۸ پاسخ

خوب من همیشه حرفامو ب شوخی میگم مثلا اونجا با خنده و لبخند میگفتم یعنی من نیام سر سفره.... بعد خودمم برا اینکه بحث پیش نیاد کارو جمع میکردم میگفتم شوخی کردم عشقم... میخوام بگم حرفو همیشه بنداز زمین صاحبش بر میداره اما با خنده و شوخی.. اینجوری هم دلت خنک میشه هم طرف حساب کار میاد دستش

عزیزم چقد سخت میگیری بخدا ارزش ناراحتیتو نداره اصلا خانواده شوهرو جدی نگیر وبه کاراشون فکر نکن وگرنه نابود میشی

عزیزمممممم تا دلت بخاد من بی احترامی دیدم به زبون اوردم شوهرم میگه تو ایجوری فکر میکنی و من مقصرم .

لابد دیده کمک نمیکنی از حرص گفتع

بیخیال بابا خودتو ناراحت نکن ارزش نداره بهش فکر نکن
شاید عمدا نبوده

هرچی از خودشون هم بدونن باز باید یه تعارف می‌کرد من که میرم خونه مادرشوهرم با اونکه الان تو قید حیات هم نیست خواهرشوهرام آشپزی میکنن منم کمک میدم باز سفره پهن میشه یه تعارف میکنن
ولی اون دوستمون حرف قشنگی زد ب شوخی حرف بنداز

چرا نازاحت شدی خب عروسشونی تورو از خودشون میدونن نیاز به تعارف نبود مگه خونه مادرشوهرت نمیری اشپزخونه کمک کنی

خب راستش انقدر نیازی نیست خونه خانواده همسرتون احساس مهمان بودن داشته باشین

سوال های مرتبط

مامان دیانا مامان دیانا ۲ سالگی
خانما دخترم و دوماه بیشتر از پوشک گرفتم یادگرفته بود پی پیشو می‌گفت اما جیش و ن .بعد دو هفته پیش مریض شد افتاد ب اسهال الان دیگ هرکاری میکنم پی پیشو نمیگ .اصلا دستشویی نمیاد .خیلی لج می‌کنه .حتی اگر دستشویی هم ببرم اونجا جیش و پی پی نمیکنه میاد میریزه تو شلوارش .بخدا خسته شدم دیگ نمی‌دونم چیکار کنم
فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری
مامان دیانا مامان دیانا ۲ سالگی
دخترم و خیلی وقت از پوشک گرفتم .پی پیشو همیشه میگف اما جیش و ن .ی مدت اسهال شد الان دیگ پی پیشم نمیگ .میریزه شلوارش .واسه جیشش هم هر چقدر می‌خوام ببرم دستشویی نمیاد .یا هم ک اگ بیاد جیش نمیکنه بعد میاد تو خونه جیش می‌کنه.بخدا در مونده شدم نمی‌دونم چیکار کنم
فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری
مامان دیانا مامان دیانا ۲ سالگی
خانما ازتون مشورت می‌خوام
من زندگیم خیلی جالب نیست .یعنی اینکه با شوهرم رابطم خوب نیست .همو ی جورایی داریم تحمل میکنیم ..هرچقدر می‌خوام خودمو راضی کنم بخوامش نمیتونم .چون حموم نمیره .کارش هم ی حوریه مدام زیر آفتاب اما هفته ای یکبار ب زور دعوا میره حموم .یا بعضی وقتا ک میرم سرویس بهداشتی میبینم کثیف شده و خوب نشسته .خیلی هم بیخیال .من هم مرد خونم هم زن خونه ..این وسط دخترم داره عذاب می‌کشه چون تو زندگیمون عشق و علاقه نیست .یا قهریم یا بحث داریم .خودمم شغل ندارم و خونوادمم اصلا حامی نیستن .نمی‌دونم چیکار کنم .بخدا تو بد برزخی گیر کردم .خودم مهم نیستم دلم برا دخترم میسوزه .بهم بگین چیکار کنم لطفاً😔
فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری