ایقد حالم بده ک سه روزه فقط دارم گریه میکنم
توروخدا برام دعا کنید خوب بشم

من بعد از سزارین خوب بودم دو روز بعدش ک اومدم خونه سردرد های وحشتناکی گرفتم ک نمیشد تحمل کرد
بعد رفتم پیش متخصص زنان گفت کاپوچینو و قهوه و کلا مایعات و کافین بخور تا مایع بی حسی بیاد بره از بدنت منم خوردم فایده نداشت و هی بدتر میشد سردرد هام میزد ب چشمم و گوشم ک میگفتم کور شدم کر شدم دیگه رفتم پیش متخصص مغز و اعصاب برام دوتا سرم و ی امپول دگزا نوشت زدم خیییلی خوب شدم تا دو روز دنیا رو میدیدم چقد خوشحال بودم گفتم دیگه دردا تموم شد
یهو دوباره درد هام شروع شد ب صورت بدتر و شدید تر
هی تحمل کردم دیدم فایده نداره دوباره رفتم پیش دکتر ی فرص دیگه نوشت دیگه گوشام کلا نمیشنید و کییپ شده بود
قرص رو استفاده کردم گوشم خوب شد ولی سردردم بود رفتم سی تی اسکن دادم و نوار مغز گفتن مشکلی نیس و رفتم پیش ی متخصص دیگه اون برام ی عالمه سرم نوشت گفت روزی دوتا تا ی هفته باید استفاده کنم
دستام دسگه سوراخ سوراخ شده ولی سردردم خوب نمیشه و دکتر بهم گف مایع نخاعی پخش شده تو سرت و امپول بی حسی رو بد جا زدن برات ( البته ک ۳ بار هم تزریق کردن و دوز زیاد وارد بدنم شده)
ادامه رو پایین مینویسم

۲۲ پاسخ

عزیزم ایشالا زوتر خوب بشی❤️

یه سوره یس و ۱۰۰ تا صلوات نذر بی بی شریفه دختر امام حسن مجتبی (ع)بخون خیلی واسه مریضی حاجت میده.امروز هم روز شهادتشون بود.

الهی عزیزم تاپیکات برام نمیاد الان دیدم چقدر وادر قوی هستی تو که داری همه این روزا رو تحمل میکنی🥹🫂

خدا بهت کمک کنه به حق فاطمه زهرا خواهر سخته خیلی سخته درکت میکنم ایشالله به حق همین ایام هرچی زودتر خوب بشی

عزیزم دکتر طب سنتی وارد پیدا کن حتما برو ویزیت شو ضرری نداره البته اگه اعتقاد داری گلم

پیش محمدی مغز و اعصاب نرفتی؟

منم بودم فقط باید صاف بدون بالش دراز میکشیدم البته من یه دوز داروی بی حسی گرفتم و اونقد وحشتناک سردرد داشتم اما بعدش مصرف مایعاتم رو خیلی زیاد کردم سر و گردنم رو خم نمیکردم یکم رعایت کردم درست شد البته دارو هم گرفتم از پزشک

انشالله که زودتر خوب بشی بتونی بچتو بغل بگیری
منم ۱۴ روزه سزارین شدم از کمردرد میخوام بمیرم سه دوز بی حسی تزریق کردن احساس میکنم کمرم جون بدنمو نداره خمیده شده

خدا سلامتی بده زهره جان برات کلی دعا میکنم

همیطوریه تازه مال تو هم که ماشاالله سه مرتبه

عزیزم منم درد داشتم وحشتناک دکتر بیهوشی رفتم بهم نوافن داد هر ۸ساعت بندازم
و گفت بیشتر دراز بکش و مایعات زیاد بخور

وای تروخدا ی کاری کن پاشو برو شیرازی اهوازی جایی داری نابود میشی چرا تعلل میکنی خدایی نکرده ویزیت بشه بچت بدون مادر چیکار کنه

عزیزمممم
انشالله خدا سلامتی بده بهت خیلی سخته

عزیزم
انشاءالله که تو این روزای عزیز هرچه سریعتر شفا پیدا کنی

وای عزیزم من خودم سزارینی هستم می‌دونم چقدر سختی کشیدی انشاءالله که حالت خوب بشه خواهرم🥲

وایی خدااا خیلییی سختههههه خداا شفااات بده عزیزم ان شالله کع شفای کامل پیدا کنی واقعاا سر درد بده ب گوش من خودم میگرن دارم ت اتاق عمل میگن نباید سر تکون بدی

