سوال های مرتبط

مامان دلانا 🎀 مامان دلانا 🎀 ۱ ماهگی
ایقد حالم بده ک سه روزه فقط دارم گریه میکنم
توروخدا برام دعا کنید خوب بشم

من بعد از سزارین خوب بودم دو روز بعدش ک اومدم خونه سردرد های وحشتناکی گرفتم ک نمیشد تحمل کرد
بعد رفتم پیش متخصص زنان گفت کاپوچینو و قهوه و کلا مایعات و کافین بخور تا مایع بی حسی بیاد بره از بدنت منم خوردم فایده نداشت و هی بدتر میشد سردرد هام میزد ب چشمم و گوشم ک میگفتم کور شدم کر شدم دیگه رفتم پیش متخصص مغز و اعصاب برام دوتا سرم و ی امپول دگزا نوشت زدم خیییلی خوب شدم تا دو روز دنیا رو میدیدم چقد خوشحال بودم گفتم دیگه دردا تموم شد
یهو دوباره درد هام شروع شد ب صورت بدتر و شدید تر
هی تحمل کردم دیدم فایده نداره دوباره رفتم پیش دکتر ی فرص دیگه نوشت دیگه گوشام کلا نمیشنید و کییپ شده بود
قرص رو استفاده کردم گوشم خوب شد ولی سردردم بود رفتم سی تی اسکن دادم و نوار مغز گفتن مشکلی نیس و رفتم پیش ی متخصص دیگه اون برام ی عالمه سرم نوشت گفت روزی دوتا تا ی هفته باید استفاده کنم
دستام دسگه سوراخ سوراخ شده ولی سردردم خوب نمیشه و دکتر بهم گف مایع نخاعی پخش شده تو سرت و امپول بی حسی رو بد جا زدن برات ( البته ک ۳ بار هم تزریق کردن و دوز زیاد وارد بدنم شده)
ادامه رو پایین مینویسم
مامان جوجو ممد مامان جوجو ممد ۲ ماهگی
تجربه زایمان پارت ۵
خلاصه ک بگم براتون تو بیمارستان دیدن خیلی حالم بده دست احتیاط آمپول ریه تو ۳۶ هفته بهم زدن ک اگه بچه زود دنیا اومد تکمیل باشه ریه هاش
تازه اصلا ب منم نگفتن ک آمپول ریه بهم زدن فقط دیدم روزی ی آمپول بهم میزدن بعدشم چون قندتو آمپول ریه بالا میبره تند تند قندم چک میکردن هرچی میگفتم قند ندارم میگفتن واسه سرگیجه بهتره ک چک کنیم
خلاصه بعد ۳ روز ترخیصم کردن با همون حال خراب برگشتم دوباره خونه
تو بیمارستان هم چنتا دکتر اومدن بالا سرم ب مامانم یواشکی میگفتن ببرش سزارین اختیاری دخترت افت فشار داره سر زایمان طبیعی طاقت نمیاره
دیدیم سرگیجه بهتر نشد ک نشد پرونده هامو بردم پیش متخصص زنان گف آمپول ریه بهت زدن اصلا نگران نباش بچتم خوبه ایشالا دستگاه نمیره
ی مبلغی گف براش واریز کردیم گف توی بیمارستان حکیم شیفتم با همون حال بدت بیا چون ماهی ی بار بیشتر شیفت نیستم
خلاصه با حال بدم رفتم گفتم بچم تکون نمیخوره nst گرفتن گفتم تکون نمیخوره یهو دکتر اومد سر شیفت گف وای ختم بارداری ببرینش اتاق عمل باید سزارین کنیم هرچی گفتن ۳۷ هفته و ۲ روزه گف جون مادر و بچه تو خطره
زایمان طبیعی زایمان سزارین
مامان ماهلین🩷ماهور🩵 مامان ماهلین🩷ماهور🩵 ۸ ماهگی
پارت اول زایمان
طبق گهواره ۳۸هفته و ۶ روز بودم ک ب خاطر ضعیف شدن حرکات راهی بیمارستان شدم ..بیمارستان آرش
وقتی رفتم ساعت ۳ و نیم بعدازظهر قسمت پذیرش همه چیو گفتم و گف برو بشین فشارتو بگیرم .وقتی گرفت گف برو داخل برا معاینه و گفت فشارت ۱۴ احتمال بستری داری.وقتی رفتم پیش دکتر گف سریع برو رو تخت آخه خیلی شلوغ بود سریع رفتم و اومد تو دستگاه حرکات و ضربانشو دید و شروع کرد ب معاینه کردن ک برگشت گف آبریزش هم داری گفتم نمیدونم من فک میکردم ک ترشح ..دوباره ی دکتر دیگ اومد اونم معاینه کرد و گف آبریزش داری و یهو در کمال ناباوری گفتن ختم بارداری و سریع بستری بشه منم ک استرس گرفته بودم سریع زنگ زدم ب شوهرم و اونم باورش نمیشد خلاصه ازم همون دقیقه آزمایش ادرار گرفتن و من سریع بردن اتاق زایمان .خلاصه همراهم ک اومده بود رفته بود از داروخانه پک کامل لباس مادر و نوزاد و همه چیزایی ک حین زایمان و بعدزایمان لازم رو گرفته بود چون بیمارستان آرش اصلا ساک خودمونو قبول نمیکنن
مامان جوجو ممد مامان جوجو ممد ۲ ماهگی
تجربه زایمان پارت ۲

دوباره رفتم پیش ماماخصوصی معاینه کرد گف سر بچه قشنگ تو لگن عالیه زایمانت خیلی راحته منم خوش و خرم رفتم سراغ بیمارستان خصوصی واسه هزینه ها ک گفته بودن بعد عید خیلی بالا رفته خلاصه ک بیمارستان قمر گف هزینه زایمان طبیعی ۳۰ میلیون و با بیمه شماهم قرار داد نداریم باید فاکتور بدین از اون طرف هم ۱۵ میلیون ماماخصوصی گفته بود میگیره
هیچی دیگه گفتم پول ماماخصوصی نوش جانش ولی چرا وقتی خودم میخوام پاره شم ۳۰ میلیون ب بیمارستان بدم
رفتم پیش ماماخصوصی گفتم هزینه های قمر خیلی بالا واسه ی زایمان طبیعی واقعا حالا سزارین باشه ی چیزی گفتم بیا بیمارستان دولتی هرچی بخوای میدم گف ن نمیشه ماماخصوصی بیمارستان دولتی نمیزارن بیام با کلی ناراحتی برگشتم خونه
شبش زنگ زد گف یکی از بهترین ماما همراه های مرکز واست قرارداد میبندم میاد حکیم کنارته زایمانتم ک دکترای حکیم خودشون میگیرن کارشون خوبه نگران نباشه
گفتم باشه رفتم قرار داد بستم هزینه واریز کردم گف واست ۲ ساعت کلاس میزارم ک یادت بیاد کلاسای آمادگی زایمانو
بعد از اون کلاس ک اومدم بیرون سرگیجه داشتم گفتم اشکال نداره حتما هوا گرمه و اینا ولی دیگه نمیتونستم راه برم زنگ زدم شوهرم اومد دنبالم رفتم خونه مامانم فشارم گرف مامانم ۸ بود
زنگ زدم ب ماما همراه گفتم اینطوری شدم گف تو مطب هم فشارت ۱۰ بوده یکم استراحت کن خوب میشی
تا بعد از ظهر صبر کردم دیدم خوب نشدم گیج میره سرم هنوز
زایمان طبیعی زایمان سزارین