۸ پاسخ

تهش از در میان تو شام چی داریم🥲

مامان دختری زیاد سخت نگیر بخودت ...
همه اقایون همینن،انگشت شما مردی پیدا بشه که این‌چیزا رو درک کنه
با تمام درد و سختیاش از بودن کنار دختری لذت ببر تا چشم بهم بزنی بزرگ‌میشه و شیرین کاریاش تموم میشه.
شوهرت هم انگار هست و نیست بشه برات
وقتی ببینه بی اهمیت شده دست از کارای احمقانه و قلدری برمیداره.
نمیدونم چرا بعضی خانوما اینقدر براشون مهمه ک همسرشون بهشون توجه کنه یا اهمیت بده
خب ندن فدای سرتون...
وقتی دخملی خوابه به خودت برس.. بخواب ، حمام کن ،ریلکس کن ، اشپزی کن ، کارای مورد علاقه‌تو انجام بده برات مهم نباشه همسرت خوشش میاد یا نمیاد

مرد جماعت همینه میخواین ناراحت بشید خانما بشید مهم نیست همه میگن ن فرق داره حالا شاید یکی کمک بده اما درحد چند دقیقه میده اما اونی ک اذیت میشه بد میشه مادره من دوتا شیر به شیر دارم نفس برام نزاشتن هیچ لذتی نمی‌برم ازشون هیچ لذتی ی مادر عصبی هستم ولی خب الان بهتر شدن ینی بزرگه خوب شده هردو هم کولیک هم اذیت داشتن وای مادر هلاک میشه

خیلی از مردا نمیدونن و بلد نیستن...
باید کم کم بسپاری بهش تا یاد بگیره.
مثلا بعد از خستگی در کردن آقا و غذا خوردن و... بچرو بدی دستش بگو خببب بابا تایمه😅و بری سراغ کارات.
از روزی یه ربع شروع کن
بعد کم کم بیشترش کن
صحبت کردن تو وقت مناسب راجبش هم خیلی کمک کنده اس

با همه این سختیا خانواده شوهرم میان میگن فلانی بچش دوماهشه سه برابر بچه توعه بهش نمیرسی در. حالی ک منذ ن شب خواب دارم ن روز

من همین که خونه بهم ریخته است غر نمیزنه خدا رو شکر میکنم واقعا با ۳بچه دیگه نفس ندارم

چقد همدردیم منم واقعا دارم کم میارم من اصن نمیخوام کمکم کنه همینکه درک کنه کافیه متاسفانه فک میکنه من از صب تا شب زیر کولرم و همه ی کارا وظیفمه

وای منم دقیقا همینم وقتیم بهش میگم میگه وظیفه من بیرون از خونه ست و تامین خرجای بچه😐تا الان ی شبم نشده کنار من باشه نمیدونم چجوزی دلش میاد منو میزاره دس تنها
تازه غرم میزنه کارای خونت چرا مونده😐میگم تو بچه داری نخاستم کمک کنی دیگه ی جارو گردگیری چیه اونم نمیکنه