#ادامه ۲

ب نوع سردردی ک دارم میگن سردرد نخاعی
و خیلی بده خیلی زیاد نمیدونم تجربه اش کردید یا ن ولی واقعا وحشتناکه و اصلا خوب نمیشه
دو بسته کامل کاپوچینو تموم کردم
ی عالمه قهوه خوردم
ی عالمه مایعات ولی فایده ای نداره

میگن مایع نخاعی نشت کرده
و فشار مغزم ب شدت پایینه

حس میکنم دیگه میخام بمیرم ولی کاش میمردم حداقل ایقد زجر نمیکشیدم
دیگه امیدی ندارم و فک میکنم قرار نیس خوب بشم
روز ب روز دردم داره بدتر میشه و شدتش زیاد تر
هر چی دکتر میرم بیمارستان میرم و ... فایده ای نداره ی عالمه سرم زدم شیاف زدم قرص میخورم فایده نداره

ب خدا میگم منو خوب کن حداقل بار رو دوش بقیه نباشم
حداقل بتونم بچمو بغل کنم دارم میمیرم دیگه
خدا صدامو بشنووو😭😭

نگفتن چیکار کنی ؟ و چقدر طول می‌کشه ؟
ایشالا عزیزم زودی خوب میشی🥲دلم گرفت از حرفت ک‌نمیتونی نینی بغل بگیری

وااای برات دعا میکنم عزیزم.
همسرم بنده خدا میگه سزارین عوارض داره برای همه نه ولی صدتا یکی اینطوری میشن من فک کردم داره بزرگش میکنه🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️

عزیزدلم امیدوارم زودتر خوب شی❤️

#ادامه

سردرد هام رفته رفته داره بدتر و شدید تر میشه دیگه حتی توانایی نگهداری از بچم ندارم مامانم و خاهرم مواظبشن قلبم درد میکنه دیگه
ینی توانایی هیچی ندارم فقط میتونم دراز بکشم از جام ک بلند میشم یا میشینم از درد میخام بمیرم دردم طوریه ک جیغ میزنم باهاش (من تحنل دردم خیلی زیاده هیچوقت وای وای نمیکردم با هر دردی) ولی الان ایقد درد دارم ک حس میکنم مغزم میخاد منفجر بشه یهو ی دررردی میپسچه تو سرم ک فقط دااد میزنم حتی تا درمانگاه نمیتونم برم ک سرم هارو بزنم

قلبم درد میکنه برا خودم برا بچم ک نمیتونم بغلش کنم حتی مردمک چشمم رو هم تکون میدم سرم درد وحشتناکی میگیره

نمیدونم باید چ کنم هر راهی رو میرم خوب نمیشم
توروخدا برام دعا کنین دیگه خسته شدم ۲۵ روزه دارم درد میکشم و این ۳ روز اخیر دردم شدت زیادی گرفته ک نمیتونم پاشم از جام

ای وای 😥 انشاءالله زودتری خوب بشی

سوال های مرتبط

مامان 🤰(صَنَم)👶 مامان 🤰(صَنَم)👶 ۱۲ ماهگی
خوب تجربه من از زایمان.....
از اولش اگه بخوام بگم که سردرد بودم ک از خواب بیدار شدم بعد ی ساعت خوب شدم اما بهداشت ک زنگ زدم گفت حتما بری بیمارستان فشارت بگیری. منم تا رفتم دیدم فشارم 16 سریع بستری کردن منو و گفتن باید زایمان کنی.. دیگه خلاصه قرص زیرزبونی گذاشتن بعد 1 ساعت دردام شروع شد چند ساعتی درد داشتم باز آروم شد دوباره گذاشتن قرص.. ورزش با توپ انجام می‌دادم و میگفتن روی تخت ب صورت سجده بشین.... دوباره دردام شروع شد واقعا درداش سخت بود خوبیش این بود ک مامانم میتونست بیاد پیشم... میومد کمرم ماساژ میدادخیلی خوب بود...ساعت 11نیم بستری شده بودم... بعد امپول فشار زدن دردام دیگه شدید تر وشدید شد.... خیلی درداش واقعا سخت و بود برام تحملش خیلی خیلی سخت بود..... ولی سعی می‌کردم موقع دادم نفس عمیق بکشم ک خوب بهم کمک زیادی میکردم بتونم تحمل کنم یا تا شروع می‌شد دردام میشمردم از 1 تا 10 و نفس عمیق میکشیدم... ساعت 1 درد و زور های ک بچه دیگه قرار بدنیا بیاد شروع شد تا ساعت 1:53ک ب دنیا اومد شیرین تر و لذت بخش ترین قسمت واقعا هرکی ک زایمان سزارین انجام دادم این لحظه شیرین ب دنیا اومدن بچه رو از دست داده کل دردات فراموشت میشه وای هرچی بگم کم گفتم از اول لحظه بیاد ماندنی... با تموم دردای ک میکشی🥰🥰
مامان آرتین وآریا💫 مامان آرتین وآریا💫 ۲ ماهگی
زایمان طبیعی پارت2

