۵ پاسخ

اره بد عادت میشن
بعد پس‌فردا دگ از جارو برقی هم نمیترسن و کار بدتر میکنن
اون‌وقت میخوای چکار کنی؟

عزیزم، به نظرم خوبه که خودت هم نسبت به این روش تردید داری.
ترس شاید همون لحظه جواب بده، اما هزینش می‌تونه زیاد باشه. کودکی که مدام با ترس کنترل شه، ممکنه اضطراب بیشتری پیدا کنه، احساس امنیتش کمتر شه، کم‌کم یاد بگیره برای فرار از تنبیه یا ترس، حقیقت رو پنهان کنه و یا حتی همون ترس تا سال‌ها با اون بمونه. بهتره به جای ترس، با همدلی، بازی و عادت‌سازی آروم آروم کمکش کنیم کارها رو انجام بده.

هیچ‌کدوممون مادر کامل نیستیم، همه داریم یاد می‌گیریم و خب قطعا گاهی خستگی زیاد باعث بشه رفتارهای اشتباهی انجام بدیم، اما خوبه که بهش فکر کنیم و تکرار نکنیم.
امیدوارم هم برای تو و هم برای کوچولوهات روزبه‌روز راحت‌تر بشه. 🌱🤍

کاملا روش اشتباهیه

داری بچه هاتو شرطی بار میاری
شرطی ممکنه از باج دادن باشه یا ترسوندن
بعدا مرحله به مرحله بزرگتر بشن شرایطت سخت تر میشه

منم همین عقیده داشتم ولی بعضی وقتا راهی جز دعوا و ترسوندن ندارم میفهمم چی میگی دختر منم از جارو برقی میترسه

سوال های مرتبط

مامان بچه هام❤️ مامان بچه هام❤️ ۱ سالگی
سلام خانومایی که بچه هاتون از شیر گرفتین(شیرمادر)بیاین از تجربه هاتون بگین
من امروز ناگهانی شروع کردم دخترمو از شیر بگیر از ساعت ۱ ظهر به بعد شیر ندادم بهش اینو بگم قصد داشتم شهریور ماه ترکش بدم ولی واقعا خیلی اذیت شدم وزنم خیلی اومده پایین دخترم شدیدا وابسته شیر بخدا هرلحظه شیر میخواست تا شب هزار دفعه بهش شیرمیدادم اصلا نمیذاشت کاری انجام بدم همش میچسبید بهم ممه بده برا همون غذا هم نمیخورد امروز یهویی گفتم بزار یه چیزی بزنم به سینم ببینم جوابه نخوره پودر سیر زدم گفتم ممه اه شده دیگه نخور آکش کن دیگه اول سر سینمو برد دهنش طعمشو دید دیگه نخورد تف کرد از اونموقع هرموقع میاد میگم ببین اه شده میخوره میگه نه نمیخوره اینم بگم بچم بچه ای نبود که بخوام تدریجی بگیرم کمش کنم بعد اصلا میگم یجوری وابسته بود که هیجوره نمیشد کم کنم برا همین یهویی میخوام بگیرم الان بنظرتون چیکار کنم نصف شب تو خواب بهش شیر بدم؟سینه هام کم کم سنگین شدن درد گرفتن چیکار کنم دردشون کم بشه بدوشم یا نه؟و اینکه چقدر زمان میبره دیگه کلا شیرمون قطع بشه؟دخترم الان ۲۰ ماه و۹ روزشه زود نیس بنظرتون؟وایی کلی عذاب وجدان گرفتم ولی واقعا خیلی اذیت بودم😞
جمعه ۱۹تیر۱۴۰۵
مامان دوقلوها مامان دوقلوها ۲ سالگی
خانما یه مشورتی میخواستم باهاتون بکنم
اینو در نظر بگیرین که میخوام زندگیم حفظ بشه و فکر جدایی نیستم
همسرم چندمدتیه ترامادول مصرف میکنه قبل از بارداری کلا ترک کرده بود یعنی وقتی به برادرش گفتم دیگه نخورد
تا بچه ها که پنج ماهشون سر یه لجبازی بازم خورد
الان بازم داره میزاره کنار یه مدتی خوب بود تا اینکه یهو دیشب از دوباره گفت بیشتر خورده مثلا یک و مصفی میخورد دیشب دوتا خورد
من خیلی جا خوردم و ناراحت شدم
دلم نمیخواذ همه بفهمن خانوادمم تک فرزندم نمیخوام بفهمن چون بلد نیستن این موقع چیکار کنن
خانوادشم خیلی روش خوبیه ولی بهم میگه ترک میکنم و واقعا داشت کم‌میکرد
الان جدیدا یکم پشت ماشین چشماش روی هم یا مثلا انگار حالت تشنج یه بار داشته
نمیدونم چ کنم بخدا
چون کمترش کرده میترسم به خانوادش بگم بیفته روی لجبازی همه چی بدتر بشه واقعا موندم چه کنم
امروزم ک گفتم چرا بیشتر خوردی گفت بزار راستش بهت بگم
گفت کاری میکنه ادم دیگه راستش نگه
دلم میخواد باهاش جر و بحث کنم ولی اصلا حوصله دعوای شدید ندارم


اهن
سرماخوردگی
اسهال
ویروس