۴ پاسخ

بیشتر باهم صحبت کنید
حرف بزنید مشکلاتتونو حل کنید

چرا سکوت برو ورزش ی دوست خوب پیدا کن حیف نباشه برا کسی که تو دلش نیستی مثل شمع اب بشی من مثل تو دردم ریختم تو دلم با تمام خوشگلی که داشتم تمام دندونام ریخت موهام ریخت پوستم خراب شد اعصابم ز دست دا دم دکتر گفت به خاطر اینه که غم غصه ریختی تو دلت استرس این بلا سرت اورد ول کن عزیزم رفتنی میره عشق که گدایی کردن نداره

امیدوارم غمی که رو دلته از بین بره و زودتر آرامش بگیری🧡🧡

👍👍👍👍🥺

سوال های مرتبط

مامان 🩷بچه هام🩵 مامان 🩷بچه هام🩵 ۳ سالگی
سه سال پیش، خدا قشنگ‌ترین هدیه‌ی دنیا را توی آغوشم گذاشت... هدیه‌ای که از همان لحظه، تمام دنیایم شد.

دخترم... عزیزترینم... نفسِ مامان...

امروز سه ساله شدی و من هنوز هر وقت به چشمانت نگاه می‌کنم، همان حس روز اول را دارم؛ همان بغض شیرین، همان شکر بی‌پایان، همان عشقی که هیچ واژه‌ای نمی‌تواند توصیفش کند.

تو نمی‌دانی با آمدنت چه بلایی سر قلبم آوردی... من قبل از تو زندگی می‌کردم، اما بعد از تو تازه نفس کشیدن را یاد گرفتم. خنده‌هایت دلیل خندیدن من شد، اشک‌هایت تمام دنیایم را به هم ریخت و هر بار که صدای «مامان» گفتنت را شنیدم، انگار دوباره متولد شدم.

دخترم... اگر روزی از من بپرسند بزرگ‌ترین ترسم چیست، می‌گویم حتی فکر کردن به دنیایی که تو در آن نباشی. و اگر بپرسند بزرگ‌ترین آرزویم چیست، فقط می‌گویم: «خدا عمرم را بگیرد و به دخترم بدهد؛ فقط بگذار همیشه سالم باشد، بخندد و خوشبخت زندگی کند.»

تو تمام دارایی منی... تمام دلیل جنگیدن من با سختی‌های زندگی. وقتی خسته‌ام، وقتی دلم شکسته، وقتی از دنیا دلگیرم، فقط کافی است تو را بغل کنم؛ آن وقت همه چیز دوباره درست می‌شود.

تولدت مبارک، فرشته‌ی کوچک من...

ممنونم که سه سال است قلبم را بیرون از سینه‌ام به تماشا گذاشته‌ای. ممنونم که به من یاد دادی عشق یعنی تو...

دوستت دارم؟ نه... این جمله برای حسی که به تو دارم خیلی کوچک است. من با تمام وجودم، با تمام نفس‌هایم، با تمام تپش‌های قلبم عاشق توام.

تا آخرین نفس، تا آخرین تپش قلبم، همیشه پناهت می‌مانم.

تولدت مبارک، تمامِ زندگیِ مامان. 🤍🎂
مامان فرهاد👶 مامان فرهاد👶 ۳ سالگی
سلام دوستان
تجربه من و پسرم از ترک پوشک رو بهتون بگم که شاید برای عزیزی مفید باشه

