مبارک باشه عزیزم درسته سخته ولی بزرک که شدن ارزش شو داره اگه شرایط مالیت خوبه هیچوقت به فکر انداختنش نباش خدا خودش صلاح دونسته این نعمتو بهت داده
ببین همه مادرا بچشون رو یه اندازه دوس دارن ولی مثل دفعه اول هیجان زده نمیشن تجربه دار میشن و فهمیده من فکر میکنم بخاطر اون هستش صددرصد بچه اول خیلی فرق میکنه با بچه دوم ولی واسه مادر نه کار ها تکراری میشه وخسته تر ولی دوس داشتن هم اندازه
حرف زدن یا بچه ی اول خیلی تاثیر داره
دختر من که مشکلی نداشت خیلی داداشش رو دوست داشت مراقبش بود
ولی شما همسرتون هم خیلی باید حواستون باشه که اول به بچه بزرگ محبت بعد به دومی
فکر میکنم سه سال به بعد چون فهمیده تر میشن سخت تر باشه
مبارک باشه. آره هر بچه ای حس خودشو داره بعضی وقتا حس میکنم حتی دومی را بیشتر دوست دارم🙊
یموقعا ک حس میکنم دومیو بیشتر دوس دارم تو ذهنم میگم خدایا توبه 😵💫
مبارکه نگهش دار خوش قدم و پرروزی باشه براتون
من که اولی روخیلی دوست دارم ولی واسه دخترم دلم قنج میره.اینقدرمیچلونمش که نگو
من پسرم کلاس اول بود ۶سالش ک ابجیش اومد خیلی خیلی همو میخان ازهمون حسادت نکرد خیلی دست ب کمک بود ولی درکل اینقد این دوتا رو هم حساسن خدانکنه پسرمو دعوا کنم دخترم بااین سن کمش یامارو میزنه یا میپره بغل داداشش یکسره هم ورد زبونش دادا دادا رابطه ی بچه ها ک خوبه ماهم ک ماهم ک طبیعتا چون بجه اولمون مستقل شده بیشتر هواسمون ب کوچیکس ک حسابی شره ولی اینارو مدام واسه پسرم تعریف میکنیم ک یه وقتی حس بد نگیره ولی از هرلحاظی باباش یهویی خوشحالش میکنه ک بدونه دوست داشتنه فرقی نکرده فقط چون یه فسقل شیطون داریم ک چون چیزی متوجه نمیشه باید هواسمون ب اون باشه
بچه هام دوسال و پنج ماه فرقشونه
از رابطه شون باهم راضیم الان هرچقدر بزرگتر میشه دومی ،هم بازی اولی میشه و خنده هاشون و خوشحالیشون باهمه
الان راضی ام
ولی یکسال اول خیلی شرایط برام سخت بود چون کمکی ای نداشتم بچه دوم هم به شدت بدقلق بود رفلاکس داشت همش گریه میکرد خیلی روزای سختی بود
ولی شما حتما از کسی کمک بگیرین بدون هیچ رودربایسی ،خیلی به روانتون کمک میکنه
قدیم دلیل اینکه بچه ها راحت بزرگ میشدن بخاطر این بود زندگیشون جمعی بود همه دور هم بودن به هم کمک میکردن
شماهم حتما حتما از دوستان همسایه فامیل کمک بگیرین مثل من نخواین خودتون از پس همه چی بربیاین
درمورد دوس داشتن هم که گفتین
من یکسال اول انقدر اذیت میشدم سر گریه های بچه دوم بخاطر کولیک و رفلاکس و این چیزا ،که واقعا نمیتونستم زیاد دوسش داشته باشم انگار مایه عذابم بود بیشتر
ولی بعدش خنده هاش کاراش بامزگیش باعث شد جاشو تو قلبم باز کنه و واقعا هردوشونو به یه اندازه دوس دارم
فقط روزاول بیمارستان حس میکردم به بچه اولم ظلم کردم
کلا به شوهرم گفتم شکل خودت هست خودت بزرگش کن من نمیخوامش شب هم پیش خواهر شوهرم بود حال نداشتم بگیرمش
ولی فکر کنم اثرات داروی بیهوشی بود
چون اومدم خونه اوکی شدم
درسته بچه اول فاصله کم بودنی با دومی هیلی زود باید حس بزرگی کنه به خاطر دومی شما بیشتر حواست بهش باشه چون دومی نوزاد متوجه نیست ولی بچه اول حس رقیب داره
بچه یکی یا ده تا همشون عزیزن
اون هنر مادر هست که باید اینجا بکار بیاد
فقط شاد باشی و توکل به خدا
چرا نتونی قطعا لایق بودی که خدا بهت داره
خدا حفظش کنه انشاالله
تازه باهم همبازی هم هستن خوبه
بله خیلی مگه میشه دوست نداشته باشه
البته بچه اولم بزرگه 9 سالشه
بچه ها تو هر سنی حس حسادت دارن
من سر دخترم پسرم کلاس پنجم بود و فکر میکردم بزرگه و کمک حال و حسادت و اون چالش ها رو ندارم اما اشتباه میکردم
و در رابطه با بچه دوم چون خیلی چیزها رو میدونی و تجربه داری از لحاظ بچه داری راحت تر اما خب مسلما رسیدگی به دو تا بچه سختژ های خودشو داره بخصوص اگه کوچیک باشن هر دو اما بالاخره ب دوره ای داره و به ی سنی برسن آسونتر میگذره و البته که همبازی هم میشن و اختلاف زیاد خوب نیست چون اصلا همبازی خوبی براژ هم نیستن
من هنوز نیاوردم فعلا هم به فکرش نیستم
ولی منم احساس شمارو دارم وقتی به باردار فکرمیکنم
منم چند روز پیش بیبی چکم مثبت شد سق*ط کردم
شاید دو هفته هم نبود
بچم کوچیکه و باهاش کنار نیومدم
تبریک میگم بهتون
معلومه که دوستش خواهید داشت؛ شاید حتی از اولی هم بیشتر
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.