دیروز که تاپیک گذاشتم متوجه شدم مثل همیشه هممون گول مجازی رو خوردیمفقط برای شخص خودمون نیست
مامان قشنگ مهربون فقط تو نیستی که عکاسی ماهگرد نگرفتی
فقط تو نیستی که عکس دو تایی سه تایی خوب با بچه ت نداری
فقط تو نیستی که روزاتو از دست دادی که از بزرگ شدن بچه ت چیزی نفهمیدی
فقط تونیستی که خستگی و بی خوابی
میدونی من فهمیدم این بحران ها بیشتر تو مامان اولیا اتفاق میوفته چون یهو وارد یه دنیای جدید میشن تا قبل ار بچه و بارداری با خودت میگفتی حتما هروز از بچه م عکس میگیرم که لحظه به لحظه شو براش ثبت کنم یا با خودت میگفتی از این به بعد فقط عکسامون دو نفره سه نفره س و ذوق میکردی
با خودت میگفتی اخ جون از این به بعد چقد با بچه م برم بیرون و خیلی فانتزیا که مطمئنم شماهم مثل من تو رویاهاتون داشتین اما با ورود بچه چون بی تجربه بودین استرس نگه داری و حرف دیگرانو به دوش میکشیدین حقیقتا نای کار اضافه رو ندارین
مسئولیت نگه داری بچه اولویت به همه چی داره و با خودتون میگین عکس که واجب نیست بذار تا ساکته برم به بقیه کارام برسم ولی باز به خودتون میاید پس اگه منم مادرم بقیه چطور مادرانگی میکنن که به همه چی میرسن بازم اون تزلزل افکار
من خودم از اون دسته مادرام که خودمو جمع ننداختم یعنی اگه مهمونی ای دعوت میشم سختی بچه رو به جون میخرم ولی میرم با اینکه خورد برمیگردم خونه!!
یا تو دوران بارداری با این خیلی بارداری سختی داشتم یا الان هیچوقت نا مرتب و بدون آرایش و شلخته بیرون در نیومدم با اینکه قبل از بیرون رفتن قشنگ به فرو پاشی روانی میرسم😅
اون فقط ظاهر منو میبینه اما فکر میکنه برای من همه چی گل و بلبله و دوباره حس ناکافی بودن میاد سراغش
ما قرار مادر کافی ای برای بچه مون باشیم نه کامل!

تصویر
۱۵ پاسخ

عزيزم دوخواستمو قبول ميكني؟

چجوری مرتب و آراسته و آرایش کرده میایید بیرون من هنوز نتونستم چون تا بخوام آرایش کنم پسرم همه وسیله هامو برمیداره می‌ماله ب خودش🥸🥲

حرف حق 😍👏🏻

دمت گرم حرف دل خیلی هامون بود

چقدر خوب گفتی عزیزم

چه دقیق
واقعا همینه
من هی حسرت خیلی چیزا ک بقیه انجام دادنو میخورم ک خودم یا وقت نکردم یا پشت گوش انداختم

من فرصت نشده تا این سن ببرم اتلیه ‌ تو خونه ازش ماهگرد گرفتم هر ما .. ولی اولا بچم پزن پایین دنیا اومد ‌ گفتم بزار جوون بگیر. گ همینجوری رسید براین ماه .. حالا ایشالله بعد این خدا همت کنه

دقیقا منم این😢

گل گفتی ،واقعا همین طوره

ینی واقعا عکس ماهگرد نگرفتی؟
من هر ماه که بهش فکر میکنم میشینم کلی گریه میکنم که چرا عکس ازش نگرفتم
چرا عکس سه تایی نداریم
اینقدر غصه میخورم که نگو 🥵
میگم در آینده ازم ناراحت میشه فکر میکنه برام مهم نبوده که ازش عکس خوشکل نگرفتم
خیلی هم دلم میخواد برم آتلیه
اما باباش همش سر کاره
میگم دو نفری که دوست ندارم بزار اونم بیاد سه تایی بریم
اما تا الان جور نشده 🥺

واقعا درست گفتی همش حس میکنم عکس کافی از دخترم نگرفتم بعدا قراره ازم گله کنه با این که عکاسم😔

حرف حق♥️♥️♥️

چقد قشنگ گفتی دقیقا همینطوره عزیزم❤️

عااااالی... واقعا عین واقعیته👍👍

احسنت چقدر درست گفتی عزیزم ، دمت گرم 👌🏻❤️

سوال های مرتبط

مامان کیوت🩵👼🏻 مامان کیوت🩵👼🏻 ۶ ماهگی
اخر هفته هاتون به خوشی .....
تو این ۱۲ سال که ازدواج کردم ، همیشه اخر هفته ها همسرم یه قانون داشته واسمون ....
اونم اینکه : « آخر هفته ها روز استراحت خانوم خونه ست »😎

اینه که همیشه نود درصد تمیزکاری اخر هفته رو خودش به عهده میگیره تا من بیشتر استراحت کنم .... برای پخت و پز این دو روزم ، که اکثر مواقع مهمون هستیم و وقتایی هم که به ندرت کسی جایی دعوتمون نکرده(😒😅) غذا رو یا خودش درست میکنه یا از بیرون میگیره .....

