خانوما من به پسرم یکم سخت میگیرم خب؟
مثلا گوشی موبایل بهش نمیدم
تلویزیون زیاد نمیذارم نگاه کنه
یا هر خوراکی که میخواد رو اولا که نمیخرم
یا کم میخرم
دوما بیشتر از یکی دوتا خوراکی نمیذارم در طول روز بخوره
بیشتر سعی میکنم چیزای مقوی و غذا اینا بهش بدم
یا... کارایی که خیلی از مامانا میکنن چون رو بچه‌شون حساسن و خوبشو میخوان

حالا مامان من برعکس
گوشیش کلا دست پسرمه
یه وقتایی بیرون میبره مثلا 4 ساعتم بیرون باشه
کلا گوشی میده دست بچم
یا هر خوراکی که بخواد میخره
یا...
کلا هرکاری میکنه که بچه گریه نکنه و غر نزنه
اینجوری آروم میکنه بچمو

پسرمم سر همین خیلی مامانمو دوست داره اصلا اونجا که میریم دوست نداره خونه بیاد
خیلی ناراحتم
میگم اگه بزرگتر شه و کلا بخواد بره اونجا چی
با اینکه من خیلی باهاش خوبن😢😢😢

تاپیک قبلیمم طولانیه ولی اگه دوست داشتید بخونید
راهنماییم کنید
آخه من پسر اولمه و تجربه ای ندارم

۱۱ پاسخ

مهم قانون توی خونست.
خونه مدرسست، خونه پدربزرگ و مادربزرگ اردو.
شما قانون خودت رو پیش ببر بذار بچت و پدربزرگ و مادربزرگشم از کنار هم بودن لذت ببرن.
ماهم بچه بودیم همین بودیم، مگه مامان بزرگامون لوسمون نمیکردن؟ به خاطر همینم خونشونو دوست داشتیم.
به مرور هم پذیرفتیم یه چیزایی اونجا آزاده ولی قانون خونه فرق میکنه.

عزیزم وقتی میبینی اینجوریه به مدت طولانی بچت و پیش مامانت نزار
چون مامانت مثل تو حوصله ندارم و بچه که غر بزنه خسته میشه گوشی میده دستش که ساکتش کنه یا راضیش کنه

نه کارت عالیه .
اما چطور سرگرمش می‌کنی که تلویزیون و گوشی نمیدی ؟ من اگه تلویزیون روشن نباشه پسرم نمیزاره اصلا آشپزی کنم یا ظرفی بشورم .همش حوصلش سر می‌ره .دیگه توانایی بازی کردن باهاش رو ندارم مثل قبل

مادرشوهر من اینجوریه

خواهر شوهر بزرگه من پسرش الان کلاس ۸ هست یادمه تازه عقد کرده بودیم تازه ۶ سالش بود هر روزخونه پدر شوهرم بود به زور می‌بردن خونه خیلی شبا میموند خونشون الان ولی بزرگ شده بیشتر با هم سناش بهش خوش میگذره بدون پدر مادر نمیره اونجا معمولا شب اصلااااا نمیمونه

توی دنیایی که تکنولوژی وجود داره تو نمیتونی بچتو منع کنی اونجوری بیشتر حریص میشه و حرفتم گوش نمیده وقتی چیزیو بخواد بهش بده ساعت بزار بگو این تایم باید گوشیو بدی بهم هنوز سنی نداره اینجوری بهش سخت میگیری بجاش وقتی میره پیش دوستاش سعی میکنه اگه گوشی دارن ازشون بگیره یکم بازی کنه اینا طبیعیه چون محرومش میکنی

هر کی تو خونش قانون خودشو داره دیگه
من اصن دوس ندارم خوراکی مغازه بدم. پسرم. ولی وقتی میریم خونه مامانم. داداشم براش میگیره. دیگه این چیزا عیبی نداره بشه زنگ تفریحی بدون قانون براشون 😊

یه بار درهفته اشکال ندارع مهم خونته که قانون داره ازادبزارش

سخت میگیرم چیه؟! واقعا به اینا میگی سختگیری؟ پسر من در ۱۴ ماه گذشته هرگز تلویزیون ندیده هرگز گوشی دستش ندادم هرگز هم خوراکی جز غذای خونگی مخصوص خودش که درست کردم نخورده. اتفاقا همش فک میکنم مامان خوبی هستم

