۱۶ پاسخ

عزیزم اشتباهی که من کردمو نکن منم میام خونه جنگ میشه ولی نه .همون لحظه برین بهش

بهش بگو زنی سیاست داره ک بچه‌رو ب شوهرش وابسته کرده باشه تا خودش آسوده باشه، بگو خودم اینجور خاستم
خداوکیلی بیکارن ب چ چیزایی فکر میکنن بعضی ادما، بگو ب تو چ ب هرکی وابستس

بگو من مادرشم و قطعا منو میشناسه و میخواتم. قرار نیست همه این احساس بچه رو به چشم ببینن. حس درونیه و به روش خودش نشون میده.

خخ دقیقا مادر شوهر ها اینجورین میخوان بچه ها به خودشون برن میدونی چی بگو بگو بچه توام انگار حسی بهت نداره ... کنایه از شوهرت و یه لبخند نازم بکم بهش تا خیت بشه

بگو اتفاقا از خدامه بابایی باشه تا منم بتونم بچه رو بسپرم بهش و به خودم برسم با دوستام بگردم

همه مادرشوهرا ادمای مریضین بخدا منم همه این دردارو تجربه میکنم مخصوصا که یه جا ادم داره زندگی میکنه
تحملش خیلی سخته
مجبوره ادم خودشو بیخیال بگیره چاره چیه والا....

به نظرم خیلی مودبانه جوابشو بده
میدونی اگه شخصیتت جوری هست که فراموش میکنی حواب نده
اگه نه فراموش میکنی جواب بده و خالی کن خودتو
فکر کن چه جوابی خوبه که بی احترامی نباشه
چون جواب ندی فقط رابطه خودتو وهمسرتو خراب میکنی

چرا اینو میگه

چرا خودتو اذیت میکنی گلم بگو بچم خیلی بابایی باباش خیلی دوسداره

ب چپت خواهرم مهم نباشه واست
ب ی ورت حسابش کن

مادرشوهر منم میگ تورو میبینه انگار نه انگار مخصوصا چند ماه پیش میرفتم سرکار دائم میگفت پیش فامیلاش ، الان پسرم دیگ گریه کنه میاد بغل من

خب تو هم حرصش بده بگو واسه اینه هرروز میندازمش رو دل پسرت بچه داری می‌کنه منم ب خودم میرسم بهتر تا باباشو بهتر بشناسه

بابا بیخیییال ، هر چی گفت تایید کن. حوصله داری ناراحت میشی

منم همین داستان و دارم😮‍💨

ولش کن عزیزم.. ب خنده خنده جوابشو بده خودتم ناراحت نکن بخاطر مادر شوهر🤗

حسادته

سوال های مرتبط

مامان آقا پسر مامان آقا پسر ۱۶ ماهگی
از دست پسرم نیم ساعته گریه میکنم هیچکس منو درک نمیکنه پدرم درآورده این بچه دیگه خستم کرده دم به دقیقه مریضه در ماه دوبار مریض میشه کم مونده دیگه خودم بکشم از دستش بخدا بچه‌ای خواهرشوهرم همش تو بیرونن خونه همسایه هاست یکی میوه میده بهش یکی غذا میده بهش مامانش بچه سومی تازه زایمان کرده خوابیده خونه پیش بچه کوچیکه دختره هم تو محله چندتا خونه همسایه میره میخوره خونه ما میاد ولی پسر من نمیتونه تو خونه خودمون یه چیز بخوره انقدر که تو گریه میکنه شلوغ کاری میکنه همش باید دنبالش بدوعم برم غذا بدم گله هم نمیتونم بکنم خانواده شوهرم میگن بچه همینه آخه بچه همینه بچه های همسایه دیشب به اون سردی بستنی خریده بودن بخورن ولی بچه من از این جور چیزا حالا نمیدم مریضه اگه بچه همینطوری گریه میکنه شلوغ کاری میکنه میگه رو تاب وایستم مگه میشه رو تاب وایستاد هیچ نمیتونه راه بره ولی میخاد رو ماشینش بایسته رو مبل بایسته خستم کرده یعنی انقدر حرصم میده گلایه هم نمیتونم بکنم میگن بچه هس منم میگم اگه بچه هس چرا بچه های مردم اینجوری نیستن چرا بچه های مردم تو خونه این و اون غذا میخورن مادرشون ولشون کرده به امان خدا مریض نمیشن بچه من چرا دم به دقیقه مریض میشه همش تب میکنه همش نق گریه شبو نتونستم بخوابم همش گریه کرده امروز هم از صبح یدونه دستشویی نتونستم برم تا الان که عصر