۶ پاسخ

خدا رو شكر ك راحت زاييدي من سر دختر اولم ٧ روز بيمارستان بستري بودم هر جي سرم و امبول زدن نزاييدم درد زايمان طبيعي رو كشيدم اخر سر سزارينم كردن

😂❤️❤️❤️

بعدش😁

سزارین کردین؟

واسه من دوروزه حركاتش كم شده🫠

سزارین کردی

سوال های مرتبط

مامان رادمهر❤ مامان رادمهر❤ ۱ ماهگی
تجربه زایمان
پارت 1#
عصر بود درد داشتم هم آسمم گرفته بود رفتم بیمارستان گفتن نوار قلب بگیریم نوار قلب گرفتن ماما گف نوار قلبت خوب نیس حرکات بچت خوب بوده گفتم کم بوده گف نوار قلب خوب نیس صب کن تا دکتر از اتاق عمل بیاد خلاصه بعد از یک ساعت دکتر امد بهم گف تحت نظر کدوم دکتر گف فلانی انگار مث اون دکتر هم لجش اومد رفت در گوش ماما ی چیزی بگه ب من گف برو بیرون صدات میزنم اومد گف نوار قلبت خوبه برو بعد باز از مامانم پرسید تحت نظر کدوم دکتره مامانم گف دکتر ب مامانم گف دخترتو ببر برا زایمان بندر زایمانش پر خطره بخاطر آسمش خلاصه من با دردام رفتم خونه شب بود درد داشتم اصلا خواب نرفتم تا صبح ساعتای هشت بود مامانمو بیدار کردم گفتم مامان درد دارم بریم بعد خلاصه رفتیم وسیله هامم برداشتم و راهی بندر شدیم رفتم بیمارستان شریعتی نوار قلب از خودم و بچم گرفتن چون اسمم گرفته بود فشارم گرفتن بالا بود نگهم داشتن ی دوساعت گذشت هنوز فشارم بالا بود ازمایش گرفتن مسمومیت بارداری نشون داد و دکتر بستریم کرد نزدیک دوهفته بود ک پاهام ورم داشت این هم بخاطر فشار و مسمومیت بوده کسی تشخیصش نمیداد خلاصه ک بستری شدم 39هفته و 5روز معاینه کردن ی سانت بودم از اورژانس بعد از چند ساعت ساعت یک و نیم دو ظهر منو بردن زایشگاه
مامان الین مامان الین روزهای ابتدایی تولد
تجربه سزارین پارت 1 ؛من زایمان اولم طبیعی بود اینم سونو دادم طبیعی بود تا ۳۹ هفته و ۱روز ن دردی داشتم ن چیزی دو روز حرکت بچه خیلی کم شده بود بعد روزی ک رفتم بیمارستان بچه اصلا تکون نمیخورد منم با مادرشوهرم رفتم بیمارستان ولی اصلا فکرشو هم نمیکردم بستری بشم رفتم زایشگاه همین ک ان سی تی میخواست بگیرع بچه مثل چی تو شکمم تکون میخورد یعنی بی سابقه بود اون همه تکون پرستار گفت توکه داره تکون میخوره منم گفتم بخدا اصلا تکون نمیخورد الان تعجب میکنم تکون میخوره معاینم کرد گفت گفت بزور ی سانتی ان سی تی و اینا گرفتن سرم زدن برام گفت ضربان قلب بچه نرمال نیست باید بستری بشی برا زایمان منم ک پسر ۵سالم رو اورده بودم با خودم شوهرمم رفته بود ی شهر دیگه کاری واسش پیش اومده بود خیلی ناراحت شدم برا پسرم دیگه من لباسام عوض کردم رفتم بستری شدم از ساعت ۴بعدظهر بستریم کردن همش نوار قلب میگرفتن از بچه و هی ماما و پرستارا استرس داشتن بعد سرم فشار هم زدن واسم رفتم دستویی اومدم دوباره ان سی تی گرفتن یهو دیدم ماما رنگش پرسد گفت ک بچه ضربان قلبش افت کرده یهو دیدم گفت ایست قلبی و کل پرستارا ریختن رو سر من و واسم ماسک اکسیژن میزاشتن و اینا منم ففقط گریه میکردم بعد یکی دیگه اومد گفت این دستگاه خرابع و اینا یکی دیگه اوردن باز ان سی تی گرفتن دیدم ن خداروشکر چیزی نیست ولی بازم میگفتن ضربان قلبش نرمال نیست ۴بار هم هی اومدن معاینه کردن دهانه رحمم اصلا باز نشده بود با اینکه سرم فشار زدن بازم بی فایده بود من اصلا دردی نداشتم
مامان ماهلین🩷ماهور🩵 مامان ماهلین🩷ماهور🩵 ۱۰ ماهگی
پارت اول زایمان
طبق گهواره ۳۸هفته و ۶ روز بودم ک ب خاطر ضعیف شدن حرکات راهی بیمارستان شدم ..بیمارستان آرش
وقتی رفتم ساعت ۳ و نیم بعدازظهر قسمت پذیرش همه چیو گفتم و گف برو بشین فشارتو بگیرم .وقتی گرفت گف برو داخل برا معاینه و گفت فشارت ۱۴ احتمال بستری داری.وقتی رفتم پیش دکتر گف سریع برو رو تخت آخه خیلی شلوغ بود سریع رفتم و اومد تو دستگاه حرکات و ضربانشو دید و شروع کرد ب معاینه کردن ک برگشت گف آبریزش هم داری گفتم نمیدونم من فک میکردم ک ترشح ..دوباره ی دکتر دیگ اومد اونم معاینه کرد و گف آبریزش داری و یهو در کمال ناباوری گفتن ختم بارداری و سریع بستری بشه منم ک استرس گرفته بودم سریع زنگ زدم ب شوهرم و اونم باورش نمیشد خلاصه ازم همون دقیقه آزمایش ادرار گرفتن و من سریع بردن اتاق زایمان .خلاصه همراهم ک اومده بود رفته بود از داروخانه پک کامل لباس مادر و نوزاد و همه چیزایی ک حین زایمان و بعدزایمان لازم رو گرفته بود چون بیمارستان آرش اصلا ساک خودمونو قبول نمیکنن
مامان آریا مامان آریا ۱۱ ماهگی