۶ پاسخ

مادر شوهر منم همین بود، پدر منو در آورد این مدت که اونجا بودم، فقط صبر و تحمل کردم که بیام خونه خودم، الان اومدم خونه خودمون دیگه جواب تلفنش و نمیدم🤣 امروز گفت آخرین بازدید گوشیتو بردار ببینم کی آنلاین بودی، منو دارییییییییی میخواستم براش فحش بنویسم😳 با شوهرم بحثم شد گفتم بهش تذکر بده رو مغز من نره وگرنه سگ میشم میرینم به در و پیکرش ، بگو دست از سر من برداره اومدم اینجا هم ولم نمیکنه، با شوهرم دعوا شد از خونه رفت بیرون 🤣 یه ساعت بعد خودش اومد
برین بهشون بابا اصلا رو نده بیشعور رو
چاره داشته باشن از آدم بار میکشن

خدالعنتشون کنه

وای نگو ...من بعد ی سال استراحت مطلق زایمان عید با ی نوزاد ی ماهه رفتم خداشاهده کاری کردن ک ب غلط کردم افتادم دوباره پامو ندارم خونشون....حیف اون عیدمون که نفره شد ...بچم چون سینم پر شد بود ی زره نق میزد تا میخورد رفته به شوهرم گفته این بچه از نوک سینه های زنت بدش میاد بگو شیرشو بدوشه بده بهش....من ساده لوح هم ک تازه بچه دوممه رفتم اون چند روز تو شیشه شیر شیرمو پوشیدم ریختم ...اومدم خونه دیدم دیگه سنم رو نگرفت ک نگرفت وشیرخشکی شد.....حالا چطور این ادمارو دوست داشته باشی....ی بوس پدر شوهره بچم‌رو نکرد...برن گم شن که هیچیشون ب انسان نمیبره....ببازم من خاک برسرت جهت نفرین نکردن بهشون زنگ میزنم ولی شوهرم کلا بلاکشون کرده....میگه اینا آدم نمیشن

واسه من تقریبا هر روز بچمو میبینن
از لبش بوس میکنن غذای دهنی بهش میدن دست بچه رو میکنه دهنش گاز میگیره نمیفهمه بچه اون دستو میکنه دهنش... با دست دهنش غذا میذارن
منم روم نمیشه چیزی بگم
چند بار موقع دهنی دادن بچه رو عقب کشیدم ولی نمی‌فهمن دیگه میخوام رک بگم ناراحت شدنم شدن به جهنم!من هی احترام نگه میدارم غیر مستقیم میگم نکنن نمیفهمن ادم نفهم باید تو صورتش حرفتو بزنی

6 ماه پیش دیدمشون 2 هفته اومدن خونه ما چنبره زدن...
با اینکه بعد 6 ماه همو دیدیم بازم اخلاق ندارن...
کی بشه واسه همیشه باهاشون قطع ارتباط کنم ی نفس راحت بکشم
اینقدر آدم عوضی باشه

اشکال نداره عزیزم چرا خودتوناراحت میکنی ولشون کن

سوال های مرتبط

مامان بردیا مامان بردیا ۱ سالگی
مامانا بیاین بگین وقتی فهمیدین حامله اید چه حسی داشتین ؟؟
شوهرتون چه حسی داشت ؟
چطور ب خانواده ها گفتین ؟؟
من ۷ ماه اقدام کردم ناامید شدم دیگ باید دوم عید پریود میشدم ک نشدم تا ۱۳ فروردین میگفتم نه بابا این همه اقدام کردم نشد شاید هورمون بهم خورده شبش رفتیم با همسرم بیرون گفتم حالا دوتا بیبی چک بخرم دیگ ساعت ۱۱ شب بود رفتم دستشویی گفتم ی تستی بزنم
واااااایییی تست زدم دیدم مثبت قلبم ریخت کلی گریه کردم تو دستشویی شوهر دیده بود دیر اومدم نگران شد اومد دستشویی دید گریه میکنم بغلم کرد به ده دقیقه تو دستشویی گریه میکردیم 🤣🤣🤣🤣
تا صب خوابمون نبرد شک داشتم ساعت ۷ رفتم آزمایشگاه فوری آزمایش اورژانسی گرفتم ی ساعت بعد جواب مثبت اومد😍😍 از ازمایشگاه رفتم سیسمونی فروشی دوتا جوراب کوچیک گرفتم رفتم مشهد سمت خانواده ها
اول رفتم خونه مامانم گفتم مامان واست ی کادو گرفتم جعبه ک باز کرد جوراب دید از خوشحالی از حال رفت دیگ چند دقیقه طول کشید تا حالش خوب شد این‌قدر گریه کرد شکم بوس کرد 😍😍
بعدش رفتم خونه مادر شوهرم گفتم مامان کادو تولدت ۲۰ روز زودتر گرفتم وقتی جوراب دید با خواهر شوهرم همو بغل کردن گریه کردن بجایی ک منو بغل کنن🤣🤣عکس العمل قشنگی بود 😍😍
مامان 🩷دوقلوها🩷 مامان 🩷دوقلوها🩷 ۱۱ ماهگی