۱۴ پاسخ

روزی که تستم مثبت شد گفتم ب مادرومادرشوهرم
چون سقط داشتم
ولی مادرشوهرم چندروز بعدباهام دعوای بدی انداخت اوووف😮‍💨

من جز خانواده خودم و همسرم کسی نمیدونه .

خانواده همسرم همش میگفتن بیا بریم کربلا برای اربعین مجبورشدم بگم

وقتی ضربان قلبشو شنیدی بنظرم دیگه پدر و مادر خودت و همسرت و مث خواهر و برادر اینا بدونن بهتره.

من بعد از سونو قلب گفتم

من فعلا نمیگم تا إن تی یا آنومالی

منم ترجیحم اینه تا قبل از سونوی قلب به هیچکس نگم
بعد از اون اول مادرم
بقیه اگر خودشون نفهمیدن بعد سه ماه

من موقع اقدام به خواهر شوهرم گفتم نمی‌دونستم حاملم همش حالم بد میشد اون مواضبم بود زمان جنگ بعد اومدیم تهران بیبی چک زدم انقد جیغ و داد کردیم مادر شوهرم فهمید مامان خودم که از همون اول متوجه شد می‌گفت بخدا تو حامله ای😂 بعد صدای قلبش و شنیدیم دیگه زمین و زمان خبر دار شدن ولی خب خیلی اشتباهه دیگه حداقلللل باید تا انتی صبر کرد از سلامت بچه مطمعن شد بعدا خبر خوش و به همه بدی

اولی رو وریارم شدید بود تو ۶ هفته همه فهمیدن❤
دومی رو سقط شد تو ۷ هفته خدا رو شکر نگفته بودم🥺
سومی هم فعلا سونو قلب نرفتم فعلا هر وقت مشکلی نباشه میگم😊

من همون اولش گفتم به مادراینا و مادرشوهرم اینا بالاخره اون موقع چیزی اذیتت کرد راحتی هواتو دارن

فعلا نگی بهتره بزار تا ده هفته حداقل
من خودم از بس ویار داشتم و حالم بد بود همه فهمیدن

من جز مامانمینا به هیچ کس نگفتم هنوز

من اول مامانم گفتم.

من هنوزم نگفتم😂

سوال های مرتبط

مامان دوقلوها🩷🩷 مامان دوقلوها🩷🩷 هفته سی‌وهشتم بارداری