خلاصه بستری شدم هی دعا میکردم ک راحت زایمان کنم ب شدت میترسیدم هی میگفتم کاشکی ماما همراه میگرفتم ولی خوب شد ک نگرفتم چون یه مامای خیلیییی مهربون اومد بالا سرم انقد بهم دلگرمی داد کلی ترسم ریخت و یه دانشجو هم اومد پیشم خیلی بهم کمک کرد از شانس خوبم فقط من یه نفر مونده بودم تو زایشگاه برای زایمان اجازه دادن مامانم بیاد پیشم 🫣😉بعد انقباضام شروع شده بود هنوز امپول فشار نزده بودن دراز بودم دیگه تا یکم دردام زیاد تر شد ولی خیلی خوب تحمل میکردم و نفس میکشیدم ماما گفت بیا معاینت کنم گفت شدی چهار ساتت خیلی خوب پیشرفت میکنی منم انقد خوشحااال شدم بعد اون دانشجو فامیلش یادم نیس اومد گف پاشو یکم ورزش کن بلند شدم یکم قردادم بعد گفتم دردام بیشتر شده فوت میدادم میگفتم وای چقد این راحته بعد دوباره معاینه کرد ساعتای 4شیش سانت شده بودم و دردام انقد قابل تحمل بود ک روی توپ نشسته بودم برام توپ اورده بودن دیگه از هفت سانت دردام شدید تر شد ماما برام کیسه اب گرم اورد خیلی کمک کرد بهم
مامان نورا کوچولو🧿 مامان نورا کوچولو🧿 ۱۰ ماهگی
مامان آرتیا💙 مامان آرتیا💙 ۱۲ ماهگی
منم اومدم تجربه زایمان طبیعی رو بگم بهتون
از اون جایی ک بچه من خودش با پای خودش نیومد با نامه دکتر بستری شدم کلا از اول ۱ سانت بودم تا ی روز بعد هرچی قرص و آمپول فشار فایده نداشت
بالاخره با کلی سختی ی سرم قوی دیگه بهم زدن انقباضات من هز شب شروع شد و هر چه رفته رفته بیشتر شد صبح دیگه واقعا زیادی درد داشتم خیلیی زیاد ک گفتن تازه ۲ سانت شده بعد چند ساعت ۳ سانت من دیگه اصلا طاقت نداشتم از درد زیاد ک گفتم اپیدوال بزنن
اونو ک زدن یعنی واقعا همه ی دردام رف ک میگن اپیدورال ۷۰ الی ۸۰ درصد خوب میکنه مال من کلا منو آروم کرد و گیج شدم بعد ۱ ساعتی ۶ سانت اینا شدم بعد چند ساعتم ۱۰ سانت شدم ک واقعا دردم خیلیی داشت اونم فشار ب مثانه و مقعدم فقط شدید بود ک فقط می‌ریخت ازم
و اصلا نمیذاشتن برم دستشویی و واقعا اذیت شدم ولی بعدش رفتم فهمیدم ک سربچه تو مثانمه و فشار میاد به همه جام بالاخره دکترم اومد و معاینه کرد و سر بچه جلو جلو بود بالاخره با هر زوری و ببخشید مدفوع و ادرار خجالت رو گذاشتم کنار و فقط ب بیرون اومدن بچه فکر میکردم ک بالاخره پسرم اومد و اون لحظه دنیارو بهم دادن بعدش دیگه هیچ درد نداشتم انگار ن انگار ک زایمان کردم و راحت بودم
ولی خوب درد داره باید ببینی آستانه دردتو ببینی چقدره