۲۳ پاسخ

بعضی وقتا میرم جلوی اینه و ناخودآگاه دست میزارم رو شکمم و یهو میبینیم اشکام اومدن پایین 😭

درخواست دوستی بده لطفا عزیزم خواهشا

هی حال من 💔💔

بمیرم باتموم وجودم درکت میکنم😭

ای وای من چرا الان میبینم سقط کردی واقعا خیلی ناراحت شدم صبر داشته باش انشالله بزودی جاشون سبز میشه🥲

گلم‌خدا بهت صبر بده من خودم سابقه ۸ تا سقط مکرر دارم ولی من همون اوایل بارداری سقط میشدن یا بارداری هام پوچ میشدن که ۵ تا شون پوچ بودن سه تا هم تا ۳ ماه رشد میکردن ضربان قلبشون ایست میکرد فقط دکتر پاکروش فهمید مشکل سقط هام چیه گفت تخمکهاته معیوب شدن مجبورم کرد ۲۰ کیلوو وزن کم کنم از روز اول مثبت شدن بتا تا ۱چ روزی زایمان انکسپارینو بزنم و سرم ای وی ای پی برام تزریق کردن گفت تا سقط نشه انشالله شما هم قبل از بارداری یه دکتر خوب برو علت سقطهام اول بررسی بشه بعد انشالله بارداری خوبی داشته باشی

میفهممت🫂انشاالله خدابرامون جبران کنه بااینکه این غم یادمون نمیره 😭

خدا صبرت بده خیلی سخته ولی یه لحظه فکر کنید من چی میکشم 8ماه باهاش زندگی کردم بغلش کردم بوش کردم شب و روز زدم لباس هاش خاطراتش هنوز از بوی تنش سیر نشدم رفت رفت که رفت من موندم و یک دنیا غم خیلی درکت میکنم خدا برای هیچ مادری نخواد داغ فرزند خیلی سخته

تف ب گور این دنیا ک مارو با جگرگوشه هامون امتحان کرد💔
فرو ریختم وقتی دیدم آنچه ک ساخته بودم یه شبه رفت..
هنوزم بعضی وقتا حس میکنم دلم تکون میخوره :))

عزیزم💔میدونم حال دلت خوب نیست برای دل غمگینت امن یجیب میخونم😔💔

الهی جاش بزودی سبز بشه🥺💔

الهی بمیرم برات کوثر😭😭😭

عزیزدلم
خیلییی سخته 😢
من بار اول این اتفاق برام افتاد
هنوز که هنوزه یادش میفتم قلبم میسوزه

الهی جاش بزودی سبز بشه و تو دلت یه کوچولو ناز جوونه بزنه❤️🧿🫂

🫠🫠🫠عزیزم
خدا صبر بده

ان شاالله به رودی،زود جاش،سبزه
آدم از حکمت خدا چیزی سر در نمیاره

بمیرم براااااتتتت😭😭😭😭😭

😢😢😢🥲🥲🥹🥹🥹عزیزم

خدا صبرت بده گلم🥲

واقعا سخته 🥺 میفهممت💔🙂
قوی باش
خودتو نباز
افسرده میشیا
من روانی شده بودم دیگه کارم کشید به مشاوره و روانشناس

