تجربه زایمان (طبیعی)
🖇پارت 6:
بعد از معاینه اخری ترشح موکوسی داشتم با رگه های قهوه ای خوشحال ازینکه زایمانم نزدیکه تو گهواره شنیده بودم که بعد از دیدن ترشح موکوسی بعد از چند روز زایمان میکنیم، انقباض داشتم شکمم سفت میشد مثل سنگ حدود 40 ثانیه گرفته بود بعد ول میکرد همراه این سفت شدنه زیر شکمم تیر میکشید و انگاری دردش میریخت توی پاهام رون پام گُر میگرفت موقع انقباض دیگه با توجه به شرایطی که تو این ماهای اخر داشتم هر لحظه منتظر دردای زایمان بودم و چشم انتظار کوچولو
خیلییییییییی ورم کرده بودم چون از اول بارداری ورم میکردم
هرچی بیشتر چشم انتظار باشی دیرتر میگذره برای من ماه هشتم دیرتر از بقیه ماها گذشت با اینکه بارداری سختی بود و ماهای اخر استراحت مطلق بودم نه کاری میتونستم انجام بدم نه جایی میتونستم برم ولی پایان این راه خیلی قشنگ تر از چیزیه که فکرشو بکنید
هر روز منتظر بودم انقباض بگیره و منظم باشه تا میومدم تایم بگیرم میدیدم انقباض هام نامنظمه و دکتر گفته بود در شرایطی که خیلی درد داشتی یا نشتی یا خونریزی قرمز داشتی خطرداره و باید بیای بیمارستان
انقدر منتظر بودم تا با دهانه رحم سه سانت رسیدم به هفته 39 بارداری
واقعا حکمت خدا رو شکر که تا نخواد هیچ برگی از درخت نمیفته

۴ پاسخ

به سلامتی کمیل اسم خیلی قشنگیه بیشتر از تجربه زایمان و لحظه زایمان برامون بگو

خب بگو دردش چقدر بود چندساعت طول کشید زایمان کردی
من خیلی درد و انقباض دارم ولی امروز ماما گفت ۱ سانت بازم و تنگی کانال زلیمان دارم☹️