والا مامان من این کارارو نمیکنه اصلا گوشی نمیده ولی همش میبرش بیرون راه بره
از من بیشتر دوس داره مامانم😀😀

میتونی دو سه تا کلاس ثبت نام کنی کمتر فکر خونه مامانت می افته پسر منم میره اونجا یکی دیگه میشه ولی اونا گوشی و خوراکی ناسالم نمیدن خیلی

سوال های مرتبط

مامان دلوین مامان دلوین ۴ سالگی
وای مامانا خیلی عصبیم ینی اوف
پسر خواهر شوهرم ۶ سالشه ما خونهامون یک کوچه فرقشه
گاهی پسر خواهر شوهرم تنها میاد اینجا ۶/۷ ساعت میمونه بازی میکنن با دخترم
منم هر دوهفته یکبار میفرستم خونه ی عمش نهایت دوساعت بعد میرم میارمش
پسر عمش که میاد خونه ی ما انقد بدو بدو میکنن که همسایه طبقه پایینیمون همیشه میاد دعوا می‌کنه باهامون دخترم خدایی آرومه ولی اون نه ،یا لحافت ها رو میریزن تو اتاق انقد اسباب بازی و بهم میریزن خونه رو که حد نداره دخترم دوسال کوچیکتر اگه اسباب بازیاشو نده بهش قهر می‌کنه میگه میرم خونمون یا باهات بازی نمیکنم این بچمم مجبور میشه بهش بده یا همش تهدید می‌کنه میرم دخترم خیلی گریه می‌کنه چندبارم دعواش کردم ولی حالی نمیشه
حالا دختر من چند ساعت که خونه ی اوناس خواهر شوهرم یه گوشی میده دست پسرش از صب که بیدار میشه تا بوق شب دخترم منم پیشش گوشی عمشو میبینه من روزی دوتا نیم ساعت گوشی میدم دست دخترم دوست ندارم گوشی ببینه اونجا میفرستم بازی کنه همش بخواد گوشی ببینه خب همین خونه گوشی میدم دستش
نه خونشونو بهم میریزن نه اسباب بازیاشو میاره وسط منم وقتی پسرش میاد مثل خر بعدش باید کار کنم و اعصابم خورد بشه
اوف چیکار کنم دیوونه شدم انقد حرص خوردم
مامان پسرم مامان پسرم ۴ سالگی
سلام مامانا میشه همتون بخونید اگر میتونید راهنمایی کنید واقعا دارم دیوونه میشم دیگه کم اوردم
پسرم سه سال و پنج ماهش هست،اصلا تحمل باخت یا خراب شدن بازیشو نداره، اگر کسی زودتر از اون ببره گریه و جیغ راه میندازه یا اگر مثلا داره بازی انجام میده یه کم اون بازی طبق چیزی که توی ذهنش هست پیش نره سریع بهم میریزه و بازم گریه و زاری راه میندازه، یا مثلا یه بازی رو اگه دوست نداره انجام بده اینو بدون گریه به من نمیگه، مثلا امشب بردیمش شهربازی اونجا ترامپولینگم داشتن پسرم با کلی خوش حالی رفت داخل ولی خداشاهده هر دو دقیقه یه بار میومد دم در ایراد می‌گرفت و میرفت داخل مثلا چرا اهنگ ندارن؟ چرا دورش تشک گذاشتن؟ چرا رنگش آبیه ؟ چرا به من نگاه نمی‌کنید؟ آخرم هنوز تایمش تموم نشده بود یهو با گریه و هق هق پرید بیرون که من اینجا و دوست ندارم نمیخوام بازی کنم اصلا خوب نیست بریم که دیگه از اون قسمت آوردیمش بیرون
حالا سوالم اینه نمیدونم رفتار من چه مشکلی داره یا اینکه چیکار کردم انقدر این بچه حساس شده؟ تک فرزند که هست و از طرفی هیچ بچه ای هم دور و برمون نیست