چیشده عزیزم؟

الهی بگردممم 🥺🫠
یه حکمتی توش بود خدا بهترش رو بهت میده

اخ عزیزم 💔😔

سوال های مرتبط

مامان فرشته بهشتی مامان فرشته بهشتی هفته سی‌وهشتم بارداری
مامان معجزه امام رضا مامان معجزه امام رضا هفته بیست‌وچهارم بارداری
امروزم روز دختر نامه ای بنویسم 🥹❤️
به دختر عزیزم، فرشته‌ای که هنوز در آغوشم نیست...
سلام عزیزترینم...
وقتی این نامه را می‌خوانی، شاید سال‌ها از روزی که آن را نوشتم گذشته باشد. اما بدان که این کلمات را وقتی نوشتم که هنوز زیر قلبم زندگی می‌کردی و هر حرکت کوچکت، دنیایم را قشنگ‌تر می‌کرد.
دخترم، هنوز صورتت را ندیده‌ام، هنوز صدای گریه‌ات را نشنیده‌ام، اما عاشقت شده‌ام؛ عشقی که هیچ‌وقت کم نمی‌شود، فقط هر روز بیشتر می‌شود.
شاید همیشه نتوانم همه سختی‌های زندگی را از تو دور کنم، اما قول می‌دهم همیشه کنارت باشم. وقتی خوشحال باشی، با تو می‌خندم و وقتی غمگین باشی، شانه‌ای می‌شوم برای اشک‌هایت.
آرزویم این نیست که کامل باشی؛ فقط می‌خواهم سالم، مهربان، باایمان و خوشبخت باشی. می‌خواهم خودت را همان‌طور که هستی دوست داشته باشی و هیچ‌وقت ارزش خودت را فراموش نکنی.
اگر روزی از من دلخور شدی، یادت باشد که تمام تصمیم‌هایم از روی عشق بوده، حتی اگر گاهی اشتباه کرده باشم. من هم یک مادرم که هر روز از تو یاد می‌گیرد.
دختر قشنگم، تو بزرگ‌ترین هدیه‌ای هستی که خدا به من داده است. از همان لحظه‌ای که فهمیدم قرار است مادر تو باشم، قلبم شکل دیگری از عشق را شناخت.
بی‌صبرانه منتظرم روزی برسد که برای اولین بار تو را در آغوش بگیرم، موهایت را ببوسم و آرام در گوشت بگویم: «خوش آمدی، تمام دنیای من.»
دوستت دارم... بیشتر از تمام کلمه‌هایی که می‌توانند عشق را توصیف کنند.
با تمام عشق دنیا،
مامانت 🤍
1405.4.5
مامان ارسلان و ارغوان مامان ارسلان و ارغوان هفته بیست‌وهشتم بارداری
دختر عزیزم، ارغوان جان

امروز که این نامه را برایت می‌نویسم، ۲۵ هفته و ۵ روز است که در وجود من زندگی می‌کنی. هنوز چهره‌ات را ندیده‌ام، اما هر حرکت کوچکت، هر لگد شیرینت و هر لحظه‌ای که حضورت را احساس می‌کنم، قلبم را پر از عشق می‌کند.

این روزها تو آرام‌آرام بزرگ می‌شوی و من هر روز بیشتر مادر شدنت را در وجودم حس می‌کنم. گاهی با حرکات محکم و شیرینت به من یادآوری می‌کنی که آنجا هستی؛ دختری که بی‌صبرانه منتظر دیدنش هستم.

ارغوان عزیزم، نمی‌دانم وقتی این نامه را می‌خوانی چند ساله هستی، اما می‌خواهم بدانی که خیلی قبل از تولدت دوستت داشتم. قبل از اینکه صدایت را بشنوم، قبل از اینکه دست‌های کوچکت را در دست بگیرم، تو در قلب من جا داشتی.

آرزویم برای تو زندگی‌ای پر از سلامتی، آرامش، شادی و عشق است. امیدوارم همیشه شجاع باشی، خودت را دوست داشته باشی و بدانی که هر اتفاقی بیفتد، مادرت همیشه پناه و همراه تو خواهد بود.

امروز، در آستانه ماه هفتم بارداری، با تمام وجود منتظر آمدنت هستم. هر روز که می‌گذرد، یک روز به آغوش گرفتنت نزدیک‌تر می‌شوم.

