۱۰ پاسخ

گور بابای بقیه چیکار بقیه داری مگه اونا سختی ها و شب بیداری و دهن سرویسی مارو میبینن که نظرشون مهمه
هرکی گفت بچه بعدی بگووو چشم منتظر بودم شما دستورشو صادر کنی

دیروز ی نفر اسم بچه دومو اورد نزدیک بود بزنمش

دقیقا درکت میکنم مادر خیلی گناه داره
ولی خب بچه هم تنها باشه براش سخت
ببین دیدگاه بچت در آینده چیه
دوست داره تک باشه یا خواهر و برادر داشته باشه

حالا من تو خانواده ای هستم که اکثرا بالای ۳ تا بچه دارن
جاریمم با فاصله ۲ سال ۳ تا اورده
ببین چی میکشم

خسته نباشی عزیزمجونت سلامت
ادم وقتی مادر میشه اینایی که گفتی میشه مقدمه ای برای رشد خودت
منم خیلی سختی کشیدم دوتا پسر شیره به شیره دارم واقعا هر روز یه چالش دارم وقلی وقتی نگاه میکنم به چند سال پیش میبینم که چقدر رشد کردم
مادری کردن یه تجربه سخت و در عین حال شیرین یه تناقض قشنگ
الان که زوده به خودت استراحت بده به بدنت به ذهنت ولی چند سال دیگه یکی دیگه بیار بچه واقعا وقتی دوسه تا میشن مادر بیشتر وقت داره براخودش اینو منی دارم بهت میگم که دوتا پسر کوچیک دارم از وقتی پسر کوچیکم وارد 6ماه شده خیلی با پسر بزرگم جورشده و با هم بازی میکنن پسر بزرگم که سه سالشه قربون صدقه اش میره خلاصه که من فقط میشینم و لذت میبرم.

درکت میکنم... این طور وقتا اصلا بحث نکن. فقط بگو هر چی خدا بخواد. ببینن حساس شدی بیشتر اذیتت میکنن.
منم پسرم خیلی بدقلق بود داغون شدیم تا بزرگ شد. خودم کلا دوست نداشتم تک فرزندی رو ولی حالاحالا هم نمیخواستم دومی رو بیارم خدا خواسته شد. اولش خیلی غصه خوردم فکر میکردم خیلی سخته از پسش بر نمیام. الانم نمیگم سخته ولی خدا رو شکر خودش توانشم بهم داد.

منم شقاق داشتم روغن زیتون خوردم خدارشکر خوب شدم

دقیقا منم جدم در اومد

خیلیییی سخته بخدا جدا از هزینه ها توان جسمی و روحی هم خیلی مهمههه من اصلا تو خودم نمیبینم بخام به دومی فکر کنم ادم یه دونرو بتونه خوب و سالم بزرگ کنه هنر کرده چه برسه به دوتا یا سه تا
بمن هم میگن ولی دایورتشون میکنم😂😂

والا چی بگم من خیلی بیشتر سختی کشیدم برعکس که میگفتن این دیگه آروم میشه هندل کردن دوتا بچه خیلی سخته

سوال های مرتبط

مامان پسته پسر 🩵 مامان پسته پسر 🩵 ۱۴ ماهگی
دارم دیوونه میشم
حالم خرابه
اومدیم خونه برادرشوهرم اینا
پسرم و ساعت ۱۱و نیم خوابوندم تا یک ۳ بار بیدار شد بعد دیگ نخوابید ولی هی بی قراری می‌کرد و بی حوصله بود مشخص بود خوابش میاد
منم سینمو میزاشتم دهنش شیر نمی‌خورد بعد شروع کرد گریه کردن یه ربع ۲۰ دیقه فقط گریه میکرد جیغ میکشبد مادرشوهرم بغلش کزد یکم آروم شد دوباره شروع کرد بعد براش غذا گرم کرد نخورد فقط گریه گریه
شیر خشک درست کردم یکم خورد بازم گریه میکرد فهمیدم دلش درد میکنه آخه تو ماشینم خوب میخوابه ولی شبا تا صبح خیلی بیدار میشه
گذاشتیم تو پتو تکون دادیم آروم شد خوابید زمین میزاشتیم بیدار میشد
دیگ ننو دختربرادرشوهرمو آوردیم گذاشتیم توش خوابیده
خودم قیمه بادمجان خوردم
ممکنه دل دردش بخاطر شیر خودم باشه که لپه خوردم؟؟؟؟
دکتر بردم گفتم شبا خیلی بیدار میشه
گفت شاخ دندانش تو سرشه
نفخ و دل درد هم داره
ولی فکر میکنم بیشتر بخاطر دل درد و نفخ شبای ک اذیته صبحش خیلی باد میده بیرون
چی بخورم چی نخورم؟؟؟؟ تا الان هیچی رعایت نکردم
چکار کنم خوب بشه دل درد و نفخش؟؟؟
حالم خیلی براش بده گناه داره بچم😢😭