۱۱ پاسخ

وااااااا
بگو اگر دلت میسوزه ظرفای توی یخچالو بشور

خب درک باید داشته باشه

بهترین کار اینه یه مدت رفت امدتو باهاشون کم کنی سر سنگین باش تا بدونن نمیتونن هر رفتاری دلشون خواست بکنن

چون ساکتی همه رفتاراشون اینشکلیه.سلیطه باش

فقط بگو باشه شما خوبید اون دنیا می‌رید بهشت

وا خونه خودته حتی ب مادرتم ربطی نداره من مادرم ازم دوره خیلی ولی حامله هم نباشم خودش وقتی میاد کارامو میکنه

دقیقا من
کارو شده حرص خوردن و گریه کردن
البته فقط از خونه پدرشوهرمم

چون جوابشون رو نمیدی جوابشون رو بده خودتو راحت کن

عجب بساطی ها

راهشون نده تو خونت😐

میگفتی خونه خودمه به کسی ربطی نداره

بیخیال همشون از این گوشت بگیر از اون گوشت بنداز بره

چرا اجازه دخالت ميدي
خونه خودته يخچال خودته به كي چه كه تو ظرف گذاشتي يا نذاشتي اصلا دوس داري يه ماه اون ظرف بمونه اونجا
ياهرچي
بگو خونه شما بود يا وسايل شما شكست بعد ميتوني احضار نظر كني

سوال های مرتبط

مامان نارنگیا🍊 مامان نارنگیا🍊 هفته سی‌وششم بارداری
بنظرتون تو زایمان چی بهتون قوت میده که هر دردی رو تحمل کنین
من دیدن بچم و بحث و دعوا با شوهرم 🤦🏻‍♀️🥴
تو زایمان دومم رفته بودم بیمارستان قسمت زایشگاه بودم میخواستن کارای بستریمو اینا انجام بدن سرم بهم وصل کردن بعد ان اس تی
شوهرم زنگ زد سر یه چی بحثم شد من با مامانم اینا رفتیم بستری شدم
دعوام شد گفتم چرا خودتو نمیرسونی چرا باید هزینه هارو مامانم اینا الان بدن چندبار ان اس تی گرفتن و پول لباس بیمارستان و چندتا چیز دیگه اینقد عصبی بودم ازش به شوخی گفت نمیام برو هرجور زایمان میکنی زایمان کن درصورتیکه رفته بود دنبال آبجیش بیارش کنار من🫠
بعد از طرفی ام کلی استرس داشتم تو اون زایشگاه بی صاحاب جیغ میزدن
منم خب سزارین بودم از طرفی ام میترسیدم بازم معاینم کنن
ولی این دعواعه خودش بهم قوت داده بود 😅😂گفتم الان دیگه بمیرمم برام اصلا مهم نی
بعد که داشتن منو میفرستادن اتاق برای بستری مامانم اومد بهم گفت اینقد حرص نخور شوهرت اومد

خلاصه به نظر من خیلی تاثیر داره دعوا تو این موقعیت برا من 🤣
چون دیگه هیچی برام مهم نیست فقط دلم میخاد بمیرم
اینبار نمیدونم چجوری با زایمان کنار بیام همش فوبیا دارم بیشتر از همچی با محیط اتاق عمل و زایشگاه و بیمارستان سوندددد ..
مامان سه جوجه 🐤🐤🐣 مامان سه جوجه 🐤🐤🐣 ۲ ماهگی
چقد بی حوصلم دلم یه تغییر میخواد نمیدونم از کجا خونه شروع کنم همه جا خونه بهم ریختس کمر درد و درد دنبالیچه دارم یه کم اما دلم میخواد خونه رو مرتب کنم با دوتا بچه کوچیک یه دختر ۴سال و۸ ماهه ویه پسر ۳ ساله وماه شیش بارداری دلم میخواد یه تمیز کاری اساسی انجام بدم بعد دلم میخواد مهمون بیاد خونم دوستدارم یه مهمونی بدم اما خواب وضعیت جورنیست واسه مهمونی فرشام کثیفه آشپزخونه داغونه اتاق خواب هم وحشتناکه درحال خونه درست کردیم نمیتونم یه وسیله واسه خونه بگیریم کمدمون خراب شده شوهرم میگه صبرکن واسه خونه خودمون میارم کمد دیواربزنه منم از اینور لباسارو جمع میکنم میزارم توسبد ولی خوب بچه میریزن بهم کلا دیونه شدم خیلی دوستدارم خونه رو یه تغییر بدم یکم سرحال شم دخترم از یه طرف دخترم تمام دهنش آفت زده هیچی نمیتونه بخوره بهونه میگیره خلاصه درحال منفجر شدنه مغزم میشه راهنماییم کنیم همش میگم من خیلی ضعیفم به هیچ کاری درست نمیرسم تنبلم 🥲😖😖🥱😮‍💨😮‍💨





فرزند پروری##
فرزند پروری##
مامان ماهلین و هامینم مامان ماهلین و هامینم ۶ ماهگی
سلام دوستای گلم از همتون خواهش میکنم مثل یه خواهر بزرگتر راهنمایی کنید و کمکم کنید ممنون میشم از همگی
دوستای گلم من شوهرم دقیقا از روزی که به دنیا اومد زردی گرفت و هر مشکلی منو مقصر دونست آنقدر سرم غر زد که روانی و کلافه شدم
هر وقت دخترم سرما بخوره فقط و فقط استرس اینو دارم که شوهرم چقدر قرارع سرم غر بزنه و اذیتم کنه
اونسری جلوی مامانم کلی خوردم کرد گفت خدا لعنتت کنه مسی خونمون میاد آنقدر حواست با بچه نمیشه بچه میوفته زمین
الآنم ویروس گرفته بود ۴ روز حال دخترم شدیدا بد بود عین ۴ روزش منو گریه انداخت با حرفهای بی موردش
امروز از سرکار اومده بود دخترم خرد زمین خیلی گریه کرد رفت بالکن درو بست هرچی گفتم دخترمو بهم نداد یک ساعت تموم گریه کردم کلی حرف بارم کرد طبق معمول ولی شام پختنی طرف شستنی هیچوقت نشده کمک دست من باشه تا الان شاید جمع کل ۵ دقیقا مگه نداشته باشه دخترم ۱ سالشه
بنظر شما چه رفتاری کنم چیکار کنم که دیگه سر بچم منو سرزنش نکنه و بدونه رفتارش اشتباه فردا چه رفتاری باهاش داشته باشم اصلا راهکار وی میدین