سوال های مرتبط

مامان دخترکم مامان دخترکم ۱۱ ماهگی
خانما خیلی هاتون بهم گفتین از تجربه زایمانم بگم براتون.... من هم درد طبیعی کشیدم تا 10 سانت باز شدم هم سزارین شدم... علتش هم متاسفانه زایشگاه بیمارستان بود که وقتی درد زایمان داشتم رفتم منو به دستگاه وصل کردن ولی به دروغ بهم گفتن که دستگاه هیچ گونه درد و انقباض زایمانی نشون نمیده حتی تماس گرفتن با دکترم بهش گفتم خانم فلانی اومد نوار قلب و نوار و نوار انقباض ازش گرفتیم هیچ گونه درد زایمانی نداره... منم رفتم خونه دردم هر لحظه بیشتر می‌شد که بعد دو ساعت دردام در حدی شدید شد که هر سه دقیقه دردی میگرفتم که حتی نمیتونستم راه برم... خودم به زور رسوندم بیمارستان معاینه ام کردن گفتن دهانه رحم 8...9سانت باز شده تماس گرفتن با دکترم که بیاد بیمارستان وقتی دکتر اومد معاینه ام کرد گفت دیگه دهانه رفتم 9 سانت بازه طبیعی زایمان کن منم التماس دکترم کردم که نه تورو خدا نمیتونم دارم میمیرم از درد.... بلاخره دکترم راضی شد ببره سزارینم کنه ولی حالا تو اتاق عمل دکتر بیهوشی گیر نمیومد رفته بود که عمل دیگه انجام بده.. چقدر هم طول کشید دکتر بیهوشی اومد!!
مامان 💙
بردین مامان 💙 بردین ۳ ماهگی
#پارت اول (تجربه من از سزارین)💐
این تجربه شخصی من از سزارین هستش...
۵فروردین نوبت دکتر داشتم تا قبل از اون همه چیز عالی بود طبق انتی۳۷ هفته اندی بودم اما طبق انتقالم ۳۶ هفته بودم
توی مطب دکتر عزیزم دکتر (صدیقی) اول سونو‌گرافی انجام دادن که همونجا متوجه شدم آب دورجنین از عدد۱۰ به عدد۷ افت پیدا کرده
بعد که نوار قلب رو گرفتن با اینکه کیک و نوشابه خورده بودم و میوه نوار قلب اصلا خوب نبود دکترم همون شب نامه معرفی به زایشگاه بهم دادن جهت چک کردن مجدد نوار قلب وقتی رفتم و چک کردن مجدد دکتر شیفت بیمارستان دستور بستری دادن و سریعا سرم وصل کردن و فشارم رو‌چک میکردن و تا خود صبح نوار قلب میگرفتن
خلاصه شب سپری شد و فرداش سونو شدم مجدد آب جنین شده بود ۶/۵ باز طبق دستور پزشک خودم سرم های پی در پی بهم وصل میکردن روز شنبه آب جنین ۶/۵ بود دکترم گفتن تا دوشنبه کاملا سرم بگیر اگر آب جنین باز هم کم شه عملت میکنم تا اینکه شنبه شب درد انقباض شروع شد و دستور سولفات دادن و فشارم هم از عدد ۱۰ اومده بود روی ۱۳ و مدام چک فشار میشدم و زیر سرم سولفات بودم🥲
(ادامه بدم)!؟
مامان پناه کوچولو🩷👧🏻 مامان پناه کوچولو🩷👧🏻 ۱۵ ماهگی
تجربه زایمان سزارین پارت ۲
رسیدم بیمارستان ازم nst گرفتن گفتن هم انقباضات زیاده هم ضربان قلب بچه بالاس باید همین الان بستری شی سزارین اورژانسی شی منم گفتم پس به دکترم زنگ برنید بیاد
به دکترم زنگ زدن تهران نبود منم گفتم فردا عمل کنید میخوام دکتر خودم باشه بهم گفتن انگار متوجه نیستی ضربان قلب بچه بالاس
خلاصه قبول کردم دکتر بخش منو عمل کنه دکتر خوبی بود خدابی اما از شانس من دکتر خودم نبود تازه به دکترم ۹ تومن هم زیر میزی دده بودم که اینجوری شد
خلاقه کفتن حاضر شو برای امل ساعت ۷ صبح بود گان و این چیزا پوشیدم نوبت سوند زدن شد من شنیده بودم درد داره خیلی میترسیدم بهشون گفتم تو اتاق عمل بعد بی حسی بزنید گفتن همشون مردن خلاصه من راضی شدم سوند برام وصل کنن
پرستاره گفت خودتو شل بگیر نفس عمیق بکش درد نداره منم همین کارو کردم کلا ۱۰ ثانیه طول کشید دردش هم قابل تحمل بود اونجوری که فکر میکردم نبود
من فیلمبردار واسه اتاق عمل و دیزاین اتاق vip داشتم که بخاطر اورژانسی شدن نتونستم انجام بدم خیلی ضد حال خوردم
خلاصه منو بردن اتاق عمل ا
مامان محمدجونم مامان محمدجونم روزهای ابتدایی تولد
تجربه زایمان طبیعی و بچه سوم
رفتم پیش دکترم ماینه کرد گفت دو سانت باز شدی گفت رحمت تحریک کردم تا شب یه دردای احتمال داره بیاد سراغت منم اومدم خونه به صورت. نامنظم زیر دلم میگرفت ول میکرد کمردرد هم داشتم قابل تحمل بود و دیگه رفتم بیمارستان گفتم بچه سومم درد دارم اینطوری هست و اینا ماینه کرد گفت بستری باید بشی
بستری شدم رفتم زیر دستگا برای نوار قلب بچه کنترل کنن نبضش خیلی پایین میزد گفت چیزی خور دی گفتم ن نخوردم گفت همرایت بگو ی چیز شیرین بیاره بچه افت داره
ابمیوه کیک گرفتن اوردمادرشوهرم خوردم بهتر شد بردنم زایشگاه اونجا باز نوار قلب بچه بالا تامیزدفتاده خلاصه از ساعت ۴عصر تا ساعت یک نیم درد داشتم و قابل تحمل بود ۴سانت باز شده بودم خلاصه ماینه کرد گفت هنو ۴سانتی من میرم نوار قلب بچت گذاشتم بعد ۲۰دیقه میام اومد نوار بچه رو برداشت باز گذاشت رو بیست دیقه
یهو ادرارم گرفت دکتر صدا زدم اومد گفتم ببخشید ادرار دارم میشه برم ...........
ادامه دارد
مامان کایا مامان کایا ۱۱ ماهگی