خداروشکر که با اینهمه انقباض تا هفته‌های آخر اومدی

اره دقیقا

سوال های مرتبط

مامان گردو مامان گردو ۲ ماهگی
تجربه زایمان (طبیعی)
🖇پارت 5:
گذشت و من همچنان استراحت مطلق بودم انقباض های نامنظم و درد های ریز و درشت داشتم البته همرو به دکترم گفته بودم و گفتن اگه منظم شد و خونریزی یا ابریزش داشتی خطرناکه وگرنه انقباض ها دیگه کاریش نمیشه کرد ما تا تونستیم بهت دارو دادیم
اوایل اردیبهشت ماه بود 34 هفته بودم و با انقباض های منظم هر سه دقیقه و شدید رفتم بیمارستان و سه شب بستری شدم با وجود استراحت کامل نمیدونم چرا دوباره شدید شده بود درد ها این بار دهانه رحمم دو و نیم باز شده بود
درد و انقباض رو من از 28 هفته تا روز زایمان همیشه داشتم گاهی خفیف و گاهی شدید
37 هفته و 4 روز بودم که با شک بر اینکه ترشح دارم و نکنه این ترشح نشتی کیسه اب باشه رفتم بیمارستان بخش زایشگاه که رفتم معاینه کرد دکتره و گفت دهانه رحم سه سانت یعنی اون انقباض ها که کم کم توی خونه داشتم به مرور کارساز بود و دهانه رحمو باز میکرد با اینکه نامنظم بود
بعد از معاینه و سونو بیوفیزیکال و... خداروشکر کیسه اب مشکلی نداشت و خب دیگه به هفته امن رسیده بودم امپول ریه هم زده بودم و استرسم ازین بود که وزن پسرم کم نباشه موقع تولد،زردی نداشته باشه، درد زایمان چجوریه وووو دغدغه هایی که همه خانومای باردار ماه اخر دارن
مامان کایان 🩵🚙 مامان کایان 🩵🚙 ۱۵ ماهگی
تجربه زایمان(سزارین)پارت اول
من از ۳۴هفتگی انقباض های شدید داشتم و دهانه رحمم باز شده بود و دو بار بستری شدم تا ۳۵هفته بعدش (چون از زایمان طبیعی وحشت داشتم و چیزای خوبی نشنیدم )گفتم زودی برم و از دکترم نامه رو بگیرم دکتر من (افسانه جواهری پور میتونم بگم فرشته نجاتم از اول بارداری) رفتم پیشش و چون بیمارستانی که دکترم بود بستری شدم از حالم خبر داشت سونو وزنمو دید گفت طبیعی میخوای یا سزارین که سریع گفتم سزارین و نامه رو نوشت داد واسه ۳۷هفته و ۶روز که میشد ۳۱اردیبهشت به من گفته بود کلا استراحت مطلق باشم و فقط دستشویی برم و هر روز ۱۰دیقه میتونم راه برم ۳۶هفته و ۶روز بودم که تولد دعوت شدیم و من رفتم 😂اونجا خیلی نشستم سرپا بودم فرداش که شد پنجشنبه من دیدم دردام از خیلی بیشتر از قبله و میگیره ول می‌کنه به شوهرم گفتم سریع رفتیم بیمارستان (شمس)اونجا گفتم انقباض و درد زیر شکم و کمر دارم و آن اس تی گرفتن دیدن بله ولی معاینه کرد همون یک سانت بودم از اول ۳۴یک سانت باز بودم
مامان گردو مامان گردو ۲ ماهگی
تجربه زایمان (طبیعی)
🖇 پارت1:
خب بزارید از اون تایمی شروع کنم که انقباض هام شروع شد
ماه رمضان بود و نزدیک عید شروع کرده بودم خونه تکونی و بشور و بساب با اینکه کمکی هم داشتم ولی یروز چند باری خیلی شدید و طولانی شکمم سفت شد و درد میگرفت در حدی که میگفتم الان میترکه چند ساعت صبر کردم گفتم اگه ادامه داشته باشه برم پیش دکترم دیدم ادامه نداشت و نرفتم دیگه بعد چند روز 28 هفته و چند روز بودم رفته بودم پیش دکترم برای چکاب و سونو اینا که دکتر وزن و فشار گرفت بعد گفت بیا ضربان قلب کوچولو رو گوش بدم و تموم تا دستگاه رو گذاشت روی شکمم گفت وای چقدر انقباض داری خیلی شکمت سفت میشه جوری که نمیتونم ضربان قلب کوچولو رو بشنوم نامه میدم باید الان مستقیم از مطب بری بیمارستان و چند شب بستری میشی
ولی من اصلا متوجه انقباض ها نمیشدم زیاد بودن ولی درد نداشتم چون تجربه نداشتم نمیدونستم اصلا انقباض چیه دیگه تا دکتر اینو گفت استرس و دلشوره افتاد بجونم
تاحالا اصلا پام به بیمارستان باز نشده بود و بشدت هم از بیمارستان بدم میومد
مامان فندق مامان فندق ۱۱ ماهگی
پارت ۱
سلام مامانای منتظر نینی🥹❤️
من اومدم تجربه زایمانمو بزارم ...به امید اینکه کمکی کنه تا استرس و نگرانی هاتون کمتر بشه ..😬🫡
.............
خب از اول اوش بخوام بگم....
اولین معاینه تحریکی رو ۳۸ هفته و ۱ روز انجام دادم روز سه شنبه هفته پیش انجام دادم....
اولش خودم ۱ و نیم بودم که با معاینه رسیدم به ۲ سانت
معاینه تحریکی بعدی روز یکشنبه همین هفته بود که خودم ۲ سانت بودم و یا معاینه شدم ۲ و نیم ۳ سانت ....
من کلا مدلم جوری یود که درد هارو کامل حس میکردم و تشخیص درد زایمان برام سخت بود...
بعد معاینه اول ۱ روز درد داشتم کمر درد و درد زیر شکم داشتم که می‌گرفت و ول می‌کرد و قابل تحمل بود
بعد معاینه دوم درد هام شدید تر بود و کمر دردش خیلیی بیشتر به چشم می‌اومد و درد اون زیاد بود برام....
خب یکشنبه بعد معاینه تحریکی ....من ۱ ساعت کلاس ورزش داشتم که ورزش کردم ...بعدش رفتم یکم‌پیاده روی و بعدش رفتم خونه و استراحت کردم فقط، چون درد داشتم....درد هام تقریبا هر ۱۰ دقیقه اینا بود ...