۵ پاسخ

عزیزم من تمام تاپیک هاتو خوندم
شما هیچی نیس فقط و فقط چشم سنگینی خوردی با شوهرت
حتما حتما خون کن برا خودت بده بیرون بده ب نیازمند
هرروز صبح صدقه بده
سعی کن زیاد از خوشی هات پ خوشحالیات عکس نزاری و جلوی مردم حداقل نباشه کسانی ک میشناسی دیگ
دشمنات و بشناس و ب دوستات زیادی نزدیک و صمیمی نشو
برای حال خوب الانت دعای ۱۴ صحیفه سجادیه بخون و از خدا کمک بخاه
حدیث کسا بخون توسل به حضرت زهرا خیلی خیلی موثره معجزه میکنه
تو خونه رو سرکه پاشی کن تمام چهار گوشه های خونه رو
ذکر یاودود زیاد بگو
اگ میتونی حتما روز درمیون بجه رو بده ب مادرت برو یوگا موثره
هرشب گلاب بپاش ب صورت و حتما نصف لیوان بخور گلاب و عرق بهار نارنج عالیه
شربت عسل و زعفران بخور نشاط اوره
عالیه
از خوشی هات و خوبی های همسرت برای هییییییچ کسی جز پدر و مادرت نگوووووو
روزی ۱۰۰ ایه قرآن بخون بخدا معجزه شو میبینی ازکم شروع کن
گلاب و ک گفتم تو خونه هم میتونی بپاشی
قبل و بعد هر مهمونی و هر دید و بازدید حتما حتما صدقه یده و ذکر لاهول و لا قوه الا بالله و بگو
از همین الان فکر منفی و از سرت بیرون کن ک من افسردگی دارم و هیج کسی دوسم نداره و …..

اینایی ک تعریف میکنی فقط یا چشم زخم ویا سحر
ک هردوش بااین کارای ک کفتم خیلی بهتر میشه امتحان کن

گلم تاپینک هاتو خوندم
خودت باید حال خودتو خوب کنی یا دکتر برو یا رویه زندگی رو تغیر بده اینجوری پیش بری بدتر میشی زندگی بعد بچه با قبلش خیلی فرق داره باید عادت کنیم همه خانومای گهواره صد در صد این دوره رو گذروندن فکر نکن تنهایی من خودم زایمان دومم هست پسرم ۶ ماهشه شوهرم خیانت کرد ۶ ماه تمام زجر و عذاب و درد کشیدم و شبانه روز غصه خوردم تازه چن روزه بهتر شده همه چیز
خداروشکر کن به خاطر تن سالم زندگی خوب و بچه خوب هوا خوب شده بیرون برو با دخترا خرید برو حال و هوات عوض بشه اگه نماز نمیخونی حتما بخون خیلی آدم سبک میشع رقیق روزای سخت من خدا بود می‌افتادم رو سجاده یه ساعت گریه میکردم حس میکردم خدا بغلم کرده🥲

از منم همینجوریه گلم

چرا مگه چی شده

ما هم خواهر انگار خواهر برادریم اصلا کلا زندگیم از این‌رو به اون رو شد

سوال های مرتبط

مامان والا🪺 مامان والا🪺 ۸ ماهگی
دیروز که تاپیک گذاشتم متوجه شدم مثل همیشه هممون گول مجازی رو خوردیمفقط برای شخص خودمون نیست
مامان قشنگ مهربون فقط تو نیستی که عکاسی ماهگرد نگرفتی
فقط تو نیستی که عکس دو تایی سه تایی خوب با بچه ت نداری
فقط تو نیستی که روزاتو از دست دادی که از بزرگ شدن بچه ت چیزی نفهمیدی
فقط تونیستی که خستگی و بی خوابی
میدونی من فهمیدم این بحران ها بیشتر تو مامان اولیا اتفاق میوفته چون یهو وارد یه دنیای جدید میشن تا قبل ار بچه و بارداری با خودت میگفتی حتما هروز از بچه م عکس میگیرم که لحظه به لحظه شو براش ثبت کنم یا با خودت میگفتی از این به بعد فقط عکسامون دو نفره سه نفره س و ذوق میکردی
با خودت میگفتی اخ جون از این به بعد چقد با بچه م برم بیرون و خیلی فانتزیا که مطمئنم شماهم مثل من تو رویاهاتون داشتین اما با ورود بچه چون بی تجربه بودین استرس نگه داری و حرف دیگرانو به دوش میکشیدین حقیقتا نای کار اضافه رو ندارین
مسئولیت نگه داری بچه اولویت به همه چی داره و با خودتون میگین عکس که واجب نیست بذار تا ساکته برم به بقیه کارام برسم ولی باز به خودتون میاید پس اگه منم مادرم بقیه چطور مادرانگی میکنن که به همه چی میرسن بازم اون تزلزل افکار
من خودم از اون دسته مادرام که خودمو جمع ننداختم یعنی اگه مهمونی ای دعوت میشم سختی بچه رو به جون میخرم ولی میرم با اینکه خورد برمیگردم خونه!!
یا تو دوران بارداری با این خیلی بارداری سختی داشتم یا الان هیچوقت نا مرتب و بدون آرایش و شلخته بیرون در نیومدم با اینکه قبل از بیرون رفتن قشنگ به فرو پاشی روانی میرسم😅
اون فقط ظاهر منو میبینه اما فکر میکنه برای من همه چی گل و بلبله و دوباره حس ناکافی بودن میاد سراغش
ما قرار مادر کافی ای برای بچه مون باشیم نه کامل!