توی مهمونیهای اخر هفته هم خودش بچه ها رو مدیریت میکنه تا من بیشتر از مهمونی لذت ببرم 😙😙

واسه همین من خیلی خوش به حالمه این دو روز 🥸🤪

اما امروز با یه چالش قراره روبرو بشم : اونم اینکه بدون همسرم تولد دعوت شدم و قراره برای اولین بار تنهایی با بچه ها برم مهمونی ..🙂‍↕️🙂‍↕️ تا دوشنبه میگفتم پسرمو نمیبرم چون ممکنه هم خودش اذیت بشه هم من ...🙄
اما بعد یهو تصمیم گرفتم سه تایی بریم و خودمو محک بزنم که میتونم از پسش بربیام یا نه ...🫣🫣

خلاصه که میام میگم تولد چطوری گذشت و من از تصمیمم پشیمونم یا نه !!😆😂
دعای خیرتونو بدرقه ی راهم کنید لطفا !!😂😂😂😂

کولیک رفلاکس پوشک شیرخشک آد واکسن غذای کمکی بارداری زایمان
مامان 💙👶🏻محمدحسین مامان 💙👶🏻محمدحسین ۱ سالگی
بعضی وقتا توصیه مادرانه و خواهرانه تو گهواره= با تذکرات چهارشنبه سوری😀

ینی تا میای میگی مثلا نذارید بچه هاتون اون روز برن بیرون خطرناکه چنتا آدم سم پیدا میشن میگن نهههه بیخود گفتن
روانشناس و دانشمندا و متخصصا من خودم هر سال بچه هام نارنجک میندازن از همه هم سالم تر و باهوش تره🙄 (ینی اینهمه بچه یه شبه اعضای بدن و بینایی شون از دست میره ملاک نیست چون بچه های ایشون شانس آوردن به بقیه هم مثلا از مزایای تفرقه بازی میگن)

بعضی وقتا چرت و پرتایی که ما تحویل بقیه میدیم جون کسی رو به خطر میندازه😐!
مثلا طرف میگفت بنظرتون ماه آخرم سفر برم؟ بعد اون یکی جواب میداد ارههه برو اصلا من تا شب قبل زایمان همش تو حرکت و جابجایی بودم
خب بزرگوار اینکه تو و بچه ات جون سالم به در بردید فقط لطف خداست ولی دلیل نمیشه این توصیه خطرناک رو به کسی کنی که ممکنه اتفاقات بدی برای خودش یا جنین به همراه داشته باشه

یا اینهمه میگن تلویزیون دیدن واسه بچه زیر ۲ سال سمه دوباره یسری از بچه های خودشون مایه میذارن که اره از صبح تا شب برنامه دید ولی الانم از همههه نخبه تره😄
اولا کسی معیار نگرفته به شما قطعی بگه بچه ات از بقیه باهوش تره یا نه شاید همون بقیه که به چشمت نمیان از خیلی لحاظ ها از بچه تو بهتر باشن ولی حالا مادری دوست داری بچه ات رو رده بالا ببینی بحثش جداس...
مامان والا🪺 مامان والا🪺 ۶ ماهگی
این عکس برای چهل روزگی والاس تازه از حموم اومده بود🥹تیپش یجوریه انگار وکیل بند زندانه🤣
چقدر عمرمون زود میگذره🥲نمیدونم زیر بار مسئولیت بچه مم یا چی احساس میکنم اونجور که باید از روزاش استفاده نکردم مثلا عکس ماهگرد نگرفتم براش یا حتی وقت نکردم براش کیک بگیرم میدونم خیلیا اینکارو نمیکنن ولی خب دست تنها بودم و خسته وقت نمیکردم ولی واسه بقیه خیلی کارا کردم مثلا خواهرزاده م مناسبتا عکس و فیلماش اما خواهر من اصلا ذوق این چیزارو نداره من از مراسمای همه عکس و فیلم میگیرم که داشته باشن ولی واسه خودمو تا نگم کسی دست به کار نمیشه😫بنظرتون اینا نشونه ی افسردگیه؟خیلی دوس دارم بیشتر عکس دوتایی داشته باشیم اما یاوقت نمیکنم یا آدمش نیست بگیره یا خودم انققققدر خسته م که حس ندارم همه از لباسا و تیپایی که برای بچه م میزنم تعریف میکنن بعد میگن عکس داری ازش میگم نه تو فکر میرم که چرا من اینجوریم نکنه بی ذوقم
کمکم میکنید یا اگه کسی اینجا مثل منه بگه
مامان JANA🎀✨️ مامان JANA🎀✨️ ۱۸ ماهگی
شیر مادر و شیرخشک کمکی
#پارت_اول
مامان هایی که از قبل من رو دارن میدونن که از ۱و نیم الی ۲ ماهگی بچه م یکی از دغدغه های اصلی‌م این بود که در کنار شیر خودم یک وعده یا دو وعده شیر خشک بدم اما فکر کنم یکی از بد قلق ترین فرشته ها فرشته کوچولوی من بود و به هیچ روشی شیر خشک رو قبول نمی‌کرد.

