تجربه زایمان سزارین من امیدوارم که براتون مفید باشه🙏🏻🌹
پارت اول,🫧
من توی بیمارستان دولتی رفتم برای زایمان به دکترم زیر میزی دادم که بیاد سزارینم کنه اونجا،خودشم توی اون بیمارستان کار میکرد برای اینکه بیمه سلامت بهم تعلق بگیره منو با نامه فرستاد بیمارستان به همکارای شیفت شبم سفارش کرد که هوامو داشته باشن توی سیستم بزنن که برای طبیعی امدم.خلاصه من ساعت ۸شب رسیدم بیمارستان کارام و رسیدن و سرم اینا زدن و ثبت کردن برام ،
خلاصه صبح شد دوباره سرم زدن بهم قرار بود دکترم ساعت ۱۱وربع بیاد عملم کنه،از شب تا صبح یکسره نوار قلب میگرفتن و صدای قلب گوش میدادن همه چی خوب بود یهویی صبح ساعت ۹نوار قلب گرفتن ضربان قلبش افت کرده بود یهویی.سریع بهم اکسیژن وصل کردن و به دکترم زنگ زدن هرچی زنگ میزدن جواب نمیداد در دسترس نبود،
نامه ایی که دکتر داد برای بستریمم برای دیابتم بود چون قندم بالا بود بستریم کردن.
ادامه پارت بعد🫧🙏🏻

۵ پاسخ

اهان فک کردم تهرانید ببخش گلم

ببخشید اسم دکترتون چی بود چقد زیر میزی گرفتن؟ هزینه سزارین جقد شذ

دکترت کی بود؟کدوم بیمارستان رفتی؟

قدمش پر خیر و برکت باشه💕

قندت چند بود عزیزم؟ چند هفته بودی؟

سوال های مرتبط

مامان کایا مامان کایا ۱۱ ماهگی
مامان هلیا مامان هلیا روزهای ابتدایی تولد
مامان هامین 👶💙 مامان هامین 👶💙 ۱۴ ماهگی
سلام مامانهای عزیز منم اومدم از تجربه زایمانم براتون بگم🥰


*پارت اول*


زایمان من سزارین بود، تاریخ قطعی که دکترم بهم داده بود ۱۷ خرداد بود که ۳۷ و ۶ روز میشدم.

هفته اخر که برای ویزیت آخر رفته بودم گفت نوار قلب بچه زیاد خوب نیست و حرکتشم کمتر شده بود خلاصه بهم گفت باید این هفته بازم نوار قلب بدم..

نوار قلب بعدی رو دعا دعا کردم که خوب باشه چون نمیخواستم زودتر بدنیا بیاد و خدای نکرده مشکلی داشته باشه..

خلاصه نوار قلب بعدی رو که دادم دیگه دکتر گفت نباید زیاد بمونه پس‌فردا بهت وقت عمل و نامه میدم صبح برو بیمارستان...🥲🥲
منم استرس یهو گرفتم چون امادگیشو نداشتم زودتر بشه اومدم خونه سریع وسایل هارو گذاشتم دم دست که چیزی شد سریع بریم بیمارستان...
اون تاریخی که بهم وقت زایمان داد ۳۷ و ۳ روز میشدم..

خیلی حس و حال عجیبی داشتیم هممون
مامانم بیشتر از من استرس داشت ولی به روی خودش نمیاورد😅
از بیمارستان هم هی تند تند زنگ میزدن که بهم روز و ساعت زایمانو یادآوری کنن منم هی استرسم بیشتر میشد🥴🥺
مامان علی💙 مامان علی💙 ۸ ماهگی
من نامه داد برای بیمارستان خصوصی صبح ساعت هفت رقنم متأسفانه خیلی اذیتم کردن و گفتن باید اول بستری شی و باتوجه به کم خونی ک داری باید خون تزریق کنی منم قرار بر ذخیره بند ناف نوزادم بود و نمی‌تونستم خون بگیرم
بیمارستان خصوصی خیلی سخت گرفتن و گفتن اگ بمونی سزارین میشی و من اصلا آماده نبودم برای سزارین
ماما خصوصی جدا از بیمارستان خصوصی با دولتی هم کار میکرد و گفت راهی نیست فقط از اینجا فرار کن تا نبردن برای سزارین ساعت ده با رضایت شخصی خودم و همسرم به سختی از بیمارستان خصوصی اومدیم دولتی و ساعت یک ظهر سرم فشار ماما بهم وصل کرد و من یهو قلب بچه با سرم فشار افت کرد سریع قطعش کردن و بهم اکسیژن وصل کردن
خیلی ترسیدم خیلی سریع ماما از ترس گفت برای احتمال اتاق عمل آماده کنید ولی خداروشکر بعد از پنج دقیقه اوکی شد قلب پسرم دوباره سرم وصل کرد و خیلی آهسته سرم حرکت می‌کرد و من دردام شروع شد
خودم دو سانت و نیم بودم و دردام کم کم شروع شد تا چهار سانت و خود ماما کیسه ابم زد
مامان 💙
بردین مامان 💙 بردین ۴ ماهگی
#پارت اول (تجربه من از سزارین)💐
این تجربه شخصی من از سزارین هستش...
۵فروردین نوبت دکتر داشتم تا قبل از اون همه چیز عالی بود طبق انتی۳۷ هفته اندی بودم اما طبق انتقالم ۳۶ هفته بودم
توی مطب دکتر عزیزم دکتر (صدیقی) اول سونو‌گرافی انجام دادن که همونجا متوجه شدم آب دورجنین از عدد۱۰ به عدد۷ افت پیدا کرده
بعد که نوار قلب رو گرفتن با اینکه کیک و نوشابه خورده بودم و میوه نوار قلب اصلا خوب نبود دکترم همون شب نامه معرفی به زایشگاه بهم دادن جهت چک کردن مجدد نوار قلب وقتی رفتم و چک کردن مجدد دکتر شیفت بیمارستان دستور بستری دادن و سریعا سرم وصل کردن و فشارم رو‌چک میکردن و تا خود صبح نوار قلب میگرفتن
خلاصه شب سپری شد و فرداش سونو شدم مجدد آب جنین شده بود ۶/۵ باز طبق دستور پزشک خودم سرم های پی در پی بهم وصل میکردن روز شنبه آب جنین ۶/۵ بود دکترم گفتن تا دوشنبه کاملا سرم بگیر اگر آب جنین باز هم کم شه عملت میکنم تا اینکه شنبه شب درد انقباض شروع شد و دستور سولفات دادن و فشارم هم از عدد ۱۰ اومده بود روی ۱۳ و مدام چک فشار میشدم و زیر سرم سولفات بودم🥲
(ادامه بدم)!؟