۱۱ پاسخ

فشارت پایین بوده دیگه ینی چی تشخیص نمیدادن ی سرمی چیزی نزدن ببینن چطور میشه فشارت

بعدششش

وای بقیهههه زود بزار

خخخب....

…………….

خب بعدش چی شد

خب ادامه بده

خب بعدش

فشار من حالت عادی اینه😂🤦‍♀️

خب بقیههه 🥸

زود زود بزار

سوال های مرتبط

مامان 𝑯𝒆𝒍𝒎𝒂🍒🐣 مامان 𝑯𝒆𝒍𝒎𝒂🍒🐣 ۱۰ ماهگی
مامان نفس😍 مامان نفس😍 ۱ ماهگی
پارت سه زایمان🥹
منم از اینور هی درد داشتم اونم شدیددد رفتیم یه بیمارستان دیگه دوباره هم معاینه م کردن بازم بسته بودم 🥴ببین چقدر معاینه م کردن چقدر اذیت شدم نوار قلب پنج شیش بار گرفتن پرستار اومد گوشیو داد دکترم بود سحر سریع بستری شو قلب بچت خوب نیس باید سزارینت کنیم منم خیلی بدم از سزارین میامد گفتم نمیخوام دوباره هم درد هم راه افتادیم رفتیم همون بیمارستان قبلیه دوباره معاینم کرد نوار قلب گذاشت گفتن لباستو در بیار همه وسیله هاتو اماده کن منم با ذوق رفتم ب مامانم گفتم 😃این دکتر خوش اخلاقی بود مقصر خودم بود زدم بیرون از بیمارستان تا یه بیمارستانی دیگه بردنم اتاق معاینه م کردن کیسه ایمو پاره کردن ک طبیعیه دیدم ای ای چقدر مدفوووع,🤣 گفتن بچت مدفوع کرده منم قلبم داشت میترکید سریع اومدن امادهم کردن گذاشتنم رو فیلچر منم میخندیدم ب اون پشتی هلم میداد میگفت ای بلا 😂 مادرمو صدا زدم گفتم ببینمت حلالم کن شدیم گریه حتی پرستارام شدن گریه ..
بارداری بارداری بارداری بارداری
مامان گوگولی مامان گوگولی ۱ ماهگی
تجربه زایمان #سزارین_اول#پارت_اول
اول از همه بگم دلیل زایمان اولم فشار بالا و عدم رشد بچه بود ۳۷ هفته ۲ روز زایمان کردم...
.
.
زایمان اولم خیلی یهویی شد اصن آمادگی براش نداشتم و از همه بدتر همسرم ماموریت بود بعد زایمانم اومد پیشم...دکترم ۱۰ فروردین ۱۴۰۴ ساعت ۵ صبح بهم گف برم بیمارستان بستری بشم اما من یک ساعت دیرتر رفتم که شاید همسرم برسه ولی نشد ..ساعت ۷ رسیدم بیمارستان با مامانم رفتیم زایشگاه اونجا کلی غر غر کردن که چرا دیر اومدی دکترت خیلی وقته منتظرت و اینا خلاصه بعد پرسیدن چندتا سوال وقته پذیرش رسید که میگفتن باید همسرش باسه امضاش لازمه هرچی هم می گفتم بابا اینجا نیست ماموریته اما چیزی حالیشون نبود فک کن تو اون موقعیت فشارمم بالا بود دیگه مامانم گف دخترم فشارش بالاس اگ چیزیش بشه من میدونم شما دیگه راضی شدن بابام امضا کنه بعدش برام لباس اتاق عمل اوردن با کمک مامانم لباسامو عوض کردن و nstوصل کردن فشارم گرفتن خون گرفتن همه این کارهارو تند تند انجام میدادن منم زایمان اولم بود واقعا استرس داشتم فقط هم میگفتن عجله کن دکترت منتظرته ....