتا گذاشتم و بعدشم رابطه بدون جلوگیری داشتیم بعد از رابطه دردام شروع شد ساعت 1 شب بود گرفت تا ساعت 6 دیدم ول نکرد و چون تجربه نداشتم کسیم پیشم نبود با همون درد رفتم بیمارستان که معاینه کرد گفت یه سانت نیمی برو بعدظهر بیا بعد ظهر رفتم همون بود ولی چون ظربان بچه نا منظم بود گفت ختم بارداری که چون مهیار تو سونوش‌ اکوژن قلب نشون داد و اون بیمارستان متخصص اطفال نداشت باید میرفتم یه شهر دیگ(شیروان) رفتیم اونجا گف دو سانتی ضربان بچه هم خوب شده و ما زیر سه سانت بستری نمی‌کنیم دیگ گف برو پیاده روی کن دور بیمارستان سه سانت بشی بستری کنیم من درد داشتم ولی هر سه چهار دقیقه می‌گرفت ول میکرد
رفتم قدم زدم ساعت ۱۲ شب رفتم ولی بازم دو سانت بودم
مامان شاهان مامان شاهان ۴ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی
خب من از اول از سزارین میترسیدم فقط میگفتم طبیعی از هفته ۳۶ دردای زایمانم شروع شد منظم یه هفته بستری شدم آمپول ریه زدن برام با یه سانت دهانه رحم دیگه مرخص شدم بعد یه هفته مرخص شدم ولی همچنان درد و انقباض منظم داشتم کلی ورزش و پیاده روی داشتم ۳۸ هفته و دو روز دیگه بچم تکون نمیخورد رفتم معاینه شدم رحمم کلن بسته شده بود تو بیمارستان راه رفتم پله بالا پایین رفتم یه سانت شد دیگه تا روز بعدش همینجور بود و بچم تکون نمیخورد دیگه بستری شدم برا زایمان ساعت هشت صبح آمپول فشار رو با سرم بهم وصل کردن دردام بیشتر شد تا ساعت یک رحمم سه سانت شد دیگه پیشرفت نکرد ساعت سه ظهر دوباره فشار زدن درد کشیدم درد کشیدم و رحمم باز نشد کلی معاینه تحریکی شدم به زور شد چهارتا تا ساعت ده شب بلاخره شد هشت سانت و کیسه آبم فقط سوراخ شد دیگه داشتم جون میدادم خودشون اومدن کیسه رو ترکوندن انقد دیگه درد کشیده بودم جون نداشتم زور بزنم و اینم بگم که وقتی درد و انقباض اومد باید زور بزنیم هر چی فشار دادم فایده نداشت
مامان فندق مامان فندق ۱ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی 🐣 🌸
پارت دوم
خب ورزش هامو هر هفته بیشتر میکردم پیاده روی و حرکت کنار جدول و ... انجام میدادم تا که رسیدم به هفته ۳۷ که واقعا خسته شده بودم 🥲سنگین بودم و دست و پاهام ورم کرده بود و خودمو تو آینه نگاه نمی‌کردم 😅دیگه ۳۷ هفته و ۵ روز بودم رفتم پیش ماما تا هم معاینه کنه و هم ببینم که کدوم بیمارستان می‌ره که فقط گفتش بیمارستان خصوصی می‌ره و من بیمارستان تامین اجتماعی میرفتم😐دیگه معاینه کرد و گفت لگنت خیلی خوبه و یک سانتی😒 یکم لکه بینی داشتم ، روز بعدش دوباره رفتم واسه معاینه تحریکی که انجام داد و کم کم دردام داشت منظم میشد دیگه ساعت ۴ معاینه تحریکی کرد و ساعت ۶ منظم شد دردام 😬😁
هر نیم ساعت دردم می‌گرفت و ول میکرد دردام هم سفتی زیر شکم و بالای شکم بود همینجور می‌چرخید دردش دیگه پیاده روی میکردم حالت سجده و گربه انجام میدادم و تا که ساعت ۱۰ دردام به ۵ دقیقه رسید و دیگه رفتیم بیمارستان ، ادامه پارت بعدی
#زایمان
مامان کایرا✨️ مامان کایرا✨️ ۸ ماهگی

زایمان طبیعی پارت دو✅️
آماده شدم رفتم زایشگاه و دکتر خودمم اونجا بود و معاینه کرد همون دو سانت بودم اما چون دردهام شروع شده بود بهم گفت بستریت میکنم اما زایمانت برای فردا میفته و ساعت ۵ و ربع بستری شدم ، برام سنتو(آمپول فشار) زدن و با اون دردهای من بیشتر شد و شدت گرفت تقریبا تا ساعت ۹ و نیم درد رو تحمل میکردم و آروم ناله میکردم و تو این مدت همش توی دستشویی بودم اصلا نمیتونستم دراز بکشم و بشینم و فقط ادرار داشتم و بعد که یکم صدام بالاتر رفت ماما اومد و معاینه کرد گفت ۴. ۵ سانتی و زنگ زدن به ماما همراهم ، که ساعت ۱۰ اومد و اونجا دوباره معاینه کرد ۶ ، ۷ سانت بودم و تو این مدت همش روی تخت بودم یا سرویس و نمیتونستم ورزش کنم ماماهمراهم هم فقط نقاط فشاری رو کار کرد و بهم میگفت چطور نفس بکشم ، و همون موقع ها من حس زور بهم دست می‌داد که بعد اومدن و کیسه آبم رو پاره کردن فکر کنم اونجا ۸ سانت بودم ، بیشتر دردهام زیر ۵ سانت بود و تحملش خیلی برام سخت بود اما بعد از اون درد میگرفت و ول میکرد که اونجا با تنفس رد میکردم تند تند نفس میکشیدم و موقع انقباض هم زور میزدم
مامان 🎀  آرام  🎀 مامان 🎀 آرام 🎀 ۲ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی،قسمت دوم:
من قرار بود شنبه ۵ اردیبهشت صبح برم سونوگرافی برای بررسی وضعیت جنین و ظهر برم بیمارستان بستری بشم که با قرص فشار زایمان کنم چون دیگه به ۴۰ هفته و ۳ روز رسیده بودم و با وجود معاینه تحریکی و فعالیتهایی که داشتم دردام شروع نمیشد و دهانه‌ی رحمم به ۲ سانت رسیده بود و ماما همراهم نگران بود که بچه مدفوع نکنه.
از صبح جمعه یه دردهای ریزی داشتم ولی شدت نمیگرفت و منظم نبود  شب رفتم پیاده روی و برگشتم و شام و میوه خوردم وقتی خواستم برم بخوابم احساس کردم یه سیخی تو واژنم فرو میکنن ولی ول کرد و منم دیگه رفتم خوابیدم، ساعت ۳ و نیم نصفه شب بود تو خواب و بیداری دوباره همون فرو رفتن سیخ رو حس کردم و یه دفعه یه آب گرمی از بدنم ریخت و متوجه شدم که کیسه آبم پاره شده.
اینم بگم که قبلش دکتر تو معاینه آخر بهم گفته بود که کیسه آبت مثل یه بادکنک پره و هر آن ممکنه بترکه و منم آمادگیش رو داشتم.
خلاصه من سریع خانواده‌ارو بیدار کردم و به ماماهمراهم اطلاع دادم و حاضر شدیم رفتیم بیمارستان تو همین فاصله کم کم دردهام هم داشت شروع میشد.