یا علی
من خواهر شوهرم حانله نیست
شوهرش عید رفت کارگری کنه
دختز ۳سال نیمش اورد خونه ما
بعد ابگوشت داشتم بزور دخترش نگه داشتم
بعد خودش رقت خونه و برگشت گفتم دو لقمه با هم میخوریم و تمام
اصلا ابگوشت دوست ندارن
بچهاامم تب لرز شدید ولی ی گوشه نشستن دخترش نیاد پیش بچهام رو تشک بودن
یبار دیگه شوهرش خونه نبود خورشت کنگر کرده بودم صبح زود اومد دیدش فهمید خورشته بخدا ی دیس بزرگ برنج جدا
ی شیشه پر گوشت خوری خورشت جدا بردم براشون
توام تلافی کن
من تو رو میشناسم باز یادت میره براش میبری😂
واییی من حامله بودم هیچی نمیتونستم بخورم بعدی امپول تقویتی داشتم ازبس حالم بدبودباید امپول میزدم بعدرفتم خونه همسایه بغلی مامانم ک امپولمو بزنه بعدش ک اومدم خونه دیدم ی بشقاب لوبیا پلواورده بودگفته بودبوش تو خونه بود گفتم دخترتون ک بارداربودشاید دلش خاسته.باز ی همسایع دیگه مامانم افغان هستن ی غذاهای میپزه بعدچن مدل غذاافغانی بخاطرمن درست کرده بودخونه خودش اورد واسم من خونه بابام بودم تا دوماه ازبس حالم بود
خدای من ،باورم نمیشه برات نیاوردن😐
ول کن بابا😂
چه بیشعور و بی رحمه جاریت
آخه آش دیگه باید بده اونم برای خانم باردار
واییییی چ جاری بیشوری و او اون بیشور تر مادرشوهرته...شعور جاریت نرسیده مادرشوهرت لال بوده بگ یه کاسه اش ببر برا جاریت حاملس یوقت دلش نکشه
وای اینجوری خیلی بده
بری هر کجا برات آش درست کنن بخوری بازم اون آش تو دلت میمونه اصلا نمیره
منم بخاطر ویار بعضی وقتا گریه میکردم تا صبح نمیخوابیدم🤕
وای اینا چجوری میخوان جواب بدن همسایه پایین من با اینکه غریبست هرچی درست میکنه ب منم میده ولکن هر چی حوس کردی خودت بپز
ب مادرت بگو همونو برات درست کنه
ازجاری انتظار نداشته باش مار افعی ان همشون
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.