دقیقا منم همینطور بودم فقط مرغ و ماهی میخوردم ،تا یکسالگی خوب میشه ۹۰درصد بچه ها تا یکسالگی خوب میشن
ولی چقدر برای هممون غمگین شدم..(:
عزیزم علائم چی داشت پسدتون متوجه شدین حساسبت به پروتیین گاوی داره؟؟؟؟ رژیم بخاطر رفلاکس هم هست؟؟؟ فقط یر خودتونو میخوره؟؟؟
ببخشید شماهم پاتون قسمت سینه ی پا و کف پاها با قوس پاتون درد میکرد ؟
من خیلی اومدم خونه خودم گریه کردم همش احساس تنهایی میکردم همش میترسیدم نتونم از پس بچه داری بر بیام من خیلی اوضاع جسمیم بی ریخته باید حتما رژیم بگیرم لاغر کنم خداروشکر ازلحاظ روحی خوبم خداروشکر میکنم بخاطر دختر قشنگم
من نسبت ب قبل خیلی صبور تر شدم
خداروشکر همه چی آرومه خوبه لمش دستمون اومده...
فقط پا دردو منم خیلی دارم ولی قرص و مکملامو ادامه ندادم شاید برای اونه
من دوتا پسر دارم که شی زده ان باسختی وتنهایی بزرگشون کردم.الان بزرگ شدن واز آب گل در اومدن.اما میگم الان باشرایط سخت زندگی.الان که بیشتراز قبل تنها شدم.غریبم. با دیسک کمرو گردن.هزارتاسوال میاد واسترس وناراحتی.آیا میتونم بچمو شیر بدم.دستام بیحس نمیشه؟میتونم زایمان کنم.شبا چکار کنم.تو زایشگاه تنهاا.....بعدش تو خونه...چطور آشپزی کنم...کی به بچها میرسه..وای کولیک ودل درد ودلپیچه وزردی وشب نخوابیدن ووووووو......
من بارداری خیلی خوبی داشتم همه چی اوکی بود اما بعد از زایمان همه چی برعکس شد تو بیمارستان همه چی خوب بود اما اومدنی خونه خانواده همسرم یه دعوتی بزرگ گرفتن همون شب ترخیص از بیمارستان دردام از اونجا شروع شد سردرد کمر درد و گردنم قفل کرد حالم افتضاح بعد اون درگیر سینه شدم یکیشون سفت شده بود اینقدر وحشتناک درد داشت که با هیچی دردم آروم نمیشد سونو دادم فهمیدم خداروشکر عفونت نکرده بعدم دوشیدن شیر و دادن به پسرم خیلی سخت بود هر چی میگذشت انگار تخمدان چپم درد داشت تا ۲ماه بعد از زایمان همه گفتن یه سونو کامل بده ببینم چیه قضیه
سونو دادم فهمیدم تو بارداری سنگریزه کیسه صفرا گرفتم و باید سریع عمل کنم آخه خطر اینو داشت وارد مجرا و کبدم بشه
و یک هفته هست عمل شدم
من که بارداری افتضاحی داشتم استراحت مطلق ویار شدید تا ۶ ماهگی چون سه پیش دوقلو تو ماه ۶ از دست دادم استراحت مطلق شدم زایمان اورژانسی دخترم بدنیا آمد کبود بود من گریه میکردم میگفتم خدایا این بهم ببخش با سختی ای وی اف بدست آوردم کلی تو بارداری اذیت شدم این یکی بهم ببخش ۲۰ اسفند اوج جنگ بزن بزن یک هفته بستری آن ای سیو بد مرخص شدن کولیک رفلاکس دست تنها بدون کمکی انقدر استرس داشتم گریه کردم شیر نداشتم دخترم شیرخشکی شد افسردگی بعد از زایمان هر بار دخترم میبینم اشک تو چشام جمع میشه که نتونستم بهش شیر بدم احساس میکنم مادر کافی نبودم 😞بماند که درد آمپول بی حسی تو کمر هنوز اذیت میکند فدای یه تار موی دخترم وقتی لبخند میزنه انگار دنیا بهم میخنده سختی ها و غم های زندگی فراموش میکنم
من ک یه پسر دو سال و 10ماهه دارم یکیم ک الان 36 روزشه
از نظر روحی تا 20روز ک واقعا حالم بد بود تپش قلب استرس بی اشتها، از بعد زایمان 14کیلو کم کردم
جسمی هم کمر درد دارم نمیتونم زیاد رو کمرم بخابم با اینکه طبیعی بودم و سوزن بی حسی نزدم ک بگم بخاطر اونه
الان روحم بهتره ولی خیلی خستس... 😕
چقدر مثل من ولی همش گذراس
تجربش نکردم ولی دوست دارم سریع تجربش کنم
همشهری سال چند ازدواج کردی عزیزم؟
من خیلی حالم بده رژیمم هستم برادخترم حساسیته دارم نابود میشم فقط خداکمکم کنههههه روحی خستم جسمی بدتر
من بدن درد
دست درد
پادرد
ولی الان فقط دستمه فعلا
ولی خداروشکر راضی هستم
سختی های زردی و ... گذشت
الانم با همه سختیها که البته من همش میگم اصلا اذیت نشدم عاشق حس مادر شدنم بیشتر مواقع با نگاه کردن به دایارم اشک شوق میریزم و خداروشکر میکنم برای وجود پسرم♥️
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.