سوال های مرتبط

مامان والا🪺 مامان والا🪺 ۸ ماهگی
دیروز که تاپیک گذاشتم متوجه شدم مثل همیشه هممون گول مجازی رو خوردیمفقط برای شخص خودمون نیست
مامان قشنگ مهربون فقط تو نیستی که عکاسی ماهگرد نگرفتی
فقط تو نیستی که عکس دو تایی سه تایی خوب با بچه ت نداری
فقط تو نیستی که روزاتو از دست دادی که از بزرگ شدن بچه ت چیزی نفهمیدی
فقط تونیستی که خستگی و بی خوابی
میدونی من فهمیدم این بحران ها بیشتر تو مامان اولیا اتفاق میوفته چون یهو وارد یه دنیای جدید میشن تا قبل ار بچه و بارداری با خودت میگفتی حتما هروز از بچه م عکس میگیرم که لحظه به لحظه شو براش ثبت کنم یا با خودت میگفتی از این به بعد فقط عکسامون دو نفره سه نفره س و ذوق میکردی
با خودت میگفتی اخ جون از این به بعد چقد با بچه م برم بیرون و خیلی فانتزیا که مطمئنم شماهم مثل من تو رویاهاتون داشتین اما با ورود بچه چون بی تجربه بودین استرس نگه داری و حرف دیگرانو به دوش میکشیدین حقیقتا نای کار اضافه رو ندارین
مسئولیت نگه داری بچه اولویت به همه چی داره و با خودتون میگین عکس که واجب نیست بذار تا ساکته برم به بقیه کارام برسم ولی باز به خودتون میاید پس اگه منم مادرم بقیه چطور مادرانگی میکنن که به همه چی میرسن بازم اون تزلزل افکار
من خودم از اون دسته مادرام که خودمو جمع ننداختم یعنی اگه مهمونی ای دعوت میشم سختی بچه رو به جون میخرم ولی میرم با اینکه خورد برمیگردم خونه!!
یا تو دوران بارداری با این خیلی بارداری سختی داشتم یا الان هیچوقت نا مرتب و بدون آرایش و شلخته بیرون در نیومدم با اینکه قبل از بیرون رفتن قشنگ به فرو پاشی روانی میرسم😅
اون فقط ظاهر منو میبینه اما فکر میکنه برای من همه چی گل و بلبله و دوباره حس ناکافی بودن میاد سراغش
ما قرار مادر کافی ای برای بچه مون باشیم نه کامل!
مامان سلنا مامان سلنا ۱۴ ماهگی
#همانژیوم
سلام مامانا اینو مینویسم واسه مامانایی که بچشون مثل بچه من همانژیوم دارن، همانژیوم دختر من از نوعی بود که روز ب روز بزرگ میشد و متاسفانه توی ۲ماهگیش پاره شده و افتاد ب خونریزی وچون عروق اصلی خونی بود اصلا نمیتونستم خونشو بند بیارم فقط تونستم سریع بچه رو برسونم بیمارستان کودکان و اون موقع بچه کاملا از حال رفته بود از شدت خونریزی و اونجا گفتن باید جراحب بشه اما جراحیش کار ما نیست و باید بچه رو برسونید شیراز یا تهران ،اما من نگران بودم که در طول مسیر بچه از شدت خونریزی از دست بره و توی ازمایش هم هموگلوبین خونش بشدنت اومده پایین جوری که متخصص قلب بیمارستان گفت ممکن بود هر لحظه ایست قلبی کنه ، در نهایت بچه من تا ۲ماهگیش ۲بار پک خون گرفت تا یکم تونست جون بگیره اما این همانژیوم واسش مثل یه بمب ساعتیه که هر لحظه ممکنه دوباره بیوفته ب خونریزی و بچه جونشو از دست بده ،بعد از اون یکی از دکترای اینجا درمان با پروپرانول رو شروع کرد و خوشبختانه تا حالا خونریزی نداشتیم، اما میخواستم به همه مامانایی ک بچشون مثل بچه منه هشدار بدم که اون موضوع رو جدی بگیرین ،اولش به من گفته بودن این همانژیومه چیزی نیست کاریش نداشته باش تا یک سالگی خود بخود رفع میشه اما همین همانژیوم۳بار بچه منو تا پای مرگ برد،
و در نهایت همه این کم خونیا باعث شد سلنای من یه بچه فوق العاده ضعیف بشه که حتی بخاطر یه واکسن معمولی هم هردفعه بستری میشه و الان کلی عوارض واسه قلب و مغزش مونده،
مامانا لطفا لطفا اگه بچتون همچین مشکلی داره حتما ببرینش پیش متخصص قلب و در صورت نیاز درمان دارویی رو شروع کنید و این موصوع رو بشدت جدی بگیرین