اول اینکه چرا از اول شیرخشک کمکی ندادم:

اگر بخواید شیرخشک کمکی بدید باید تا ۳ هفته اول تولد بچه بهش بدید واگرنه احتمال اینکه بعدش بگیره خیلی کمه چون به شیر مادر وابسته میشه و ممکنه بافت پلاستیک توی دهنش رو دوست نداشته باشه و یا اینکه از حالتی که یهو شیر زیاد وارد دهنش بشه بدش بیاد و بترسه و نتونه درست قورتش بده، حالا چرا من از اول ندادم، چون که تو زمان بارداری تصمیم گرفته بود فقط شیر خودم رو بچه بدم و با شیرخشک کاملا مخالف بودم گفتم تا خودم شیر دارم چرا شیرخشک بدم! بماند که بعدتر نظرم عوض شد، و اطرافیان!!! امان از اطرافیان !!! میگفتن چرا میخوای در حق این بچه ظلم کنی؟ میخوای شیرخشکیش کنی؟ هر چی میگفتم نه بابا فقط میخوام شبی ۳۰ سی سی بدم که هم راحت تر بخوابه هم بهتر وزن بگیره، میگفتن نه اگه شیرخشک بره تو دهنش دیگه شیر خودت رو نمیخوره! خلاصه عذاب وجدانی به جون من انداخته بودن که حتی وقتی به شیرخشک فکر میکردم با خودم میگفتم من چقدر مادر بدی هستم که میخوام با بچه م اینکارو بکنم!
مامان فسقل خان مامان فسقل خان ۷ ماهگی
مامانی دیگه داره پنج ماهت تموم میشه قلبِ من و بابا. داری وارد شش ماهگی میشی. کی گفته پدر و مادر بچه رو تربيت میکنن؟ در اصل تو داری ما رو یاد میدی، تو داری بهمون درس صبوری میدی ، تو داری به بابا قوی‌تر بودن و تکیه‌گاه بودن رو یاد میدی، تو به من یاد میدی حواسم رو بیشتر جمع کنم، به کلامم، به خوراکم، به ارتباطاتم به عقاید و اهداف زندگیم بیشتر دقت کنم. تو داری من و بابا رو رشد میدی پسرم. تا من، مامانت، تربیت نشم نمیتونم تو رو تربیت کنم. از وقتی اومدی من بیشتر به زندگی و هدف‌هام فکر میکنم. بیشتر به حرف زدنم، کلمه‌هام دقت میکنم. بیشتر حواسم هست با کی میگردم چی میخورم به چی باور دارم. تو مامانی همه چیز داره حول محورِ این تویِ جذابِ قشنگ می‌چرخه عزیزم. کهکشانِ من و بابا.
گاهی خسته شدم ، درمونده شدم حتی افسردگی از اون ته اومده دست انداخته بیخ گلوم ولی بازم تو مامانی تو من رو نجات دادی و بلندم کردی. بهم انگیزه دادی بهم قوت دادی به زانوهام توان دوباره بلند شدن دادی مامان. از خدا ممنونم که من رو لایق مادری کردن برات دونسته کاش قدرت رو بدونم کاش قدر زحمت و سختی بزرگ کردنت رو بدونم چون با هر سختی و زحمت، منم همراهت بزرگ میشم قوی میشم رشد میکنم تغییر میکنم. و زندگی بدون رشد و تغییر چیزی جز مردگی نیست پس تو من رو زنده نگه داشتی عزیزکم. من رو از راکد بودن نجات دادی. من رو از پرت شدن تو چاه مردن قبل از مرگ جسم نجات دادی مامان.
ممنونم ازت پسرم. قندِ من. کهکشان من.
پیشاپیش پنج ماهگیت مبارک.