با تمام عشق دنیا، مامان

بماند به یادگار برای ارغوان کوچولوم ❤️
مامان محمدجانم🩵 مامان محمدجانم🩵 هفته بیست‌وهفتم بارداری
«عزیزترین مهمان زندگی من...
هنوز صورتت را ندیده‌ام، هنوز صدایت را نشنیده‌ام، اما از همین حالا تمام قلبم را با خودت برده‌ای. 💙
هر روز که می‌گذرد، بیشتر منتظر آمدنت می‌شوم. گاهی از شوق دیدنت لبخند می‌زنم، گاهی از نگرانی برای سلامتی‌ات دعا می‌کنم و گاهی دستم را روی شکمم می‌گذارم و با تو حرف می‌زنم، انگار که صدایم را می‌شنوی.
کوچولوی من... اگر بدانی چقدر دوستت دارم، تعجب می‌کنی. تو هنوز به دنیا نیامده‌ای، اما از همین حالا دلیل خیلی از لبخندها، اشک‌های شوق و آرزوهای من شده‌ای.
قول می‌دهم هر جا که باشم، پناهت باشم. قول می‌دهم برای خوشحالی‌ات تلاش کنم. قول می‌دهم وقتی زمین خوردی، دستت را بگیرم و وقتی موفق شدی، با تمام وجود به تو افتخار کنم.
منتظر روزی هستم که برای اولین بار در آغوشم بگیرمت و بگویم: «سلام عزیز دل مامان... چقدر منتظرت بودم.» 🥹💕
تا آن روز، آرام رشد کن و قوی شو. مامان هر روز برای سلامتی و خوشبختی تو دعا می‌کند.
دوستت دارم؛ بیشتر از تمام کلمه‌هایی که می‌توانند عشق را توصیف کنند. 💙👶🌷»
#بارداری #تعیین_جنسیت #زایمان #گهواره
مامان توحید کوچولو مامان توحید کوچولو هفته سی‌وششم بارداری
خانه‌ام لبریز از عطرِ حضورِ روشن است
دخترم «نوران» که قلبم، مستِ عطرِ گلشن است

با نگاهش، قصه‌هایِ تازه‌ای می‌آورد
از میانِ خنده‌هایش، غصه‌ها را می‌برد

آن یکی «محمد مهراد»، آن پسر، آن جانِ دل
در دو سالگیِ خود، شیرین‌تر از طعمِ عسل

با دو دستِ کوچکش، دنیا به دستم می‌دهد
با همان شیطنت‌ها، امید هستم می‌دهد

در میانِ این هیاهو، این دو ماهِ تابناک
در دلم رازی شکفته، پاک و روشن، مثلِ خاک

آن یکی مهمان که در راه است، «توحید» است و بس
نامِ او یعنی که هستی، مستِ یارانِ قفس

او که می‌آید، شود تکمیل، این شور و صفا
با سه خورشیدِ درخشان، در میانِ این سرا

ای سمیه! مادرِ این گل‌بهایِ زندگی
خوش به حالت که تویی، در اوجِ این بالندگی

این سه تن، پاداشِ صبر و مهربانی‌هایِ توست
خانه از عشقِ شما، تا آسمان‌ها در صفاست.

فرزندپروری رفلاکس فرزندپروری فرزندپروری بارداری بارداری بارداری فرزندپروری رفلاکس کودک بارداری بارداری رفلاکس کودک بارداری فرزندپروری رفلاکس
مامان فندوق مامان فندوق هفته سیزدهم بارداری
خارش شدید در دوران بارداری

اگرچه بیشتر خارش‌های دوران بارداری – از جمله خارش واژینال – خفیف هستند، اما ممکن است در برخی موارد خارش شدید یا حتی بسیار شدید را تجربه کنید. اگر چنین اتفاقی افتاد، بهتر است همان روزی که علائم را متوجه شدید، با پزشک خود مشورت کنید؛ مخصوصاً اگر در ماه‌های هفتم تا نهم بارداری (سه‌ماهه سوم) دچار خارش شدید شده‌اید.

خارش در سه‌ماهه سوم بارداری، به‌ویژه در کف دست‌ها یا کف پاها، ممکن است نشانه‌ای از یک بیماری کبدی به نام کلستاز بارداری باشد. چون این بیماری بر کبد تأثیر می‌گذارد، ممکن است برای جنین خطراتی داشته باشد. بنابراین، این یکی از علائم هشداردهنده‌ی مهم در دوران بارداری است که باید به آن توجه کنید.

یکی دیگر از وضعیت‌هایی که می‌تواند باعث خارش شدید در دوران بارداری شود – به همراه لکه‌های قرمز و برجسته – بیماری‌ای است که معمولاً با نام PUPPP شناخته می‌شود (مخفف کهیرهای خارش‌دار و برجسته‌ی بارداری). این بیماری بیشتر در بارداری‌های اول یا بارداری‌های دوقلو یا چندقلویی دیده می‌شود. از هر ۱۶۰ زن باردار، فقط یک نفر دچار آن می‌شود و هیچ خطری برای جنین ندارد.