بعد از ۱۳ به در هر روز بازی بدون پوشک میکردیم از روزی نیم ساعت شروع کردیم تا ۸ ساعت
صبح پوشک در می‌آوردم..یک روز می رفتیم تو حیاط یک روز پارک جلو خونه ،بیشتر وقت ها تشک مخصوص داره که جایی نجس نشه می نشستیم روش ،لگو بازی و نقاشی و کاردستی انجام می‌دادیم
شب ها وقتی خوابش عمیق میشد پوشک میکردم و صبح قبل از بیدار شدن درش می‌آوردم
اصلا نمی‌گفت جیش دارم اول هر نیم ساعت بردمش میگفتم ستاره مهربون پاستیل گذاشته چون عاااشق پاستیل بعد ستاره برچسبی گرفتم که هر بار به عشق ستاره زدن تو دستشویی میومد
گاهی مقاومت نشون میداد و خطا رفت اصلا عصبی نشدم ولی خودمو ناراحت نشون دادم و با کمک هم محل نجاست رو پاک کردیم ..می‌گفت مامان ببخشید
خلاصه آخری ها دیگه شب پوشک نکردم ولی بعد از نماز صبح میبردمش دستشویی الان حدود دو هفته است صبح هر وقت بیدار بشه میبرمش
پروسه من ۲۵ روز تموم شد بعدشم ختنه کردیم و تمام

اینم بگم من وسواس نجاست دارم ولی خیلی صبووووووری کردم..
مامان الی🍋 مامان الی🍋 ۴ سالگی
اوایل جوانی با تمام وجودم به خودم قول دادم که روزی، اگر مادری شدم، فرزندی سالم و خوب پرورش دهم
—کودکی که از زخم‌ها دور بماند، خوشحال باشد، بااعتماد به‌نفس و آرام.

اما هرچه گذشت، فهمیدم ماجرا چیز دیگری‌ست.
بچه‌دار شدن، یعنی دعوت شدن به سفری بی‌پایان برای سالم‌ کردن خویش.
یعنی روبه‌رو شدن با سایه‌هایی که سال‌ها در من خانه کرده بودند، با زخم‌هایی که پشت لبخندها پنهان‌شان کرده بودم.

فهمیدم فرزندم قرار نیست به حرف‌های من گوش دهد،
او به زندگی من نگاه خواهد کرد،
به شیوه‌ای که دوست دارم یا ندارم،
می‌ترسم یا می‌جنگم، خودم را دوست دارم یا نه.

فهمیدم اگر بخواهم او ریشه‌دار، رها و سالم باشد،
باید اول خودم زمینِ امنی شوم
برای ریشه زدن.
باید با خودم آشتی کنم،
تا او یاد بگیرد با خودش در صلح باشد.
باید خودم را ببخشم،
تا او بلد باشد خطا را تحمل کند.

بچه‌دار شدن یعنی فرزندی را به دنیا بیاوری،
که هر روز آینه‌ای‌ست از تو
و چه تلخ و چه زیبا،
تنها راهِ تربیت او
ترمیمِ خودت است

دکتر نوری
مامان امیرعلی مامان امیرعلی ۴ سالگی
برخی از تکنیکهای تربیت کودک

1. هرگز فرزندتان را بین جمع خجالت زده نکنید چون باعث ایجاد حس دشمنی و کینه در او می شوید.

2. خاطر فرزندتان را از اینکه به او علاقه مند هستید و خود را درگیر او کرده اید، راحت کنید. به او اطمینان بدهید که در مواقع لزوم به کمکش خواهید شتافت.

3. به فرزندتان نشان دهید شما او را همان طور که هست دوست دارید و اگر رفتار نادرستی از او سرزد باز هم او را به عنوان فرزندتان می پذیرید و دوست دارید.

4.جملاتتان را با «چرا» شروع نکنید. به جای اینکه بابت مساله به وجود آمده او را شماتت کنید، از او بخواهید به صورت کامل آنچه را که اتفاق افتاده برایتان تعریف کند.

5. برای ایجاد یک رابطه خوب سعی کنید خودتان را از لحاظ فیزیکی همسطح فرزندتان کنید و با او صحبت کنید. بهتر است مقابل فرزندتان نقش برج را ایفا نکنید.

6. از به کار بردن جملاتی که باعث پایین آوردن عزت نفس فرزندان می شود مانند احمق، خنگ و... دوری کنید. هرگز به فرزندتان نگویید او یک بچه است و هیچ چیزی متوجه نمی شود.

#تربیت_فرزند