۶ پاسخ

منم همیشه میترسیدم بعد ۱۰سال اتفاق افتاد وسومی رو باردارشدم خدا دیگه به مارحم کنه به نداشته ها بده منم بدنم کلا صفر شده

منم 😑😑آنقدر میترسک

وای نگو من بدتر دو روز منتظر پرید ماه دومم هستم خبری نیست حی سرچ میکنم میگن ماه اول پرید تنظیم نیست وقتش
پرید شم شیرینی میدم😅

منکه گفتم به شوهرم اینکه دنیا اومد باید بره لوله هاشو ببنده نه خودم دیگ توان جسمی و روحی دارم همم بچه ها نیاز به رسیدگی دارن

بچه اولتون چند سالشه؟

هیچی میگیم مبارک ☺️شدی دیگ

ای یودی بزار

سوال های مرتبط

مامان مانا مامان مانا ۱ ماهگی
من حامله بودم مامانم بهم حمله کرد که بزنتم من از ماه شیش که این اتفاق برام افتاد تا خود روز زایمانم نه رفتم خونه پدرم نه ازش چیزی خواستم حالا اومده گاهی میاد کمک اومده بود خونمون مثلا کمک و بخوابه پیشم بهش گفتم مامان مراقب بچم باش پتو روش نیوفته گفت نه بچتم شاخ شمشاد هست نه همش ده روزشه آنقدر گریه کردم آنقدر گریه کردم و بهشم گفتم دیگه نیاد پیشم خیلی با حرف هایش اذیتم می‌کنه درک ندارن که من بابت این بچه ده روزه نه ماه زحمت کشیدم نه ماه عذاب کشیدم شکمم رو بابتش پاره کردن چقدر خودم تنها بودم و شوهرم سرکار بوده هرچی دهنش بیاد میگه بعد میگن مادرته ببخشش خوب چندبار منم مادرم بچم کوچیکه درست ولی منم بچمو دوست دارم بخدا ....
فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری