بخش اول: مراجعه به بیمارستان و شروع دردها

می‌خوام تجربه زایمان پسرم رو بنویسم، شاید به درد کسی بخوره. ان‌شاءالله وقتی دخترم رو هم صحیح و سالم بغل کردم، دوباره میام و تجربه اون زایمان رو هم می‌نویسم. 🙏🌸

۲۵ مرداد ۱۴۰۰، در هفته چهلم بارداری، ساعت ۹ صبح به بیمارستان رفتم. ازم NST گرفتن و گفتن حرکات جنین کمه. گفتن یه کمپوت بخور و کمی پیاده‌روی کن، بعد دوباره بیا. چند بار این کار تکرار شد؛ هر بار NST می‌گرفتن و باز می‌گفتن حرکات کمه و باید چیزی بخورم و دوباره برگردم.

این روند تا حدود ساعت ۱ ظهر ادامه داشت. بعد گفتن سونوگرافی انجام بدم. بعدازظهر سونو دادم و مشخص شد که آب دور جنین کم شده و رشد جنین حدود ۳ هفته متوقف شده؛ یعنی به جای ۴۰ هفته، اندازه‌ها به ۳۷ هفته می‌خورد.

جواب سونوگرافی رو به بیمارستان بردم. باز هم ازم NST گرفتن و دوباره می‌گفتن برو کمپوت یا آبمیوه بخور و برگرد. این ماجرا تا ساعت ۹ شب ادامه داشت. در معاینه هم می‌گفتن دهانه رحم فقط یک سانت باز شده و ظاهراً لگنم هم تنگه.

ساعت ۹ شب شیفت عوض شد. دکتر جدید اومد و گفت برو خونه، ورزش کن و رابطه داشته باش تا دردها شروع بشه. من همون لحظه زدم زیر گریه و گفتم: «از ساعت ۹ صبح تا الان بیشتر از ۱۰ بار ازم NST گرفتن، سونوگرافی گفته آب دور جنین کمه و رشدش متوقف شده. اگر برم خونه و اتفاقی بیفته، شما مسئول هستین؟»

بعد از این حرفم گفت برو روی تخت دراز بکش تا یه آمپول بهت بزنیم حالت بهتر بشه. 😅

لباس‌هام رو عوض کردم، موهام رو بافتم و روی تخت خوابیدم. آمپول رو از طریق سرم تزریق کردن و نزدیک ساعت ۱۰ شب دردهای زایمانم شروع شد؛ دردهایی که واقعاً شدید بود و فقط داد می‌زدم.
بخش بعد تو کامنتا
#فرزندپروری#زایمان#ماما#جنین#بارداری

۵ پاسخ

بخش دوم: مامای همراه و تولد پسرم

اونجا یک مامای همراه بود که اومد پیشم و گفت اگر بخوای می‌تونم کنارت بمونم. من هم قبول کردم. با خانواده‌ام هماهنگ شد و هزینه همراهی ایشون پرداخت شد. واقعاً از اول تا آخر زایمان کمک بزرگی برام بود.

با هم ورزش کردیم، من رو زیر دوش برد، کمرم رو ماساژ داد، برای نرم شدن دهانه رحم دارو گذاشت و تکنیک‌های صحیح تنفس رو یادم داد. واقعاً باعث شد دردها برام قابل تحمل‌تر بشه.

خدا رو شکر فقط در عرض ۴ ساعت دهانه رحم کاملاً باز شد و ساعت ۲ بامداد پسرم به دنیا اومد. ❤️

جالب این بود که بعد از به دنیا اومدنش، انگار تمام اون دردها یک‌دفعه ناپدید شدن. فقط موقع بخیه زدن کمی درد داشتم که اون هم قابل تحمل بود و خوشبختانه بخیه زیادی هم نخوردم.

بعد من رو به اتاقی منتقل کردن تا فردا وارد بخش بشم. همونجا روی تخت نشستم و برای اولین بار به پسرم شیر دادم؛ یکی از قشنگ‌ترین لحظه‌های زندگیم. 🥰

تنها توصیه‌ای که دارم اینه که اگر امکانش رو دارید، حتماً از مامای همراه استفاده کنید. برای من واقعاً تجربه زایمان رو خیلی راحت‌تر و قابل تحمل‌تر کرد.

سلام مامانای عزیزم سیسمونی میفروشم با قیمت پایین
مثلا رامپر ۱۸۵ت
سرهمی ۲۰۰ ت
و خیلی چیزای دیگ با قیمت پایین
برای مامانایی ک تو این وضع اقتصادی نتونستن برا نی نی خوشگلاشون لباس بخرن
سایت خرید داریم لینک سایت تو کانال روبیکامون هست
اینم لینک کانال روبیکا
karenshopingg

خدادوشکر به سلامت زایمان کنی

ای جان گلمم😍😍
منم طبیعی دوس دارم از سزارین خیلی میترسم
طبیعی برا بخیه مگه بیحس نمیکنن🥺😳

فقط اونجا كه گفت بخواب يه امپول بزنم حالت بهتر بشه؟نفهميدي ميخواد امپول فشار بزنه😂😂😂

سوال های مرتبط

مامان وطن 🩵 مامان وطن 🩵 هفته سی‌وهفتم بارداری
سلام به همه، من اومدم تجربه آزمایش گلوکزم رو بگم🧪

اول که ناشتا باید باشی. من ۱۲ ساعت ناشتا رفتم، ازم خون گرفتن و پودر معروف رو دادن بهم و گفتن برو خونه توی آب حل کن و بخور و یک ساعت بعد دوباره بیا… من رفتم خونه و توی سه لیوان آب تیکه تیکه خوردم و حواسم بود کاااامل هم بزنم که پودرش گوله نشه بچسبه به حلقم. 😖
مزه محلولش شیرین بود ولی نه اونقدر که خیلیا میگفتن، من با وجود اینکه خیلی شیرین‌خور نیستم راحت خوردمش و طعم پرتغال هم میداد… دقیقا مثل شربت پرتقال پودری که درست می‌کنیم میخوریم بود🧃
یک ساعت بعد هم رفتم دوباره ازم خون گرفتن و بعد هم بهم گفتن باید آزمایش ادرار هم انجام بدی صبح ناشتای فردا انجام بده برامون بیار و تمااااام… اصلا اصلا از این آزمایش غول نسازین و نترسید

فقط دو تا توصیه‌: آزمایشگاه نزدیک خونه برید که بتونین اون یکی دو ساعت رو توی خونه باشید چون راحت‌تر هستین قطعا. توصیه دومم هم اینه که توی آب خنک پودر رو حل کنین راحت‌تر خورده میشه و خوشمزه‌تره♥️
امیدوارم برای همه‌تون راحت بگذره و به سلامتی این آزمایش رو بدین مامانای قشنگ💕
مامان هدیه خدا مامان هدیه خدا ۴ ماهگی
اگه جنین تو شکم زیاد تکون بخوره نشونه چیه و چه زمان باید نگران شد؟

📌 وقتی بارداری، حرکات جنین می‌تونه کلی ذوق‌زدت کنه اما گاهی وقتا زیاد شدن این حرکات، یه کم نگران‌کنندست. بیا با هم ببینیم قضیه چیه

❓ چرا جنین زیاد تکون می‌خوره؟
✅ جنین هم مثل ما روز و شب داره و فعالیتش زمان‌های مختلف فرق می‌کنه 
✅ بعد از خوردن یه چیز شیرین، انرژی می‌گیره و بیشتر وول می‌خوره
✅ اگه مادر استرس داشته باشه، جنین هم ممکنه بیشتر تکون بخوره

❓ کی باید نگران شد؟
🔻اگه یهو دیدی حرکات جنین خیلی زیاد شده و این روند ادامه داره، با پزشکت مشورت کن
🔻اگه حرکات جنین کم شد یا دیگه حسش نکردی حتی با خوردن شیرینی به پهلو خوابیدن و یا خوردن آب سرد، به پزشک مراجعه کن
🔻اگه همراه با حرکات زیاد، درد یا انقباض هم داشتی، حتماً به پزشکت بگو

❓چیکار کنم حرکات جنین رو بهتر حس کنم؟
✅ به پهلو دراز بکش، اینجوری خون‌رسانی به جنین بهتر می‌شه و راحت‌تر تکوناشو حس می‌کنی
✅ بعد از غذا خوردن بشین، معمولاً بعد از غذا نی‌نی فعال‌تر می‌شه
✅ یه خوراکی شیرین بخور، یه لیوان آبمیوه یا یه تیکه شکلات می‌تونه نی‌نی رو بیدار کنه
مامان بی اعصاب مامان بی اعصاب هفته سی‌وششم بارداری
تجربه زایمان طبیعی من #2

من فکر میکنم زایمان طبیعی خوب به چندتا فاکتور مهم بستگی داره تا اون تجربه برات خاطره خوبی بشه،
1)ژنتیک خانوادگی خوش زایمان بودن
۲)آمادگی ذهنی و جسمی داشتن
۳)انتخاب بیمارستان مناسب و حتی الامکان مامای خصوصی خوب
خب ازین شرایط من تقریبا هیچکدوم رو‌ نداشتم و اشتباهم اینجا بود، تا هفته ۴۰ هیچ دردی نگرفتم و سر یه سانت مونده بودم، همسرم رفته بود شهر دیگه و من از دو هفته قبل زایمان تنها بودم و متاسفانه بیمارستانی که رفتم با اینکه اونجا ماما خصوصی هماهنگ کرده بودم اما گفتن تا وقتی نرسی به ۳ سانت نمیاد، تجهیزاتشونم کامل نبود با اینکه نیمه خصوصی بود، به اصرار خودم برای ۴۰ هفته و ۳ روز نامه گرفتم برای بستری و زایمان با امپول فشار دکتر بهم گفت ناهارت رو‌ بخور و برو بیمارستان، وقتی رفتم نامه رو دادم یه ماما گفت بخواب معاینه ات کنم، معاینه کرد گفت یه سانتی بعد شروع کرد یه مقدار با خشونت ور رفتن و یکمی خون اومد ازم گفت معاینه تحریکیت کردم زودتر باز شی، بعد گفت بخواب رو اون تخت ازت نوار قلب جنین بگیرم، همون حین هم مادرشوهرم که همراهم بود رفت برام وسایل بیمارستانی رو تهیه کرد اورد...
مامان دانالو مامان دانالو ۴ ماهگی
دیروز دل درد داشتم در حدی که حالت تهوع گرفتم و از صبح هیچی نخوردم خیلی واسه بچم ترسیدم گفتم برم سونو بدم خیالم راحت شه بیمارستان معتضدی و سجاد رفتم دکتر نداشتن.رفتم دکتربابلی تعطیل بود بزرگترین اشتباه زندگیم رو کردم رفتم امام رضا گفتم ان اس تی یا سونو بدم خیالم راحت شه گفتن باید معاینه شی هر چی مقاومت کردم قبول نکردن گفتن اول معاینه بعد سونو...به ناچار معاینه شدم خیلی درد داشت وقتی پاشدم دیدم خونریزی کردم دنیا رو سرم خراب شد نشستم گریه کردن همونجا بعد رفتم سونو که رزیدنت یک ساعت طولش داد و انقدر فشار داد رو شکمم که دردم ۲برابر شد برگشتم ازمایش گرفتن جواب ازمایشم کامل نبود ببینن عفونت ادراری دارم یا نه خلاصه ۵ ساعت اونجا بودم اخرش هیچی گفتن فردا برو یه سونوگرافی خوب.امروز رفتم سونو آنومالی تاخیری یه هفته زودتر از تاریخی که دکترم گفته بود
چون آنومالی ۱۸ هفته یه کیست داخل مغز جنین بود برای کنترل رفتم که خداروشکر گفت ازبین رفته و رشدش هم خوب بود
کلیه هم التهاب داشت که گفت تو بارداری پیش میاد
برای کسایی که این مشکل رو داشتن نوشتم که استرس نگیرن از بابت کیست
مامان اَفران مامان اَفران ۱ ماهگی