۱۲ پاسخ

شاید شقاق داری

سبزی جات میوه جات زیاد بخور خوب میشی خواهرم اینجوری بود سبزیجات اینا میخوره خوب شد

هموروئید یا همون بواسیره .همون اول نمیگه بیا کولونوسکوپی کن ! دارو بهت میده

منم چن وقت بعد زایمانم اینجوری شدم فک میکردم عفونت داشتم هی دکترم نرفتم خوب شد
چن‌وقته اینجوری هستی

چرا نمیخوای کولونوسکوپی بشه ببخشید این حرفو میزنم وای حتما اتفاقا باید بشی تا معلوم بشه ک چرا خون میاد ممکنه خیلی خطرناک باشه ودیر پیگیری کردن فقط زمان رو ازدست میدی وفرصت درمان

باید حتما بری دکتر گوارش احتمالا کولونوسکوپی کنه

احتمال زیاد بواسیر گرفتی

خون بعد مدفوع و قرمز قرمز مال بواسیر هست من دکتر ازم پرسید

چرا هز کولونوسکوپی میترسی؟
بگو با بیهوشی برات انجام بدن
اگه خدایی نکرده چیزی باشه زودتر بری بهتره
خون در مدفوع خطرناکه

حتما دکتر بره
روده سخته

بواسیر داری حتما بری دکتر بهت پماد میده خیلی از بواسیر ها بیرون زدگی نیست همسر منم این طور هست

بواسیرنداری؟

سوال های مرتبط

مامان عرفان جونم مامان عرفان جونم ۳ سالگی
عشقا سلام، اومدم خوشحالیم رو باهاتون در میون بزارم،،، عرفان حدود پنج ماه پیش( چون از بچگی باهام میومد دسشویی بخاطر وابستگی، اشنایی داشت با محیط دسشویی) کم کم میبردمش جیش میکرد ولی اصلا سعی نکردم که جفتمون اذیت بشیم، فقط در حدی که امادگیشو بسنجم، علاقه نشون داد و اومد، تقریبا از تولد دوسالگیش،خیلی هم خطا داشت چون اصلا سعی نکردم جدی بگیرم یا توضیح بدمش، ولی بعد از یک ماه دیگه بیرونم پوشکش نکردم و خودش میگفت شبا هم که از همون بچگی خشک بود پوشکش تا صبح،، خلاصه جیشش رو یک ماه طول کشید تا اوکی بشه، مونده بود پیپی که اصلا کارش نداشتم ترسیدم زود باشه یبوست بشه،، دوماه پیش گفتم مامان پیپی تو دسشویی کن مای بی بی مال مهیا کوچولوئه(بچه خواهرم ۱سالس) تو بزرگ شدی، گفت باشه، موقع ای که داشت میبردمش ولی لحظه ای که میخواست دفع کنه جیغ میزد و نمیزاشت و با ترس بغلم میکرد جوری که خودمم دلم سوخت، دیگه اصرارش نکردم ترسیدم، گفتم مامان هرچی تو بگی، بیا بریم، گفت مای بی بی کن و منم بیرون میکرد کارش ک تموم میشد صدام میزد میبردم میشستم، اصلا این دوسه ماه سعی نکردم اذیتش کنم و با ترفند ببرم، ولی میگفت پیپی دارم پوشکم کن، منم انجام میدادم، خلاصه تا سه روز پیش، مهمون داشتیم عرفان داشت با بچه ها بازی میکرد یهو دختر خواهرم که ۸سالشه گفت خاله عرفان نمیزاره در دسشویی رو ببندم عرفان دیده بود که بچه پیپی کرد ترسش ریخت، رفت بازی کرد، دسشوییش گرفت حموم نزدیک ترش بود سریع شلوارش رو دراورد و رفت تو حموم پیپی کرد، منم کلی بهش ارامش دادم و تشویق، بعدشم باباش کادو براش گرفت و کلی تاکید کردیم کادو مال اینه که یاد بگیری بری دسشویی پیپی کنی ادامه پایین